کلیات راهکارهای غلبه بر اطاله

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل مقدماتی : کلیات راهکاری پیشگیری و غلبه بر اطاله دادرسی 1

مبحث اول: تعریف راههای پیشگیری و شرایط آن 1

گفتار اول: تعریف راههای پیشگیری 2

گفتار دوم : شرایط راههای پیشگیری از اطاله دادرسی 3

(30 ص1)

فصل مقدماتی: کلیات راهکارهای

پیشگیری و غلبه بر اطاله دادرسی:

جهان دوره صنعتی شدن را پشت سر گذارده و وارد عصری گردیده است که به "موج سوم" یا دنیای بهره از نیروی تفکر انسان­ها نامیده میشود. در قرن جدید به لحاظ تغییرات سریع و وسیع در تمام امور، تنها جوامعی پایدار خواهند ماند که مردم آن بهتر بیندیشند و قادر باشند در برخورد با مسایل، اندیشمندانه و منطقی روبه­رو شده و بهترین راه حل را اتخاذ نمایند. در علم مدیریت هم اعتقاد آن است که مسأله جایی است که بین "وضع موجود " و "وضع مطلوب" تعارض وجود داشته باشد. به همین خاطر "اطاله دادرسی" یک مشکل و مسأله اجتماعی است و می­طلبد مدیران و برنامه­ریزان با استفاده از تمامی اطلاعات و مهارت­ها به این مسأله در قالب "نظریه عمومی سیستم­ها" ـ که عهده­دار کشف چگونگی روابط و کنش­های متقابل در انواع سیستم­ها است و هدف این نظریه اکتشاف علمی کل­ها و کلیت­ها است ـ بپردازند تا جامعه و قوه قضاییه بر یکی از مهم­ترین و مزمن­ترین مشکلات خود فایق آمده و زمینه حرکت به سوی "توسعه و اصلاح" در تمام شئون به ویژه امور قضایی فراهم گردد.

محمد رضا وکیلیان ـ قاضی دادگستری

(ش39 ص47)

مبحث اول: تعریف راه­های پیشگیری و شرایط آن

درک مفهوم پیشگیری از اطاله دادرسی، به شناخت راه­های آن کمک می­کند. اصولاً شناخت مفهوم تحقیق به محقق کمک میکند تا از حدود بحث و تحقیق خارج نشود. بررسی سوابق تاریخی، اعم از داخلی و خارجی از این بحث، به ما دید شفاف­تری از موضوع می­دهد. چرا که گذشته، درس عبرتی برای آینده است. اشتباه کردن مهم نیست تکرار اشتباه عیب بزرگی است و همیشه با نگاه به گذشته باید برای آینده تفکر کرد. اشتباه جزء ذاتی آدمی است و موفق کسی است که کمتر اشتباه کرده و بیشتر تدبر کند.

(39 ص48)

گفتار اول ـ تعریف راه­های پیشگیری

همان­طور که اجمالاً گفتیم مبارزه با اطاله دادرسی در دو مرحله قابل تصور است. مرحله اولیه (پیش­گیری) و مرحله ثانویه (جبران) و مبارزه با این پدیده می­باشد و پس از ظهور آثار مخرب این پدیده مورد توجه قرار گرفته و در قالب جبران خسارت، تنبیه انضباطی و غیره، جلوه پیدا می­کند. مرحله دوم نوعی تسلی تألمات روحی و جسمی متضرر از این پدیده است. مثلاًً متضرر از تطویل دادرسی، علیه شخص ثالث که با طرح دعوای واهی موجب اطاله غیرموجه دادرسی شده است، دادخواست جبران خسارت می­دهد و از این طریق ضرری که به وی رسیده است مطالبه می­نمایند. البته این طریق مبارزه با اطاله دادرسی در ایران، آن­ هم از نوع مسؤولیت مدنی، کمتر به چشم می­خورد ولی مسؤولیت انتظامی ناشی از اطاله دادرسی را در رویه قضایی می­توان دید. در راههای جبران اطاله دادرسی که در قالب بحث مسؤولیت، جای می­گیرد به نوعی هدف پیشگیری را نیز میتوان ملاحظه نمود. وقتی تعدادی از اشخاص اطاله­زا در دادرسی با مجازات­های کیفری و انتظامی تنبیه شوند این اقدام برای سایر اشخاص که قصد اطاله دادرسی دارند از جمله برای اشخاصی که قبلاً به دلیل اطاله دادرسی تنبیه شده­اند می­تواند اثر پیشگیری داشته باشد. مثلاً وقتی یک قاضی تنبیه شدید همکار خود را به علت اطاله دادرسی، دید دیگر حتی به اقدامات اطاله­زا در دادرسی فکر نمی­کند و حتی با یک وسواس خاص ناشی از ترس، به منظور تسریع دادرسی، می­کوشد.

در بحث راه­های پیشگیری از اطاله دادرسی ما به دنبال آن هستیم که چه کنیم تا دادرسی­ها سریع­تر به نتیجه برسند و بدون دلیل، تطویل نشوند. پیش­بینی راه­های پیشگیری از اطاله دادرسی که به نوع موجب سرعت در دادرسی­ها می­شوند آثار زیادی دارند که از جمله آن­ها بهبود وضعیت اقتصادی کشور است. همان­طوری که قبلاً اشاره کردیم، دادرسی صحیح و سریع موجب تضمین تأمین حقوق اشخاص، تسدید راه­های سودجویی و زورگویی، آرامش باطنی جامعه از احقاق حق سریع و غیره می­شود.

(39 ص46)

پدیده اطاله دادرسی در هر کشوری وجود دارد و تنها به کشور ما و آن هم در این برهه خاص زمانی محدود نمی­شود و اگر اختلافی است اختلاف در کمیت است. با توجه به نارضایتی مردم از این معضل در دادخواهی، همواره مبارزات مختلف به منظور مهار یا تعدیل این موضوع، از سوی کشورها صورت گرفته است. ارایه راه­های مناسب برای مقابله، مستلزم تعیین هدف از مبارزه است. با تعیین هدف از مقابله، راه­های مقابله، به شکل­های مختلف می­تواند ارایه شود.

(39 ص49)

گفتار دوم ـ شرایط راه­های پیشگیری از اطاله دادرسی

دادرسی عادلانه اوصاف مختلفی دارد که از جمله آن­ها سرعت، دقت و ساده بودن آن است. دادرسی عادلانه به معنای دادرسی سریع نیست بلکه سرعت، یکی از اوصاف دادرسی صحیح است. راه­های تسریع در دادرسی باید به نحوی باشد که اوصاف دیگر دادرسی عادلانه، تأمین شود. ارایه راه­های پیشگیری باید با تدبر خاص همراه باشد. شاید بسیاری از راه­ها، در کوتاه مدت، موجب تسریع در فرایند دادرسی باشد ولی در آینده نتایج بدی به جا بگذارد. لذا ارایه راه­های پیشگیری از اطاله دادرسی باید لحاظ شرایط خاص باشد.

(39 ص50)

برخی از این شرایط که باید در نظر گرفته شود به شرح ذیل است:

1ـ راه­های پیشگیری نباید به نحوی باشد که کاهش اطاله دادرسی از یک طرف و تشدید این معضل از طرف دیگر را موجب شود. مثلاً اگر چه وضع یک قانون، در یک موضوع، موجب شفاف شدن دعوا می­شود و در نتیجه قاضی را از سرگردانی در کشف جنبه حکمی دعوا از لابلای سایر منابع فرعی معاف کرده و دادرسی­ها تسریع می­شود ولی اگر وضع آن قانون موجب تراکم دعاوی باشد به دلیل اشتغال بیشتر وقت دادگاه­ها، اوقات دادرسی­ها طولانی شده و در نتیجه دادرسی­ها تطویل می­شود. اگر چه در کوتاه مدت با تصویب آن قانون ماهوی موجب تسریع بعضی از دادرسی­ها می­شود ولی از طرف دیگر، با توجه به ایجاد تراکم دعاوی، اطاله دادرسی به رنگ دیگر ظاهر می­شود. در واقع اقدام فوق را نمیتوان راه پیشگیری تلقی کرد. بلکه این به نوعی موجب تغییر علت اطاله دادرسی می­شود. نمونه این موضوع، قانون تشکیل دادگاه­های عمومی و انقلاب 1373 است.

یکی از اهداف عمومی کردن دادگاه­ها، ساده کردن تشریفات دادگاهها، توسعه صلاحیت قضات در رسیدگی به همه دعاوی و حذف معضلات صلاحیت­های متعدد بود. در کوتاه مدت اگر چه آمار دعاوی مختومه افزایش یافت ولی پس از مدتی ضعف بنیه علمی قضات، که در تمامی موضوعات صلاحیت قانونی داشتند، کیفیت علمی رأی قضایی نزول کرد و در نتیجه آمار نقض آرای قضایی و تجدید دادرسی­ها افزایش یافت و دادرسی­ها تطویل شد.

(39 ص 51)

2ـ راه­های پیشگیری نباید موجب پیچیده شدن دادرسی شود. ساده و روان یکی از اوصاف دادرسی صحیح بوده و افراط تشریفات دادخواهی، عیب تلقی می­شود. مثلاً اگر چه تعیین صلاحیت متعدد برای دعاوی، بر حسب میزان خواسته، مفید و موجب تخصص­گرایی است ولی افراط در آن ممکن است موجب سرگردانی مردم در تشخیص دادگاه صالح و درگیری­های قضایی از جمله اختلاف در صلاحیت شود.

(39 ص52)

3ـ سرعت در دادرسی نباید دقت در دادرسی را تحت تأثیر قرار دهد. سرعت در دادرسی به معنای عجله در دادرسی نیست. راه­های پیشگیری باید به نحوی تدوین شود که اصل دقت در دادرسی فراموش نشود. اگر چه سرعت در دادرسی یکی از اوصاف دادرسی صحیح و عادلانه است دقت نیز از دیگر اوصاف دادرسی صحیح تلقی می­شود.

(39 ص53)

4ـ راههای پیشگیری باید به نحوی تدوین شود که موجب کاهش تراکم دعاوی در محاکم قضایی و نیز مانع کندی روند یک دادرسی شود. راهکاری که این دو هدف را بهتر تأمین می­کند بر سایر راهکارهای احتمالی ترجیح دارد.

(39 ص54)

5ـ با توجه به این­که معضل اطاله دادرسی یک موضوع مهارنشدنی است. راه­های پیشگیری باید به نحوی باشد که موجب تعدیل بهتر این پدیده شود. در صورتی که دو راهکار در خصوص یک اطاله­زا در فرایند دادرسی وجود داشته باشد راهکاری که بیشترین تأثیر در تسریع دادرسی دارند باید انتخاب شود. البته حفظ سایر اوصاف دادرسی عادلانه که بحث شد ضروری است.

(39 ص55)

6ـ راه­های پیشگیری نباید موجب تضییع حقوق اصحاب دعوا و یا تعدی به قواعد آمره دادرسی شود.

منظور از تسریع دادرسی، ایجاد عادلانه بوده و در دادرسی عادلانه حفظ حقوق اصحاب دعوا و قواعد مربوط به نظم عمومی یک اصل است. تسریع دادرسی به هر قیمتی، نامعقول است. هدف از تسریع دادرسی حل معضل اشخاص در دادخواهی است ولی این موضوع نباید به قیمت تضییع حقوق افراد جامعه باشد. مثلاً ابلاغ صحیح، به منظور تشکیل جلسه دادرسی یک اصل است ولی تخصیص این اصل برای بعضی از دعاوی یا بعضی از اشخاص، هر چند به دلیل عدم ضرورت صرف زمان برای ابلاغ موجب تسریع دادرسی می­شود ولی این امر نامعقول بوده و موجب تضییع حقوق اصحاب دعوا است.

(39 ص56)

7ـ با توجه به شناسایی علل حقوقی اطاله دادرسی، راه­های پیشگیری از آن­ها نیز، در همان راستا است. مثلاً اگر چه افزایش بودجه برای استخدام قضات و تأمین سایر امکانات قضایی، در تسریع دادرسی­ها و بهبود کیفیت خدمات قضایی، تأثیر زیادی دارد ولی با توجه به اختصاص بحث ما به علل دادرسی، توجه به این راه­ها، از حوزه بحث ما خارج است.

ما معتقدیم که کاهش موجودی و جلوگیری از اطاله دادرسی با اتکا بر امکانات موجود تنها در سایه یک برنامه کوتاه مدت و همه جانبه امکان­پذیر است.

(4 ص136)

فصل ششم: علت ضعف نظام نظارتی و بازرسی

نظارت و بازرسی در کلیه امور دستگاه قضایی امری بسیار ضروری است. اعم از نظارت بر قسمت­های اداری و ستادی جهت استفاده بهینه و اختصاص صحیح اعتبارات و امکانات و رعایت عدالت و جلوگیری از تبعیض در این مورد که ضرورت و فلسفه خاص خود را دارد اما آن­چه که در این­جا مد نظر است نظارت و بازرسی­های مربوط به امور قضایی است که مرتبط با قضیه اهاله دادرسی نیز می­باشد.

(12 ص11)

گفتار اول: صلاحیت حاکم بر نظام نظارت و بازرسی مستمر

ارزشیابی کارکنان، بررسی رفتارها و قابلیت­های آنان از وظایف اصلی مدیران است.

با آگاه نمودن کارکنان از عملکرد خود زمینه پرورش آن­ها را فراهم کرده، باعث خواهد شد آگاهانه، در جهت جایگزین ساخته رفتارهای منایب و حذف رفتارهای منفی و غیر اثربخش تلاش نمایند. این امر نه تنها کارآیی کارکنان (انجام درست امور) را سبب می­گردد بلکه موجب اثر بخشی (انجام کارهای درست در راستای تحقق اهداف سازمان) نیز می­شود. نظارت بر عملکرد نیروی انسانی امری ضرورتی و حیاتی است.

1ـ خوشبختانه این امر، مورد عنایت ریاست محترم قوه قضاییه نیز می­باشد. در بند 1 و 2 بخش­نامه شماره 36774/75/؟ مورخ 30/10/75 در این خصوص آمده است:

بند 1ـ نظارت مستمر و مداوم رؤسای کل دادگستری بر عملکرد دادگاه­ها و دوایر اداری دادگستری­ها و محاکم انقلاب تابعه به نحو حضوری و در مواردی بدون اطلاع قبلی و ملاحظه آراء و تصمیمات محاکم از لحاظ کیفی توسط همکاران مجرب استان­ها و دقت مضاعف در امر ارجاع با رعایت استعداد و توان کاری و تجربه قضات.

بند 2ـ ارزشیابی وضعیت اخلاقی و میزان کارآیی و علاقه­مندی قضات در هر شش ماه و ارسال گزارش محرمانه به اداره ارزشیابی قضات.

(34 ص75)

گفتار اول: وضعیت حاکم بر نظارت و بازرسی مستمر

بدون شک اعمال نظارت بر هر سازمان یا دستگاه یا مقام قضایی و اداری لازم است. در کشور ما حتی مقام معظم رهبری تحت نظارت ـ مجلس خبرگان رهبری ـ هستند. در قوه قضاییه هم حداقل آثار عدم نظارت، می­تواند اطاله دادرسی باشد. در بحث نظارت و کنترل برای کاهش یا رفع اطاله دادرسی مسأله بسیار مهم این است که، همکاران محترم قضایی و اداری باور کنند، هدف از اعمال نظارت، مچ­گیری و کشف ضعف کارکنان نیست بلکه چنان­چه ضعفی هم مشاهده شد مطابق قوانین و مقررات مربوط به آن برخورد می­شود هر چند اصل بر رعایت مهرورزی است و تا آن­جا که تخلف به حقوق اصحاب دعوی لطمه وارد نساخته و اولین بار مشاهده شده باشد تذکر با رعایت اصول اخلاقی میتواند کارساز باشد.

(36 ص12)

اعمال نظارت و بازرسی­های دقیق و کارشناسانه با گرایش آموزشی لازم سلامت هر دستگاهی را تضمین می­کند.

(34 ص77)

هم­اکنون مراجع نظارتی مختلفی درون قوه قضاییه به امر نظارت بر واحدهای مختلف می­پردازند و شاید در دنیا کمتر مرجع قضایی به اندازه کشور ما مورد نظارت قرار می­گیرند. از جمله مراجع نظارتی مزبور می­توان از نظارت عالیه رییس محترم قوه قضاییه، محکمه عالی انتظامی قضات، دادسرا و دادگاه عالی انتظامی قضات، سازمان بازرسی کل کشور[1]، دفتر نظارت قضایی ویژه، اداره کل نظارت و پی­گیری قوه قضاییه نام برد که هر کدام به نحوی با رعایت شرح وظایف به نظارتهای پیش­گیرانه و تعقیبی و اعمال نظارت و کنترل می­پردازند.

(34 ص78)

نظارت ریاست محترم قوه قضاییه

بند اول ـ از طریق بازدید و بازرسی از دادسراها و دادگاه­ها

بند دوم ـ تدوین برنامه­های کلان و تهیه لوایح قضایی

1ـ ایشان با صدور بخش­نامه­ها، دستورالعمل­های مختلف و تدوین سیاست­ها و برنامه­های کلان، پایه­گذاری یا تقویت نهاد داوری و حکمیت و مراجع شبه قضایی یا با تهیه طرح­هایی مانند طرح جامع رفع اطاله دادرسی 1 و 2 و 3 که منجر به رفع اطاله دادرسی می­شود و ابلاغ آن­ها به رؤسای کل و شعبات دادسراها و دادگاه­ها نقش بسیار مؤثر و بی­بدیلی در این خصوص ایفا می­کنند.

2ـ از طریق معاونت اداری و مالی قوه قضاییه نحوه توزیع و تقسیم اضافه کار و بهره­وری را مشخص می­تواند و جهت اجرا به رؤسای کل دادگستری­ها ابلاغ می­دارند. دستورالعمل توزیع یا تقسیم وجوه مذکور می­تواند در راستای کاهش اطاله دادرسی باشد.

3ـ با هم­کاری مسؤولان قوه قضاییه نسبت به تهیه لوایح قضایی مناسب به منظور قضازدایی و جرم­زدایی از قوانین متناقض و … اقدام می­کنند.

بند سوم ـ تعامل و هماهنگی با سایر قوا و سازمان­های دیگر

ایشان از طریق تعامل و هماهنگی با سایر قوا و سازمان­های دیگر از جمله سران قوا و فرماندهان ضابطین دادگستری کمک شایانی به رفع اطاله دادرسی می­نمایند.

(34 ص79)

نظارت مراجع نظارتی قوه قضاییه

بند اول – دادسرا و دادگاه انتظامی قضات

همان­طور که می­دانیم از یک طرف تخلفات انتظامی قضات توسط دادسرای انتظامی رسیدگی در صورت احراز تخلف مراتب با صدور کیفر خواست جهت صدور حکم شایسته به دادگاه عالی انتظامی قضات ارسال می­گردد تا در آن­جا بنا بر تشخیص دادگاه حکم بر برائت یا محکومیت صادر گردد. از طرف دیگر پاره­ای اقدامات که منجر به اطاله دادرسی می­گردد تخلف انتظامی شمرده می­شود مانند تجدید یا تأخیر اوقات دادرسی بدون دلیل و عذی موجه یا بی­نظمی در دفتر یا شعبه دادسرا و دادگاه، بنابراین جلوگیری از تأخیر یا تجدید اوقات دادرسی یا پیش­گیری از بروز بی­نظمی در دفتر یا شعبه موجب تدقیق و تسریع در رسیدگی و دادرسی می­گردد و ما نقش بارز دادسرا و دادگاه عالی انتظامی قضات را در رفع اطاله به وضوح مشاهده می­کنیم.

بند دوم – اداره کل نظارت و پی­گیری حوزه نظارت قضایی ویژه

علاوه بر موارد فوق معاونت مربوط در دادسرای انتظامی قضات با استفاده از شیوه­هایی که طبق آیین­نامه مصوب ریاست محترم قوه قضاییه مقرر شده است من­جمله مطالعه پرونده­های رسیدگی شده یا در حال رسیدگی یا با اعزام بازرسان از تهران یا از طریق واحد ارزش­یابی مستقی در استان­ها که در رأس آن­ها قضات باتجربه هستند یا رسیدگی به شکایات انتظامی اصحاب دعوی یا گزارشات مقامات یا مراجع نظارتی به نظارت و کنترل قضات پرداخته و نقش مؤثری در رفع اطالع دادرسی ایفا می­کنند.

(34 ص80)

3ـ نظارت سایر قضات

سایر قضات اعم از رؤسای شعب و دادرسان علی­البدل، بازپرسان، معاونان، دادستان و دادیاران موظفند بر عملکرد کادر دفتری تحت نظر خود به­طور مستمر نظارت نمایند. در صورت مشاهده نواقص و متن ایرادات با شیوه شایسته­ای نسبت به تذکر موضوع به مستخدم مربوطه اقدام وسیعی در رفع ایرادات و نواقص مذکور نمایند. همان­طور که میدانیم عدم نظارت بر زیر مجمموعه تخلف انتظامی محسوب می­گردد. عدم نظارت مقامات مذکور باعث بی­نظمی در امور قضایی و در نتیجه اطاله دادرسی می­شود. قضات میبوط با ارشاد و راهنمایی کادر دفتری به تسریع در روند دادرسی کمک شایان توجهی می­نمایند که موجب کاهش اطاله دادرسی می­شود.

(34 ص81)

4ـ آثار نظارت­های فوق برای رفع اطاله دادرسی

بند اول ـ دقت و توجه بیشتر کارکنان در ارایه خدمت

قضات و کارمندان در جریان رسیدگی دقت و توجه بیشتری به محتویات پرونده و استماع اظهارات طرفین و مطلعین و شهود و صورت جلسه نمودن آن­ها واحد نظریات و اخذ نظریات کارشناسی و اتخاذ تصمیم، صدور و اجرای آراء خواهند نمود.

بند دوم ـ مطالعه قوانین و مقررات، آراء وحدت رویه و …

کارکنان قضایی و اداری برای ارائه هر چه بهتر خدمات به ارباب رجوع به مطالعه قوانین و مقررات و آراء وحدت رویه و … خواهند پرداخت. در این زمینه هر چه بیشتر سعی خواهند کرد عملکردشان در رابطه با رسیدگی منطبق با قوانین و مقررات مذکور باشد.

بند سوم ـ رفع نسبی ایرادات و نقایص

چنان­چه بازرسان و مقامات مسؤول ایراد یا نقصی در کار مشاهده نمایند آن را به قاضی میبوطه تذکر می­دهند تا در این ارشاد و راهنمایی را برای رسیدگی در همان پرونده و پرونده­های دیگر به کار گرفته و بدین­وسیله از اطاله دادرسی جلوگیری شود.

بند چهارم ـ نظم و انضباط

نظم و انظباط بهتری در مراجع قضایی از لحاظ ورود و خروج، زمان رسیدگی به پرونده­ها، دستور ثبت لوایح، و کیفیت رسیدگی و… برقرار می­شود که همگی باعث می­گردد از نقض آراء در مراجع عالی و در نتیجه از اطاله دادرسی جلوگیری می­گردد.

(30 ردیف 37ص5)

الف – فقدان نیروی نسانی به تعداد کافی برای نظارت و بازرسی مستمر

فقدان نظارت و بازرسی مستمر به دلیل کمبود نیروی انسانی آموزش دیده کار را به سامان نمی­رساند.

(16 ص69)

راهکار: تدوین روش انتخاب بازرسی قضایی و آموزش آنان

(30 ص13)

ج ـ عدم توجه به نقش و اهمیت نظارت

با بررسی وضعیت هر نهاد یا سیستم موفق یکی از اصولی که جلب توجه می­کند اصل ارزش­یابی است امروزه در دادگستری و محاکم عمومی ما متأسفانه به این اصل یا بهایی داده نمی­شود و اگر بعضاً بازرسانی نیز به همین منظور وظایفی را عهده­دار می­شوند نتیجه عمل آن­ها را در جایی شاهد نبوده­ایم بنده بر این باور هستم که ارزش­یابی قضات و حتی کارکنان اداری محاکم نه به نحو موجود بلکه به شکل اصولی خود باعث شناسایی عناصر کارآمد از افراد غیرفعال شده و یا اعمال تشویق­ها و تنبیه­های لازم تأثیر این بند را در عدم اطاله دادرسی در محاکم شاهد خواهیم بود.

(21 ص 60)

راه­کار:

1ـ ایجاد ساز و کارهای نظارتی مؤثر در جهت بهینه از دستگاه قضایی قانون­مند

(22 ص35)

2ـ فعالیت دقیق ادارات نظارتی و کنترلی و نقد صحیح عملکرد (بیان نکات مثبت و منفی عملکرد

(ص16)

3ـ اعمال نظارت صحیح بر عملکرد قضات و واحدهای قضایی

(32 ص59)

4ـ ارزیابی مرتب اقدامات انجام شده (هر 4 ماه یکبار)

(4 ص5)

5ـ بازرسی و نظارت مستمر و دوره­ای بر کار قضات و ایجاد اصلاحات در بافت اداری و دادگستری

(4 ص139)

6ـ قضات مراجع انتظامی اولاً از بین قضات با تجربه اتخاب شوند و خودشان کلیه سمت­های قضایی را از پایین­ترین سطح و از دادیاری، دادسراهای عمومی تا سطح دیوان­عالی کشور طی کرده باشد و از قضات فاضل و با حسن نیت باشد تا اقدامات آن­ها سبب احساس نداشتن امنیت شغلی و روحیه منفی­گرایی در قضات نشود و این­که برخوردهای قاطعانه آن­ها با عناصر غیر صالح تا با حمایت جامعه قضات مواجه شود.

(33 ص35)

د ـ ضعف ساختار نظارت مستمر بر فرآیند دادرسی

شاید کمتر در دنیا به اندازه کشور اسلامی ما ایران واحدهای نظارتی به ویژه برای دستگاه قضایی وجود داشته باشد. صرف نظر از نهادهای اطلاعاتی ـ نهاد حفاظت اطلاعات قوه قضاییه ـ بازرسی ویژه قضاییه ـ دفتر نظارت و پی­گیری ـ معاونت ارزش­یابی دادسرای انتظامی ـ دادسرای انتظامی قضات ـ دادگاه عالی انتظامی قضات ـ سازمان بازرسی کل کشور و سایر مراکز، مستقیماً به فعالیت واحدهای قضایی نظارت می­نمایند. با این حال گاهی تخلفات قضایی و بی­توجهی در رسیدگی سهواً و یا عمداً دیده می­شود و افزایش آمار تعلیق و تعقیب نسبت به سال­های گذشته گواهی بر این است که این سیستم­های متعدد نظارتی کارآیی کافی را در حد کفایت ندارند. نظارت بر فعالیت قضات باید دقیق، صحیح و مستمر باشد!

(12 ص12)

مسلماً نحوه نظارت و کنترل سازمان نسبت به زیر مجموعه­های خود در کارکرد آنان مؤثر است. نظارت باید به نحوی باشد که منجر به اصلاح امور گردد. به نظر می­رسد جایگاه مراجع نظارتی به خوبی تعریف نشده و در عمل توفیق چندانی در تحصیل کارآمد نداشته است.

(33 ص36)

راهکار:

1ـ در صورتی که واحدی به طور مستمرپرونده­های همه قضات را (حداقل دو پرونده در ماه) مطالبه و ملاحظه نموده و اشکالات را تذکر دهد بلاشک کیفیت کار قضات افزایش می­یابد. در این راه نیازی به تعقیب و صدور کیفر خواست که نهایتاً به موضع­گیری قاضی و دفاع از خود و عدم پذیرش اشکالات منتهی می­شود نیست، تذکرات منطقی و دوستانه بیشتر اثر بخش است.

اثر نظارت صحیح و عالیه کاهش اطاله دادرسی است زیرا وقتی قاضی به هر علت با تجدید اوقات و عدم رسیدگی صحیح موجبات اطاله دادرسی را فراهم می­سازد. مرجع نظارتی که هر ماهه پرونده­های او را مشاهده می­کند متوجه این نقص شده و با تذکرات مکرر و نظارت­های بعدی اشکال مطروحه را برطرف می­نماید. نتیجه عملی چنین نظارتی بالا رفتن کیفیت و کمیت دادرسی­ها خواهد بود.

(33 ص107)

2ـ نظارت و بازدید از دادگستری­های شهرستان­ها

برنامه منظم و مستمر بازدید از دادگستری­ها و بررسی وضعیت آن­ها رفع مشکلات، احتمالی آن حوزه­های قضایی در دستور کار معاونت نظارت قرار دارد و در پایان هر سفر گزارش وضعیت فعلی تهیه و بایگانی می­شود. با مقایسه این گزارشات با یکدیگر می­توان روند بهبود وضعیت این حوزه­های قضایی را بررسی نمود. رییس دادگستری نیز لازم است با برنامه­های منظم از این حوزه­ها بازدید نماید.

(33 ص108)

3ـ واحد ارزش­یابی

هر چند در چارت تشکیلاتی برای استان­ها واحد ارزش­یابی در نظر گرفته نشده است ولی یکی از فعالیت­های معاونت نظارت می­تواند ارزش­یابی کارکنان و قضات باشد برای این منظور برای همه کارکنان پرونده­ای تشکیل و گزارشات له و علیه و نیز مطالب مثبت و منفی مربوط به آنان در این پرونده بایگانی می­شود.

این معاونت از هر قاضی در ماه با انتخاب خود دو پرونده مطالبه و مورد مطالعه و بررسی قرار می­دهد و نتیجه آن را در یک فرم مخصوص نوشته و بایگانی می­نماید بنابراین در پایان هر سال با توجه به ملاحظه 24 پرونده از هر قاضی می­توان در مورد عملکرد وی به طور دقیق اظهار نظر نموده در همین ارتباط با تهیه یک برنامه اختصاصی رایانه­ای اطلاعات مثبت و منفی کارکنان در حال ثبت در رایانه است که این اقدام از سال گذشته آغاز شده و در مراحل پایانی می­باشد.

4ـ شاید هیچ کنترل و نظارتی برای قضات بهتر از بررسی و ارزیابی آراء صادره آن­ها نباشد لذا با مطالعه پرونده­ها میزان کار مفید آن­ها دقیقاً بهتر از بررسی و ارزیابی آراء صادره آن­ها نباشد لذا با مطالعه پرونده­ها میزان کار مفید آن­ها دقیقاً معلوم می­شود و آراء منقوضه قضات بدوی توسط کمیسیون آموزش و تحقیقات جمع­آوری و به نامبرده اعلام شود.

(20 ص12)

5ـ بی­شک در امور مدنی که تمام مراحل دادرسی توسط قضات نشسته هدایت می­شود احترام به قانون و اصل استقلال قاضی نافی برقراری نظم مبتنی بر سلسله مراتب و یا گماردن قاضی اظهار نظر در این قبیل پرونده­هاست ولی کنترل غیر مستقیم و اعمال نظارت متکی به بررسی کار قضات از نزدیک تا حد قابل ملاحظه­ای ما را در نیل به مقصود که کنترل کیفی کار قضایی با حفظ استقلال قضات است یاری خواهد داد.

(26 ص37)

6ـ تقویت دستگاه­های نظارتی به خصوص در مراکز هر استان به منظور کنترل و کیفیت کار قضات و کارمندان.

(4 ص138)

7ـ اصلاح نظام­نامه راجع به تشخیص انواع تقصیرات انتظامی قضات و تعیین مجازات آن­ها مصوب13/12/1304 هیأت وزراء در نظام­نامه فوق­الاشاره که مصوب 1304 و از طرف هیأت وزرا به تصویب رسیده ایت با مقتضیات این دوران مطابقت ندارد زیرا به عنوان مثال ماده 20 این نظام­نامه تکلیف مالایطاقی را برای قضات ایجاد می­کند به این نحو که اگر قاضی بر تمام قوانین موجود تسلط نداشته باشد و ناچاراً مفهوم یا منطوق ماده­ای از قوانین کهنه و متروک را مد نظر قرار نداده باشد طبق این ماده قابل تعقیب انتظامی بوده و به مجازات از درجه 2 تا 4 ماده 38 قانون استخدام کشوری که شامل توبیخ کتبی تا انفصال موقت است محکومیت می­سابد و اکثریت محکومیت­های انتظامی قضات به استناد این ماده است و با توجه به کثرت قوانین و مقررات مختلف و تغییرات پی در پی آن­ها دایره شمول تخلفات مشمول این ماده بی­نهایت شده است لذا با توجه به مطالب معروض اصلاح نظام­ نامه مذکوره و به خصوص ماده 20 آن ضروری است.

به صورتی که مسؤولیت­های انتظامی قضات محدود شود و حتی­المقدور فقط عدم رعایت قوانین شکلی مهم تخلف محسوب شود و در غالب آیین­نامه­ای، معیارها و استاندارهای توقع قانونی از قضات در رعایت قوانین به نسبت سمت و سابقه آن­ها تعیین شود تا از برخوردهای سلیقه­ای بدون لحاظ مراتب فوق جلوگیری به عمل آید.

(39 ص218)

هـ ـ عدم ساز و کار منایب جهت اعمال نظارت توسط دیوان عالی کشور

نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم در حال حاضر ضعیف است. زیرا اصل 161 قانون اساسی که می­فرماید «دیوان­عالی کشور به منظور نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم و ایجاد وحدت رویه قضایی و انجام مسؤولیت­هایی که طبق قانون به آن محول می­شود بر اساس ضوابطی که رییس قوه قضاییه تعیین می­کند تشکیل می­گردد». در وضعیت فعلی به طور کامل اجرا نمی­شود. واضح است که منظور قانون اساسی از نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم اعزام هیأت­های بازرسی به استان­ها نیست. بلکه احکام محاکم باید قابل فرجام باشند تا نظارت قضایی انجام گیرد.

(33 ص106)

و ـ تعدد مراجع نظارتی که موجب مطالعه مکرر پرونده­ها می­شود.

راهکار:

1ـ تمرکز فعالیت­های نظارتی در یکی از معاونت­های قضایی

باید یک فرد واحد که می­تواند یکی از معاونین قضایی را در نظر گرفت به عنوان مسؤول و متولی امر نظارت و کنترل اختصاصی داد تا از پراکندگی این امور جلوگیری نمود. بنابراین کلیه اطلاعات و اخبار داخلی و خارجی مربوط به مجموع دادگستری و نیز نامه­ها و شکواییه­های مردم از همکاران اداری و قضایی به این معاون ارجاع می­گردد تا مورد بررسی و دقت قرار گیرد.

در صورتی که همین معاونت مسؤولیت حفاظت اطلاعات دادگستری را نیز به عهده داشته باشد در تمرکز مسایل نظارتی توفیق بیشتری حاصل خواهد شد.

(4 ص143)

به عبارت دیگر نظارت و بازرسی­ها زیر نظر یک مرجع متمرکز شود و شأن قاضی در مواقع شکایت یا گزارش علیه وی محفوظ مانده و به مراجع متعدد حق تفحص و بازرسی از کار قضات داده نشود و هر گونه اقدام علیه قاضی یا مطالبه پرونده­­های او تنها از طریق همان مرجع واحد با رعایت مقررات و موازین مربوط صورت بگیرد و بهترین مرجع برای این امر همان دادسرا و دادگاه عالی انتظامی.

(32 ص4)

2ـ مطالبه پرونده جز در مواقع خیلی ضروری قبل از رسیدگی نهایی انجام نشود و عودت به موقع و سریع پرونده­ها به محاکم جهت رسیدگی.

(12 ص13)

زـ عدم بهره­گیری صحیح از اصل پاداش، تنبیه و پوزش

مکانیزم ساختاری اساسی را که هر سازمان برای برانگیختگی کارکنانش ایجاد می­کند سیستم پاداش می­گویند.

(12 ص14)

متأسفانه در دستگاه قضایی اصل تشویق، تنبیه و پوزش بسیار کمرنگ است و اگر هم در جاهایی مشاهده می­شود یقیناً به صورت موردی، سلیقه­ای و تفننی است.

(34 ص75)

راهکار: در بازرسی­ها باید نکات قوت عملکرد همکاران مورد توجه بازرسان قرار گیرد و موضوع به مسؤولان ذی­ربط منعکس تا در صورت صلاح­دید تشویق هم انجام شود. زیرا تنبیه یا عدم توجه به استعدادها و عملکرد مثبت همکاران موجبات دل­سردی آنان را فراهم می­آورد.

(4 ص141)

این روش سبب دل­ گرمی و پشت­کار در آن­ها شده و از طرفی باعث می­شود تا ذهنیت­های منفی نیز از این مراجع زدوده شود.

(4 ص7)

س ـ درخواست تهیه گزارش از دادگاهی که پرونده مورد اعتراض در آن مطرح است و سپس عدم پذیرش آن:

با توجه به مراجع متعدد نظارتی و انتظامی در قوه قضاییه بر فرض وصول شکواییه­ای علیه عملکرد قاضی پرونده و یا کلاً بر روند تشکیل و پی­گیری پرونده از طرف مراجع نظارتی ، گزارش مستند و مستدلی از پرونده از این حوزه مربوطه درخواست می­گردد که تنظیم این گزارش که بعضاً مورد قبول مراجع مذکور نمی­باشد به عهده دادگاه مربوطه است و به احتمال قریب به یقین گزارش مذکور وسیله­ احدی از معاونان و دادرسان دادگاه و در موارد فراوانی چنین درخواستی وسیله احدی از خود کارمندان دادگاه تنظیم می­گردد البته بحث بر سر فرد تنظیم­کننده گزارش نمی­باشد بلکه موضوع اتلاف زمانی است که از مجموعه مذکور هدر می­رود و نهایتاً مراجع مزبور اصل پرونده را جهت رویت مطالبه می­کنند.

راه­کار: چه بهتر که از همان اول به شاکی انتظامی یا گزارش دهنده اعلام نماییم نسبت به ارایه رونوشتی کامل از پرونده با هزینه شخصی اقدام نماید و در صورت لزوم به صورت کتبی به مرجع مذکور اعلام شود پس از پرداخت هزینه مربوطه به وسیله متقاضی اوراق را مستقیماً به مرجع درخواست­کننده ارسال نمایند با یک بررسی ساده می­توان مقدار صرفه­جویی در وقت را محاسبه نمود مثلاً برای هر پرونده که مراجع نظارتی و انتظامی بخواهند گزارش تهیه شود حداکثر یک ساعت وقت یک نفر قاضی و یا کارمند صرف شود که طبیعتاً بعضی از پرونده­ها زمان بیشتری را می­طلبد و سپس جهت تایپ ارسال می­گردد و به طور میانگین در کل کشور فرضاً مثلاً روزی 50 پرونده گزارش خواسته شود مقدار وقت صرف شده و در تشکیلات قضایی حدوداً روز 50 ساعت بدون احتساب وقت تایپ و ثبت نامه و خروج پرونده از مسیر رسیدگی و سایر هزینه­های معموله برای تشکیلات قضایی خواهد بود که ماهیانه بطور خوش­بینانه چیزی در حدود 1300 ساعت برای تشکیلات قضایی هزینه زمانی دارد که با برنامه­ریزی صحیح و صرفه­­جویی هزینه زمانی حداقل دو سوم این مدت از طرف رییس و یا قضات و کارمندان مربوطه می­تواند صرف کارهایی در راستای فصل خصومت بین طرفین پرونده­ها و تسریع در امور دیگر و پاسخ­گویی برای ارباب رجوع باشد قرار گیرد.

  1. .برای مطالعه در خصوص انواع نظارت به پایان­نامه با عنوان نظارت سازمان بازرسی کل کشور بر سلامت سیستم اداری، دانشگاه تهران (مجتمع آموزش عالی قم) ، 82 ـ 1381 نوشته نگارنده مراجعه شود. ↑