فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل هشتم : بررسی علل و راهکاری اطاله رسیدگی به تخلفات اداری در هیأتهای بدوی
و تجدیدنظر 1
مقدمه 1
مبحث اول: علل اطاله رسیدگی به تخلفات اداری و راهکارهای آن 1
مشکل اول: آشنا نبودن اعضای هیأتها با قوانین و مقررات حقوقی 1
راهکار: ضرورت بازنگری در قانون رسیدگی به تخلفات اداری و الزامی نمودن تشکیل جلسات هیأت با حضور
عضو حقوقدان 2
مشکل دوم : فقدان آیین دادرسی اداری 2
راهکار: تدوین آیین دادرسی اداری 2
مشکل سوم : عدم تناسب دادرسی و سطح علمی اعضای هیأتها 2
راهکار: برگزاری دورههای آموزشی برای اعضای هیأتها جهت آموزش تخلفات اداری و مراحل رسیدگی به
آن 3
مشکل چهارم: عدم آموزشهای لازم برای اعضای هیأتها و کادر دفتری هیأتها 3
راهکار: برگزاری دورههای آموزشی 3
مشکل پنجم: کمبود نیروی انسانی مورد نیاز برای دفاتر هیأتها 4
راهکار: پیش بینی پست سازمانی برای اعضای هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری 4
مشکل ششم : عدم آشنایی کارمندان با تخلفات اداری و دادرسی اداری 5
راهکار: آموزش و تعلیم کارکنان با قوانین و مقررات اداری قبل از ورود به خدمات دولتی 5
مشکل هفتم: مبسوط الید بودن هیأتها در بندهایی از ماده 8 قانون رسیدگی به تخلفات اداری 5
راهکار: ضرورت تجدیدنظر و اصلاح در قانون و آیین نامههای رسیدگی به تخلفات اداری 6
مشکل هشتم : غیر علنی بودن رسیدگی در هیأت 6
راهکار: پیش بینی ضرورت حضور متهم یا نماینده او در جلسه هیأت با اصلاح قوانین مربوطه 6
مشکل نهم: عدم انعکاس صحیح اخبار آرای هیأتها به کارکنان 7
راهکار: انعکاس صحیح اخبار آرای هیأتها به کارکنان 7
مشکل دهم : بی توجهی به کیفیت پروندهها 7
راهکار: توجه هیأتها به کیفیت پروندهها 7
مشکل یازدهم : فقدان سیستم کارآمد برای اجرای احکام هیأتها 8
راهکار: ضرورت پیش بینی سیستم کارآمد برای اجرای احکام هیأتها توسط قانونگذاری 8
مشکل دوازدهم: عدم استفاده از سیستمهای پیشرفته 8
راهکار: تجهیز هیأتها به سیستمهای نرم افزاری و سخت افزاری 8
مشکل سیزدهم : عدم استفاده از وکیل و مشاور حقوقی توسط کارکنان در عمل 9
راهکار: ضرورت تقویت و بسط دسترسی کارکنان به مشاور حقوقی و وکیل 10
مشکل چهاردهم : عدم ارزشیابی دقیق و مستمر از عملکرد هیأتها 10
راهکار: نظارت بر فعالیت و عملکرد هیأتها و آموزش آنها به طور مستمر 10
مشکل پانزدهم : ضرورت بازنگری در قانون رسیدگی به تخلفات اداری 10
راهکار: بازنگری و اصلاح در قانون رسیدگی به تخلفات اداری 11
مشکل شانزدهم : قایل شدن ارزش برای کارهای تحقیقاتی و مقدماتی در خصوص دادرسی اداری 11
راهکار: ارزش قایل شدن برای مطالعات و پژوهش در خصوص دادرسی اداری 11
مشکل هفدهم : کمبود اطلاع رسانی در خصوص آخرین دستاوردها و تجارب هیأتهای رسیدگی 11
راهکار: تدارک نشریه مستقل جهت اطلاع رسانی به هیأتهای رسیدگی در دستگاههای اداری 12
فصل هشتم : بررسی علل و راهکارهای اطاله رسیدگی به تخلفات اداری در هیأتهای بدوی و تجدیدنظر
مقدمه: برای تحقق عدالت اجتماعی در سطح ادارات و کاهش فساد اداری نیازمند داشتن یک سیستم قوی دادرسی اداری با قوانین شفاف میباشیم. برای رسیدن به این مقصود و جلوگیری از تخلفات اداری و برای این که به کار مردم با سرعت بیشتری رسیدگی شود و تخلفات اداری در ادارات به حداقل خود برسد و شاهد برخوردهای خلاف شئون اداری در ادارات نباشیم باید به فعالیتهای هیأتهای بدوی و تجدیدنظر توسعه داده و با ایجاد نظام رسیدگی مستحکم به این مهم دست یابیم.
مبحث اول : علل اطاله رسیدگی به تخلفات اداری و راهکارهای آن
مشکل اول: آشنا نبودن اعضای هیأتها با قوانین و مقررات حقوقی:
هر چند بنا به تبصره «2» ماده 6 قانون رسیدگی به تخلفات اداری باید در هر هیأت یک نفر آشنا به مسائل حقوقی عضویت داشته باشد لیکن عبارت مذکور دارا بودن مدرک تحصیلی کارشناسی در رشته حقوق را نمیرساند و حسب قانون فوق الاشاره صرفاً آشنایی با مسائل حقوقی کافی دانسته شده است و از طرفی الزامی بودن عضو آشنا با مسائل حقوقی در جلسات هیأت در قانون پیش بینی نشده و چه بسا جلسات هیأتها بدون حضور عضو آشنا با مسائل حقوقی تشکیل گردد زیرا بدون حضور وی جلسات رسمیت خواهد داشت. بنابراین قانون مذکور با آوردن جمله «یک نفر آشنا به مسائل حقوقی» راه را برای عضویت افرادی که آشنایی مختصری با امور حقوقی داشته باشند و عملاً قادر به اظهارنظر صحیح وفق قوانین و مقررات نباشند باز گذاشته است. این امر موجب میشود آرای هیأتها در مدت زمان طولانیتر صادر گردیده و به علت عدم اجرای صحیح قوانین و مقررات مخدوش هم باشد و طبعاً به علت تأمین نشدن حقوق کارمندان و اعتراض آنها مراحل رسیدگی را طولانی میکند.
همچنین به لحاظ عدم حضور یک نفر حقوقدان در جلسات هیأتها وفق ماده «19» قانون اخیر الذکر احراز وصف مجرمانه تخلفات اداری کارمندان و ارجاع موضوع به محاکم صالح امری مشکل و یا غیر ممکن خواهد بود.
راهکار: ضرورت بازنگری در قانون رسیدگی به تخلفات اداری و الزامی نمودن تشکیل جلسات هیأت با حضور عضو حقوقدان (نظر تیم تحقیق)
مشکل دوم : فقدان آیین دادرسی اداری:
در حقوق اداری ایران قوانین و مقرراتی همچون آیین دادرسی کیفری و مدنی برای رسیدگی به تخلفات اداری وجود ندارد و آیین نامه رسیدگی به تخلفات اداری در این خصوص کفایت نمیکند. حقوق اداری در ایران بر پایه قانون رسیدگی به تخلفات اداری و بخشنامهها، دستورالعملها و آیین نامهها استوار میباشد و با توجه به این که دستورالعملها و بخشنامهها مرتباً در حال تغییر است و همین امر موجبات تناقض بسیار در قوانین خواهد شد. با این وضعیت کار رسیدگی به تخلفات اداری، بسیار پیچیده و مشکل گردیده.
راهکار: تدوین آیین دادرسی اداری
برای سهولت امر رسیدگی به تخلفات اداری باید قوانین و مقررات مورد نیاز از جمله قانون نحوه رسیدگی به تخلفات اداری مورد تصویب قرار گیرد.[1]
مشکل سوم – عدم تناسب دادرسی و سطح علمی اعضای هیأتها:
با توجه به ماده «2» قانون رسیدگی به تخلفات اداری هر یک از هیأتهای بدوی و تجدیدنظر دارای سه عضو اصلی و یک یا دو عضو علی البدل میباشند که با حکم وزیر یا بالاترین مقام سازمان مستقل دولتی مربوط و سایر دستگاههای موضوع تبصره ماده یک قانون مذکور برای مدت سه سال منصوب میشوند و بر اساس مفاد تبصره 2 ماده «6» قانون اخیر الذکر حداقل دو نفر از اعضای اصلی هیأتهای بدوی و تجدیدنظر باید از بین کارکنان همان سازمان یا وزارتخانه که حداقل پنج سال کار دولتی دارند به این سمت منصوب شوند. فلذا با توجه به این که معمولاً تناسبی بین مشاغل اعضای هیأتها با دادرسی اداری وجود ندارد، تا بتوانند هنگام رسیدگی به تخلفات اداری با تسلط لازم به قوانین و مقررات از جمله بخشنامهها و آیین نامهها و قوانین و مقررات جدید، احکامی متناسب با تخلفات صورت گرفته صادر نمایند و این امر موجب اطاله مراحل رسیدگی خواهد شد.
راهکار: برگزاری دورههای آموزشی برای اعضای هیأتها جهت آموزش تخلفات اداری و مراحل رسیدگی به آن (نظر تیم محقق)
مشکل چهارم – عدم آموزشهای لازم برای اعضای هیأتها و کادر دفتری هیأتها:
الف – با عنایت به این که اعضای هیأتها معمولاً از بین مقامات یک دستگاه اداری جهت عضویت در هیأتها انتخاب میشوند و در هنگام شروع کار در هیأتها با قوانین و مقررات اداری، علیالخصوص آیین دادرسی آشنایی ندارند طولانی شدن رسیدگی به پروندههای تخلفاتی امری بدیهی میباشد و برای جلوگیری از آن و سرعت بخشیدن به کار هیأتها، ضروری است پس از صدور حکم انتصاب اعضای هیأتها توسط وزیر و یا بالاترین مقام سازمان دولتی و نهادهای مشمول قانون، اعضای منصوب شده در یک دوره ویژه جهت آموزش تخلفات اداری و مراحل رسیدگی به آن شرکت نمایند.
ب – تمامی مکاتبات هیأتها و مراحل آماده سازی پرونده جهت طرح در جلسۀ هیأتها به عهده مسؤولان دفاتر هیأتها میباشد
راهکار: برگزاری دورههای آموزشی
لازم است در این خصوص آموزشهای لازم به مسؤولان دفاتر هیأتها داده شود تا آنان بتوانند پروندهها را با سرعت جهت طرح در جلسه آماده نمایند مثلاً چنانچه کارمند متهم، محل سکونت خود را تغییر داده و یا متن مجهولالمکان باشد و یا در زندان محبوس باشد نحوه ابلاغ اوراق متفاوت بوده و در صورتی که مسؤولان دفاتر هیأتها به این امور آشنا باشند، اقدامات لازم جهت ابلاغ اوراق را به سرعت انجام خواهند داد و از اطاله دادرسی جلوگیری خواهد شد.
بنابراین با توجه به این که به موجب ماده «11»[2] آیین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری هیأتها موظفند دفترهایی برای انجام امور مربوط تشکیل دهند و لیکن در این قانون به آموزشهای لازم برای مسؤولان دفاتر اشاره نشده است و به لحاظ آشنا شدن مسؤولان دفاتر با قوانین و مقررات مربوطه علی الخصوص قوانین حقوقی، مکاتبات انجام شده بعضاً به طور صحیح انجام نگرفته و موجب اطاله دادرسی خواهد شد.
مشکل پنجم – کمبود نیروی انسانی مورد نیاز برای دفاتر هیأتها:
بر اساس ماده «10»[3] آیین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری انجام وظیفه در هیأتها با حفظ سمت و پست سازمانی صورت میگیرد و در صورت ضرورت با توجه به حجم کار، در دستگاههای مشمول قانون، متناسب با تعداد کارمندان آن دستگاه تعداد کافی پست سازمانی برای اعضای هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری با رعایت مقررات مربوط پیشبینی میشود.
در حال حاضر نظر به این که پست سازمانی ثابت برای انجام وظیفه در هیأتها پیشبینی نشده است کارمندان ادارات به دلیل احتمال از دست دادن پست سازمانی خود تمایل چندانی به کار در دفاتر هیأتها ندارند و این امر موجب کمبود نیروی انسانی ماهر مورد نیاز برای دفاتر هیأتهاست که نهایتاً موجب اطاله دادرسی خواهد شد.
راهکار: پیش بینی پست سازمانی برای اعضای هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری
پیشبینی پست سازمانی برای اعضای هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری در رفع مشکل یاد شده مؤثر و مفید خواهد بود.
مشکل ششم – عدم آشنایی کارمندان با تخلفات اداری و دادرسی اداری:
تنها وضع قوانین نمیتواند موجب ایجاد نظم در جامعه باشد برای اجرای قوانین و مقررات وضع شده و جلوگیری از هرگونه اعمال خلاف قانون که موجب بینظمی میباشد باید قوانین به طور صحیح آموزش داده شود.
بدیهی است در کشور ما که کارمندان در بدو ورود به خدمات دولتی هیچ گونه آشنایی با تخلفات اداری همچون سهل انگاری، کم کاری، اهمال و رفتار خلاف شئون شغلی و اداری و نیز … ندارند و در دورههای آموزشی قبل از استخدام رسمی و یا پس از آن با قوانین و مقررات اداری آشنا نمیشوند، ارتکاب تخلفات اداری از سوی کارکنان دولت دور از انتظار نمیباشد از آسانترین راههای آشنایی کارکنان با قوانین مربوط آن است که به کارمندان دولت قبل از ورود به خدمات دولتی آموزشهای لازم در خصوص آشنایی با قوانین و مقررات اداری تعلیم داده شود.
از سوی دیگر آشنا نبودن کارمندان با قانون رسیدگی به تخلفات اداری و آیین نامه اجرایی آن و همچنین قوانین و مقررات مربوط موجب عدم مراجعه به موقع آنان به دفاتر هیأتها جهت احقاق حقوقشان بوده و همین امر موجب میشود کارمندان ادارات به موقع و به نحو صحیح نسبت به تضییع حقوق خود در دفاتر هیأتها اقامه دعوی ننمایند. و بعضاً با ارسال شکوائیهای غیر مستند و مستدل و پیوست ننمودن مدارک لازم موجب طولانی تر شدن مراحل رسیدگی خواهند شد که این امر موجبات نارضایتی آنان را فراهم خواهد کرد.
راهکار: آموزش و تعلیم کارکنان با قوانین و مقررات اداری قبل از ورود به خدمات دولتی (نظر تیم محقق)
مشکل هفتم – مبسوط الید بودن هیأتها در بندهایی از ماده 8 قانون رسیدگی به تخلفات اداری:
تخلف مندرج در بند 1[4] قانون مبنی بر اعمال رفتار خلاف شئون شغلی یا اداری بسیار کلی بیان شده و در قانون هیچ گونه معیاری برای تشخیص آن ارائه نشده است. اعضای هیأتها برای احراز این تخلف باید به عرف اداری محل اشتغال کارمند توجه نمایند. همچنین محل وقوع تخلف در قانون پیش بینی نگردیده لهذا چنانچه ارتکاب تخلف در خارج از اداره هم به وقوع پیوسته باشد قابل رسیدگی خواهد بود.
در بند 2 از ماده «8» قانون[5]، نقض قوانین و مقررات مربوط به عنوان یک تخلف عنوان شده است. هر چند انطباق عمل ارتکابی با قانون با اعضای هیأت رسیدگی کننده است لیکن به دلیل گستردگی قوانین و مقررات و بخشنامهها و آیین نامهها احراز تخلف مشکل بوده و در نتیجه موجب اطاله دادرسی خواهد شد.
راهکار: ضرورت تجدیدنظر و اصلاح در قانون و آیین نامههای رسیدگی به تخلفات اداری
مشکل هشتم – غیر علنی بودن رسیدگی در هیأت:
دادرسی اداری کارمندان متخلف در هیأتهای رسیدگی بدوی و تجدیدنظر بر خلاف محاکم عمومی غیر علنی میباشد تا جایی که حتی اخبار احکام هیأتها نیز به اطلاع همکاران نمیرسد. و متهم پس از ابلاغ اتهام میتواند ضمن مراجعه به اصول اسناد و مدارک موجود در پرونده اتهامی از اتهامات خود دفاع نماید. حضور متهم در جلسه رسیدگی اجباری نیست در صورتی که حسب مفاد ماده «19» آیین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری و تبصره ذیل آن[6] هیأت حضور متهم را ضروری تشخیص دهد و یا متهم درخواست کتبی برای دفاع حضوری نماید در جلسه هیأت حضور خواهد یافت. البته چنانچه قانونگذار حضور متهم و یا نماینده او را در جلسه هیأت پیش بینی نموده بود و او در جلسه حضور مییافت و نسبت به اتهامات خود حضوراً دفاع مینمود مسلماً اعضای هیأت زودتر به نتیجه رسیده و رأی لازم را صادر مینمودند و از اطاله دادرسی جلوگیری میگردید.
راهکار: پیش بینی ضرورت حضور متهم یا نماینده او در جلسه هیأت با اصلاح قوانین مربوط
مشکل نهم – عدم انعکاس صحیح اخبار آرای هیأتها به کارکنان:
به موجب ماده «23» آیین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری آرای صادر شده توسط هیأتهای بدوی و تجدیدنظر و احکام اخراج موضوع ماده «17» قانون باید به طور مستقیم و بلافاصله به ادارههای کارگزینی یا دوایر مشابه دستگاههای ذیربط ارسال شود و واحدهای یاد شده موظفند حداکثر حداکثر ظرف 30 روز از تاریخ صدور رأی آراء و احکام صادر شده را به کارمندان مربوط ابلاغ کرده و مدارک آن را جهت درج در پرونده اتهامی به هیأت مربوطه تحویل دهند.
اخبار آرای صادره توسط هیأتها هیچگونه انعکاسی در نشریات داخلی وزارتخانهها و شرکتهای دولتی و سازمانها و نهادها ندارد.
راهکار: انعکاس صحیح اخبار مربوط به آرای هیأتها به کارکنان
مسلماً در صورت انعکاس صحیح اخبار مربوط به آرای هیأتها (بدون ذکر نام کارمند متخلف) میتواند موجبات پیشگیری از بروز تخلفات مشابه توسط کارمندان دیگر باشد. و این امر منجر به کاهش تخلفات اداری و کم شدن حجم پروندههای هیأتها و نهایتاً جلوگیری از اطاله دادرسی خواهد شد.
مشکل دهم – بی توجهی به کیفیت پروندهها: با توجه به این که هیأتها جهت مختومه شدن پروندههای خود و ارائه آمارهایی با ارقام بالا بیشتر به پروندههای ساده تر میپردازند و در رسیدگی به پروندههای مهمتر و اتهامات بیشتر کم توجه میکنند و بیشتر درصدد صدور رأی و اتهام رسیدگی و مختومه شدن پرونده هستند. در نتیجه آرای صادر شده از کیفیت بالایی برخوردار نخواهد بود و با اعتراض متهم اطاله دادرسی را به همراه خواهد داشت.
راهکار: توجه هیأتها به کیفیت پروندهها
مشکل یازدهم – فقدان سیستم کارآمد برای اجرای احکام هیأتها:
آرای هیأت بدوی در صورتی که قابل تجدیدنظر نباشد از تاریخ ابلاغ، قطعی و لازم الاجراء است و در صورتی که قابل تجدیدنظر باشد. هرگاه کارمند ظرف مدت 30 روز از تاریخ ابلاغ رأی درخواست تجدیدنظر نماید هیأت تجدیدنظر مکلف به رسیدگی است. آرای هیأت تجدیدنظر یک ماه پس از تاریخ ابلاغ قطعی و لازم الاجراء است و چنانچه متهم ظرف مهلت مقرر درخواست تجدیدنظر ننماید. رأی صادره قطعیت یافته و از تاریخ انقضای مهلت یاد شده لازم الاجراء است. بر اساس ماده «26» آیین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری، ادارههای کارگزینی دستگاهها مکلفند آرای قطعی هیأتها را اجرا نمایند. لهذا با توجه به این که ادارات کارگزینی سیستم کارآمدی جهت اجرای احکام ندارند. احکام صادره هیأتها به درستی و به طور صحیح به مرحله اجرا در نمیآید و این امر احکام صادره را بسیار سست خواهد کرد.
راهکار: ضرورت پیش بینی سیستم کارآمد برای اجرای احکام هیأتها توسط قانونگذار
بنابراین ضرورت پیش بینی قانونگذار برای اجرای درست احکام در قانون، امری مشهود است.
مشکل دوازدهم – عدم استفاده از سیستمهای پیشرفته:
نظر به پیشرفت سریع تکنولوژی و نظامهای اطلاعاتی، ضروری است هیأتها به نرم افزارهای تکنولوژی پیشرفته مجهز باشند تا بتو انند با سرعت و دقت بیشتری به پروندهها رسیدگی نمایند. در این صورت اگر هیأتها به وسیله شبکه ON line به هیأت عالی نظارت متصل باشند کنترل و نظارت آرای هیأتها بسیار سهل خواهد شد و هیأتها نیز در آرای خود دقت و سرعت لازم را خواهند نمود.
راهکار: تجهیز هیأتها به سیستمهای نرم افزاری و سخت افزاری
برای جلوگیری از اطاله دادرسی و تسریع در کارها باید هیأتها به سیستمهای نرم افزاری و سخت افزاری مجهز شوند تا با سرعت و دقت بیشتری بتوانند به تخلفات رسیدگی نمایند.
مشکل سیزدهم- عدم استفاده از وکیل و مشاور حقوقی توسط کارکنان در عمل
بر اساس مفاد مواد «25» و «26» آیین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری[7]، کارمند متهم میتواند برای خود نماینده قانونی (با در دست داشتن وکالتنامه رسمی از دفاتر اسناد رسمی) انتخاب نماید از مفاد مواد مذکور این گونه استفاده میشود که متهم در دفاع از خود علاوه بر داشتن حق استفاده از وکیل رسمی دادگستری و یا مشاور حقوقی میتواند فردی را که میشناسد و با اتهاماتش آشنایی دارد، با وکالتنامه رسمی تنظیمی در دفاتر اسناد رسمی به عنوان وکیل خود انتخاب نماید. فلذا این امر نشانگر آن است که قانونگذار با توجه به این که مسائل مطروحه در هیأتها خیلی جنبه قضایی ندارد به متهمان اجازه داده است از افرادی که تحصیلات حقوقی ندارند به عنوان نماینده قانونی خود استفاده نمایند. مضافاً این که به لحاظ اهمیت پیگیری موضوع، قانونگذار دامنه استفاده از وکیل را گسترده نموده است. البته در عمل این گونه نبوده و بیشتر متهمان از وکیل یا نماینده قانونی استفاده نمینمایند و این امر موجب اطاله دادرسی یا تضییع حقوق ایشان خواهد شد. [8]
راهکار: ضرورت تقویت و بسط دسترسی کارکنان به مشاور حقوقی و وکیل
مشکل چهاردهم– عدم ارزشیابی دقیق و مستمر از عملکرد هیأتها: با توجه به این که یکی از وظایف هر یک از نمایندگان موضوع ماده «34» آیین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری، تجزیه و تحلیل کار هیأتها از نظر کمی و کیفی در خصوص آثار ناشی از اجرای صحیح و دقیق قانون بر اصلاح بافت نیروی انسانی دستگاههای اجرایی میباشد. لیکن متأسفانه نمایندگان موضوع ماده «34» تاکنون به طور جدی به وظایف خود به شرح مندرج در ماده «35» آیین نامه اجرایی عمل ننمودهاند. مسلماً در صورتی که نظارت بر فعالیت هیأتها و آموزش آنها به طور مستمر انجام پذیرد و گزارشهای ماهانه از کار هیأتها تهیه و برای هیأت عالی نظارت ارسال شود و آرای آنان مورد بررسی قرار گیرد. عملکرد هیأتها از نظر کمیت و کیفیت روند صعودی به خود گرفته و در نتیجه اطاله دادرسی به حداقل خواهد رسید.
راهکار: نظارت بر فعالیت و عملکرد هیأتها و آموزش آنها به طور مستمر
مشکل پانزدهم – ضرورت بازنگری در قانون رسیدگی به تخلفات اداری:
بدیهی است نواقص قوانین هر چند هم دقیق تدوین شده باشد در هنگام اجرا مشخص خواهد شد و برای برطرف شدن این نواقص، قوانین نیازمند بازنگری و اصلاح خواهند بود تا در مراحل اجرایی مجریان را دچار مشکل ننمایند. بنابراین قانون رسیدگی به تخلفات اداری که در تاریخ 7/9/1372 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است از این امر مستثنا نبوده و پس از گذشت بیش از هشت سال از اجرای آن و مشخص بودن نقاط ضعف و قوت نیازمند بازنگری و اصلاح میباشد تا کار رسیدگی به پروندهها با برطرف شدن نواقص قانون با سرعت بیشتری انجام گردیده و از اطاله دادرسی جلوگیری شود.
راهکار: بازنگری و اصلاح در قانون رسیدگی به تخلفات اداری
مشکل شانزدهم – قایل شدن ارزش برای کارهای تحقیقاتی و مقدماتی در خصوص دادرسی اداری:
با نگاهی به سوابق دادگاههای اداری در ایران درمییابیم که دادرسی اداری در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز گردیده و در گذشته قانون راجع به شورای دولتی توسط کمیسیونهای مشترک مجلس شورای ملی و سنای سابق در تاریخ 7/2/1339 به تصویب رسیده ولیکن به دلیل عدم اجرای آن جزو قوانین متروک محسوب میشده است بنابراین نظر به جوان بودن دادرسی اداری در ایران باید برای پیشرفت، تحقیقات و مطالعات عمیق و استفاده از قوانین مشابه در کشورهای پیشرفته در امور دادرسی اداری بررسی بیشتری نمود و چنانچه بخواهیم به این امر مهم دست یابیم نیازمند تشویق و ترغیب و قایل شدن ارزش برای مطالعات و پژوهش در این زمینه میباشیم.
راهکار: ارزش قائل شدن برای مطالعات و پژوهش در خصوص دادرسی اداری
مشکل هفدهم – کمبود اطلاع رسانی در خصوص آخرین دستاوردها و تجارب هیأتهای رسیدگی:
متأسفانه به خاطر عدم وجود یک نشریه مستقل در خصوص اخبار، تجربیات، دستاوردها و اطلاعات مربوط به کار هیأتها در دستگاههای اداری مشمول قانون، هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری هیچ گونه ارتباطی با یکدیگر نداشته و این امر موجب عدم استفاده آنها از تحقیقات و تجربیات یکدیگر شده و سهو و خطای هیأتها را در یک اقدام مشترک تکرار خواهد نمود.
راهکار: تدارک نشریه مستقل جهت اطلاع رسانی به هیأتهای رسیدگی در دستگاههای اداری
به نظر میرسد تدارک یک نشریه مستقل در خصوص اطلاع رسانی به هیأتهای رسیدگی در دستگاههای اداری مشمول قانون، نه تنها موجب استفاده هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری را از تجربیات یکدیگر فراهم نهآن
میسازد بلکه در جهت رفع سهو و خطای هیأتها مؤثر است.
ر
-
– «متأسفانه آیین دادرسی مدنی که در حال حاضر بر اساس آن هیأتهای رسیدگی به تخلفات عمل مینمایند، زمان دادرسی اداری را بسیار طولانی کرده است. به حدی که هم شاکی و هم مشتکی عنه موضوع تخلف در نظام اداری را امری لوث شده تلقی میکنند. برای تدوین آیین دادرسی اداری میتوان از تجربیات کشورهایی با نظام دادرسی پیشرفته بهرهبرداری کرد.» ↑
-
– ماده 11 آیین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری: «هیأتها موظفند دفترهایی برای انجام امور مربوط تشکیل دهند و در صورت نیاز میتوانند انجام امور دفتری خود را به کارگزینی دستگاه مربوط ارجاع کنند. نامههای محرمانه هیأتها باید بدون دخل و تصرف و بازبینی در اختیار آنان گذاشته شود.» ↑
-
– ماده 10 آیین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری : «انجام وظیفه در هیأتها با حفظ سمت و پست سازمانی صورت میگیرد و در صورت ضرورت با توجه به حجم کار، در دستگاههای مشمول قانون تعداد کافی پست سازمانی با تغییر عنوان پستهای بلاتصدی موجود برای اعضای هیأتهای رسیدگی به تخلفات اداری با رعایت مقررات مربوط پیش بینی میشود.» ↑
-
– بند یک از ماده 8 قانون رسیدگی به تخلفات اداری «1 – اعمال و رفتار خلاف شئون شغلی یا اداری» ↑
-
– بند دو از ماده 8 قانون رسیدگی به تخلفات اداری «2 – نقش قوانین و مقررات مربوط» ↑
-
– ماده «19» آیین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری «رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان پس از تکمیل پرونده صورت میگیرد و چنانچه هیأت حضور متهم را ضروری تشخیص دهد، در جلسه حضور مییابد.
تبصره – در صورت درخواست کتبی متهم برای دفاع حضوری، هیأت موظف است یک بار وی را برای حضور در جلسه دعوت کند.» ↑
-
– ماده «34» آیین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری «برای ایجاد هماهنگی و نظارت بر کار هیأتها، هر یک از وزیران و بالاترین مقامهای دستگاههای یاد شده در تبصره (1) ماده «3» این آیین نامه یک نفر را به عنوان نماینده خود که به طور مستقیم زیر نظر آنان فعالیت میکند برای هماهنگی هیأتهای آن دستگاه تعیین و به سازمان امور اداری و استخدامی کشور (سازمان مدیریت و برنامهریزی) معرفی کنند.» ↑
-
– ماده «35» آیین نامه اجرایی قانون رسیدگی به تخلفات اداری «وظایف، اختیارات و مسؤولیتهای هر یک از نمایندگان موضوع ماده «34» این آیین نامه به شرح زیر است:
1 – برگزاری جلسههای هماهنگی بین هیأتهای وزارتخانه یا سازمان متبوع در فاصله زمانی مناسب.
2 – بازرسی از چگونگی کار هیأتهای مربوط در تهران و شهرستانها و تهیه گزارش لازم برای وزیر با بالاترین مقام دستگاه متبوع، به ویژه در مواردی که گزارشی از کم کاری و غرض ورزی آنها دریافت میکنند و ارسال یک نسخه از آن به هیأت عالی نظارت.
3 – نظارت بر فعالیت هیأتها در تهران و شهرستانها و راهنمایی، هدایت و آموزش آنها به منظور اجرای هر چه صحیحتر از قانون.
4 – بررسی صلاحیت اعضای هیأتها و گروههای تحقیق و ارسال گزارش از موارد احتمالی عدم صلاحیت به وزیر یا بالاترین مقام دستگاه متبوع و نیز هیأت عالی نظارت.
5 – ارائه نقطهنظرها و پیشنهادهای هیأتها به مراجع ذیربط برای رفع اشکالها و بهبود فعالی هیأتها.
6 – تهیه گزارشهای ماهنامه از کار هیأتهای مربوط و ارسال آنها به هیأت عالی نظارت همراه با یک نسخه از کلیه آرای صادره شده به منظور:
الف – جمع بندی و تهیه گزارشهای دورهای لازم برای اطلاع مسؤولان ذی ربط.
ب – تجزیه و تحلیل کار هیأتها از نظر کیفی و کمی در خصوص آثار ناشی از اجرای صحیح و دقیق قانون بر اصلاح بافت نیروی انسانی دستگاههای اجرایی ج – بررسی آرای صادر شده و راهنمایی هیأتها در موقع لزوم.
7- انجام پیگیری لازم برای رفع مشکلات و نیازهای مربوط به تأمین نیروی انسانی و تدارکاتی هیأتها برای تسهیل در کار آنها.
8 – بررسی و تجزیه و تحلیل نتیجه کار هیأتها در وزارتخانهها یا سازمان متبوع در تهران و شهرستانها و آثار این فعالیتها در سالم سازی محیط ادارههای تابع و ارسال آن برای وزیر با بالاترین مقام دستگاه متبوع و هیأت عالی نظارت در فاصلههای شش ماهه و یک سال.
9 – دادن پیشنهاد به وزیر یا بالاترین مقام دستگاه متبوع جهت ایجاد شعبه یا شعبههایی از هیأتها در مرکز یا استانها یا تعطیل کار بعضی از شعبهها با توجه به حجم نیروی انسانی واحدهای مربوط به منظور پوشش مناسب در کلیه واحدهای تابع و وابسته.
10 – حضور مستقیم در جلسه نمایندگان موضوع ماده «34» این آیین نامه جهت اطلاع از آخرین نقطه نظرها و تأمین هماهنگی هر چه بیشتر در کار هیأتهای مربوط.
11 – ارتباط با دیوان عدالت اداری و تمرکز این تماسها در مرکز، به منظور ایجاد هماهنگی لازم با دیوان مزبور.
تبصره : برای انجام وظایف یاد شده در این ماده، دفتری با عنوان « دفتر هماهنگی هیأتها» در هر یک از دستگاههای مندرج در تبصره (1) ماده «2» این آیین نامه زیر نظر نماینده ،موضوع ماده «34» این آیین نامه ایجاد میشود.» ↑











پاسخ