فصل چهارم علل ساختاری

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل چهارم: علل ساختاری مربوط به اطاله دادرسی 1

مبحث اول: مشکلات ناشی از ساختار تشکیلات قضایی 1

گفتار نخست: عدم گسترش و توسعه کمی و کیفی امکانات 1

مشکل اول: فقدان امکانات و ملزومات مناسب (یا کمبود امکان و تجهیزات) (یا عدم تناسب منابع انسانی

با امکانات موجود) 3

راهکار: تأمین امکانات و تجهیزات مناسب 4

مشکل دوم: ضعف مالی (بودجه و اعتبارات) 5

راهکار: پیش­بینی هزینه­های انجام خدمات عمومی به صورت مختلف 7

مشکل سوم: وضعیت ساختمان و زیرساختهای قوه­قضاییه 8

راهکار1 : متناسب نمودن توزیع جغرافیایی مجتمع­های قضایی 10

راهکار2: توجه به جایگاه سازمانی و حفظ شأن و منزلت نیروهای شاغل در واحدهای ارشاد و معاضدت

قضایی 11

راهکار 3 : تدوین وظایف واحدهای ارشاد و معاضدت قضایی، جذب نیروهای مناسب و آموزش آنان 11

مشکل چهارم: عدم اجرای مقررات ماده 59 ق. آ. د. ک در خصوص نحوه اعطاء نیابت قضایی 11

راهکار 1 : ارسال پرونده به مرجع نیابت با قید برگشت فوری آن 11

راهکار 2 : عدم تحویل پرونده به شخص ارباب رجوع 11

راهکار 3 : وضع قوانین لازم در جهت رفع مشکلات نیابت قضایی 11

مشکل پنجم : فقدان سازو کار مناسب برای ارسال نیابت قضایی 11

راهکار1 : تدوین دستورالعمل اجرایی، استاندارد سازی، تنظیم، ارسال، اعاده نیابت قضایی و اطلاع رسانی

لازم 12

راهکار 2 : متمرکز نمودن نیابت درکلان شهرها و با قابلیت دسترسی فیزیکی مناسب 12

راهکار 3 : بهره­گیری از فناوری اطلاعاتی و ارتباط الکترونیکی برای نیابت 12

گفتار دوم: عدم توسعه تشکیلات قضایی 13

مشکل اول: عدم مطالعه کافی در تغییر ساختار قوه قضائیه 13

راهکار: 14

مشکل دوم: تغییر سیستم دادرسی از عادی به اختصاری 14

راهکار: ایجاد مرحله تحقیق در دادرسی 16

مشکل سوم: وجود مدل­های متفاوت در حوزه آ. د. م و آ. د. ک به قصد انطباق شرایط نحوۀ دادرسی

با نظام اسلامی 19

راهکار: نهادینه شدن قوانین جدید با رعایت نکات کارشناسانه 19

مشکل چهارم: عدم تقسیم صحیح و منطقی توانایی­ها در سطح استان 20

راهکار: توزیع امکانات بر اساس نیازهای واقعی 20

بررسی راهکارهای عملی و سریع الوصول 21

1- نیروی انسانی 21

1- 1 در سطح انسانی 21

2- امکانات اداری 21

1 – 2 – در سطح شهرستانها و دفاتر محاکم 22

3- یافتن بیکاری پنهان 23

مشکل پنجم : فقدان دادگستری در بعضی از نقاط یک استان یا شهرستان 23

راهکار: تأسیس یا حذف حوزه­های قضایی و شعب دادگاه براساس نیاز 23

گفتار سوم: عدم کاربرد وسیع سامانه­ها و فن­آوری­های روز 24

مشکل اول: عدم امکان استفاده فراگیر از اینترنت 27

راهکار: استفاده کامل از فن­آوری­های روز دنیا به منظور تسریع دادرسی و اجراء دستورات قضایی 27

مشکل دوم: عدم استفاده از متد جدید در ثبت و ضبط و بایگانی اسناد قضایی 28

راهکار: تجهیز قوه قضائیه به تکنولوژی روز 30

مشکل سوم : عدم وجود سی­دی (CD) قوانین و مقررات 30

راهکار: ارائه نرم افزارهای قوانین و رویه قضایی و نظریات مشورتی به صورت لوح فشرده 30

مشکل چهارم : عدم وجود سیستم یکپارچه رایانه­ای برای استعلامات قضایی 30

راهکار: ایجاد سیستم رایانه­ای جهت رفع این مشکل 30

(13 – 11)

فصل چهارم: علل ساختاری مربوط به اطاله دادرسی

مطالعات جدی در ارتباط با «ساختار» و «شیوه مدیریت» در کشور ما چندان ملموس و محسوس نیست. از طرف دیگر نمی­توان چشم بر همه پیشرفت­های دنیای کنونی بست و به آنچه هست قانع شد. عقب ماندگی ما به موازات پویش و بالندگی دنیای پیرامونی، فرایندی جز «رفتارهای منفعلانه» ندارد و این پدیده نه تنها مانع جدی حل بسیاری از معضلات ماست که تقلید مداوم از آنها در امور اداری کشور نوعی وام داری به آنان تلقی می­شود که آثار سوء فرهنگی و اجتماعی آن بر کسی پوشیده نیست.

لذا ضروری است که «مطالعه ساختار دستگاه قضایی» در کنار بهره­جویی از تجارب ارزنده دیگران و تطبیق آن با شرایط فرهنگی، دینی و اجتماعی خویش یک دستور کار همیشگی گروهی از پژوهشگران کشور باشد تا از این طریق ساختار قضایی به طور دائم، متناسب با زمان و تحولات و تغییرات اجتماعی رشد کرده و با گذشت زمان کارآیی خود را از دست ندهد.

(13 ص 1)

در این خصوص ریاست محترم قوه قضائیه فرموده­اند: سازمان و تشکیلات قضایی مناسب که بتواند در کوتاه ترین زمان با روان ترین شیوه حل خصومت و احقاق حقوق کند، رکن اول احکام بوده و رکن دوم؛ خود سازمان و ساختار و تشکیلات قضایی است که این از وظایف خود دستگاه قضایی است.

(13 ص10)

مبحث اول: مشکلات ناشی از ساختار تشکیلات قضایی

گفتار نخست: عدم گسترش و توسعه کمی و کیفی امکانات

پر واضح است که فشار روز افزون کار بر قضات و کارمندان دادگستری، تراکم جمعیت در سالن­های دادگستری، شلوغی و سر و صدای آزار دهنده، عدم فضای متناسب با کار، نبود امکانات کافی از قبیل میز و صندلی و غیره، اعصاب خسته کارکنان قضایی و اداری را بیش از پیش می­فرساید. تأثیر این مسئله بر رفتارها و آراء صادره قطعی است و بی توجهی به این امر عوارض منفی فراوانی در سطح جامعه دارد.

رشد فزاینده جرایم، ضعف آراء صادره، بی انگیزه شدن کارکنان دستگاه قضایی و غیره که همگی مؤثر در اطاله دادرسی هستند؛ ثمره نخست عدم گسترش کیفی و کمی دستگاه اداری محسوب می­شود.

(33 ص 11)

هرچند قوه­قضاییه یکی از قوای سه­گانه و مهم کشور محسوب می­شود و ایفای وظایف مهم و اساسی او محتاج به تأمین امکانات متناسب با وظایف محوله می­باشد اما متأسفانه در بعضی موارد فاقد امکانات اولیه بوده و مجموع دارایی­های او از بسیاری از وزارتخانه­ها و حتی سازمان­های وابسته به یک وزارتخانه کمتر است.

(31 ص 20)

دادگستری جزء سازمان­های بالنسبه فقیر است و بعضاً فاقد ملزومات اداری و ساختمان مناسب است. آیا شأن محاکم ایجاب نمی­کند که ساختمان­های مناسب اداری و ملزومات اداری کافی در اختیار داشته باشند آیا دادگستری از وزارتخانه­ها و یا حتی شهرداری­ها کمتر است؟ وجود و تأمین این امکانات باعث بهبود و روند رسیدگی و تسریع در آن است.

(33 ص 9)

در سال­های اخیر به ویژه در جریان حدود دو سال مدیریت حضرت آیت­الله هاشمی شاهرودی جهش چشمگیری در ارتقاء سطح امکانات و اعتبارات دستگاه قضایی برداشته شده است اما همه اذعان دارند که بلاشک قسمت بسیار کوچکی از نیازها برطرف شده و بخش عمده­ای باقی مانده است که رفع آن محتاج به یک عزم و اراده کلی حکومت و تفویض استقلال مالی به قوه­قضاییه است.

(ص2)

بیانات ریاست محترم قوه قضائیه، گویای اهتمام ایشان به این امر است : «بخشی از این کاستی­ها معلول همین کمبود امکانات است»

(شماره 44 ص11)

قوه قضائیه یک سوم مسؤولیتهای حاکمیتی را بر عهده دارد اما یک دهم بودجه و امکانات بخش­های حاکمیتی را نیز ندارد.

(ص2)

مسئله را خدمت مقام معظم رهبری هم عرض کردیم و ایشان دستورات مؤکدی به قوه مجریه دادند. در مجمع تشخیص نیز ضعف شدید امکانات و فقر مضاعف قوه قضائیه را مطرح کردیم.

(ص2)

مقرر شد که قوه مجریه همه نیازهای دستگاه قضایی را تأمین کند.

(33 ص 8)

مشکل اول: فقدان امکانات و ملزومات مناسب (یا کمبود امکان و تجهیزات) (یا عدم تناسب منابع انسانی با امکانات موجود)

اینکه نهاد قوه­قضاییه کشور باید با اقتدار و بدون وابستگی احتیاج به اشخاص، فعالیت نماید، امری بسیار مهم و اساسی بوده و به استقلال این قوه بستگی دارد و بررسی آن خارج از حوصله این نوشتار است اما در نگاهی هماهنگ با بحث اطاله دادرسی باید به تأثیر این کمبودها بر کیفیت و کمیت کار قضایی نگریست. بدیهی است که کارمند و قاضی در یک محیط کاری نامتناسب و کوچک نمی­توانند با حداکثر توان فعالیت نمایند. نداشتن کولر گازی در نقاط گرمسیر در فصل تابستان به معنای افت فعالیت اداری است امروزه در همه عرصه­های فعالیت­های بشری با وجود وسایل و امکانات، کارها شتاب و سرعت یافته است اما قوه­قضاییه نتوانسته از ابزار و وسایل روز بهره­مند شود که به طور غیرمستقیم این کمبودها بر میزان فعالیت قضات و تراکم پرونده­ها اثر می­گذارد.

(23 ص 14)

شرایط دادرسی در قریب به اتفاق مراجع قضایی بسیار نامطلوب است از جمله نداشتن صندلی و یا میز محکمه مناسب با اوضاع و احوال جسمی قاضی شعبه که این امر سبب می­گردد تا قاضی مذکور به لحاظ عدم احساس آرامش در محیط کار و خستگی زودرس ناشی از نبود امکانات و تجهیزات مورد نیاز در فواصل نزدیک جهت رفع خستگی از اتاق خارج گردد و یا در داخل اتاق قدم بزند و از پذیرش ارباب رجوع حتی برای چند دقیقه خودداری کند.

(22 ص 14)

هنگام اجرای قرارهای تحقیق و معاینه محل و معاینه جسد و بازدید از صحنه جرم وسیله نقلیه اداری در اختیار نیست اگر باشد کهنه و از رده خارج است و تا قاضی مجری قرار بخواهد خود را به محل برساند آثار و علائم معدوم یا دست خورده می­شود. با این وضعیت آیا می­توان انتظار داشت قضات و کارمندان به درستی و به خوبی از عهده انجام وظایف کارهای رو به ازدیاد خود برآیند. همچنین کم توجهی به مناطق محروم از لحاظ نیروی انسانی، ساختمان­های فیزیکی و رفاهی از مشکلاتی است که راهکار آن تأمین امکانات متناسب با وضعیت اقلیمی استانهای مختلف و در نظر گرفتن ویژگی­های خاص اقلیمی مناطق مختلف و صعب العبور و برف گیر است.

راهکار: تأمین امکانات و تجهیزات مناسب

(4 ص 37)

مشکل دوم: ضعف مالی (بودجه و اعتبارات)

قوه­قضاییه یکی از قوای سه­گانه و مهم کشور است که قانون اساسی کشور به موجب اصل 156 وظایف مهم و حساس و متعددی برای آن احصاء کرده است و این قوه از لحاظ جایگاه و شأن و منزلت در مرتبه بالایی قرار دارد و اصل 57 قانون اساسی نیز به استقلال این قوه در مقابل سایر قوا تصریح نموده است این قوه از بعد نظارتی عالی­ترین مرجع نظارت بر کار کلیه دستگاه­ها و سازمان­ها و ادارات محسوب می­شود. یعنی از طریق سازمان بازرسی کل کشور و دیوان عدالت اداری نقش مذکور را ایفا می­کند تا اینکه سلامت کار سایر دستگاه­ها را تضمین نموده و از اجرای هرگونه آیین­نامه و تصویب­نامۀ خلاف قانون نیز جلوگیری به عمل آورد و خلاصه اینکه مهم زیر به عهده قوه­قضاییه است:

1- رسیدگی و صدورحکم در مورد تظلمات، تعدیات، شکایات، حل و فصل دعاوی و رفع خصومات و اخذ تصمیم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسبیه که قانون معین می­کند.

2- احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی­های مشروع.

3- نظارت برحسن اجرای قوانین.

4- کشف جرم و تعقیب و مجازات و تعریز مجرمین و اجرای حدود و مقررات مدون جزائی اسلام.

5- اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین.

با توجه به مطالب مذکور می­توان گفت مهم­ترین وظیفه دستگاه قضایی بسط و گسترش عدالت در جامعه و ایجاد امنیت برای شهروندان و تضمین بقای نسل بشر و حفاظت از جان و مال و ناموس مردم است.

اما با وجود جایگاه رفیع این قوه و نقش حساس آن در جامعه و تأکید بر استقلال آن از سوی قانون اساسی متأسفانه این قوه فاقد استقلال مالی است و همچنان چشم به دستان سایر قوای کشور دوخته است و برای تحقق اهداف و وظایف خود فاقد ساز و کار مناسب است و قطعاً عدم استقلال مالی قوه­قضاییه نخواهد گذاشت که این تشکیلات بتواند نقش نظارتی خود را به خوبی ایفا کند و ممکن است این دستگاه جهت نیل مشکلات مالی خود به وادی اغماض و تغافل کشیده شود و بدون مشکل نمی­تواند به طور مقتدرانه وظایف خطیر خود را به انجام برساند و هرگاه علیه سازمان و شخصیت اقدام نماید وضعیت مالی آن در حین تعیین بودجه متأثر خواهد شد و از این طریق در مضیقه قرار می­گیرد.

(30 ص 15)

یکی از علل بیرونی اطاله دادرسی مسأله بودجه است. در مورد قوه­قضاییه و دادگستری بودجه باید به اندازه­ایی باشد که زندگی و معیشت قاضی در حد اعلا و به نحوی که هیچ دغدغه­ای نداشته باشد تأمین شود، همچنین کارمند دادگستری هم از نظر مالی در وضعیت کاملاً مطلوب قرار گیرد. درحالی که چنین نیست آنچه که باید در قوه­قضاییه همیشه مدنظر باشد این است که همه تدابیر و حرکت­ها در این جهت سامان داده شود که قاضی بتواند با آسودگی خیال، استقلال کامل و شهامت تمام رسیدگی و رأی صادر کند. به عبارت دیگر همه امکانات به خط اول اختصاص داده شود و امکانات ستادی تطبیق یابد.

(41 ص236)

حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی در این خصوص فرموده­اند: هنوز قوه قضائیه از مظلوم­ترین و محروم­ترین دستگاههای کشور است. عدم استقلال بودجه دستگاه قضایی از اشکالات ساختاری و قانونی است. دستگاه قضایی می­باید در تدوین بودجه خود مستقل (2 ص237) باشد، ولی در قانون اساسی، این نکته مورد توجه قرار نگرفته است و دستگاه قضایی نه در تدوین بودجه خود و نه در تصویب آن نقشی ندارد. دو قوه دیگر یکی تدوین کننده بودجه و دیگری تصویب کننده آن است، لذا مشکلات بودجه­ای ندارند، ولی قوه قضائیه همانند هر دستگاه فرعی دیگری، مانند یک وزارتخانه و حتی کمتر از یک وزارتخانه محکوم آن چیزی است که در آن دو قوه تدوین و تصویب می­شود. در اجرا نیز از فرمول­های سفت و سخت و محدودیت­های بسیار سنگین تخصیص و تأمین و موافقتنامه استفاده می­شود که همه در اختیار قوه دیگری است.

(ص56)

پشتیبانی مالی و وضع بودجه­ای دستگاه قضایی با آن چه که در اسلام نسبت به وضع رفاهی قضات آمده و مسؤولیت­های سنگینی که در قانون اساسی به آنان داده شده، هیچ تناسبی ندارد. این بخش نیاز به کار اساسی در مراکز تصمیم گیری اصلی نظام داردو بایستی در آنجا به نحوی حل شود.

(4 ص 134)

فقر مالی این تشکیلات یکی از عواملی که غیرمستقیم سبب ناکارآمد شدن تشکیلات قضایی می­شود و رشد بودجه و اعتبارات آن هچ­گونه تناسبی با وظایف و تکالیف حساس آن ندارد و تکلیف مالا یطاق بر آن بار می­شود و متأسفانه به جای آنکه به دنبال راه­حلهایی برای جبران نواقص این تشکیلات باشند، برنامه­ریزی­ها بر روی چگونگی استفاده بیشتر و فشار مضاعف بر روی عو امل انسانی این قوه متمرکز شده است و دائماً از طریق قوانین و آیین­نامه­ها و بخشنامه­ها بر فشار و ایجاد تقییدات و تضیقات بر نیروی انسانی این دستگاه افزوده می­­شود.

( شماره 4 ص 4 و 5)

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، شاهد درصد رشد درخصوص بودجه دستگاه قضایی بوده­ایم ولی چون این افزایش بودجه اصولی و مطابق نیاز این تشکیلات نبوده است، لذا این افزایش نتوانسته است نیاز دستگاه قضایی را برطرف کند و لازم است در تخصیص اعتبارات جاری و عمرانی دستگاه قضایی در سنوات آتی تلاش و توجه بیشتری صورت گیرد تا این تشکیلات هم بتواند نیازهای خودش را برطرف کند.

(32 ص 102)

راهکار: پیش­بینی هزینه­های انجام خدمات عمومی به صورت مختلف از قبیل قرار دادن قسمتی در بودجه کل کشور، استفاده از حمایت­های اشخاص نیکوکار قبول هدایا، استفاده از امکانات متنوع گوناگون پالایش اختلافات.

(22 ص 12)

مشکل سوم: وضعیت ساختمان و زیرساختهای قوه­قضاییه

در علم مدیریت پس از نیروی انسانی و مسائل مربوط به آن برای «فضا و محیط کار» و «ابراز و لوازم کار» اهمیت خاصی قائل هستند. اعتقاد بر این است که کمبود یا نقص آنها سبب می­شود که دستیابی به اهداف سازمان غیرممکن و یا سخت دشوار باشد.

اولین مشکل کمبود شعب دادسرا و دادگاه با توجه به حجم دعاوی کیفری و مدنی است که راهی ندارد جز افزایش شعب دادسرا و دادگاه و فعال کردن شعب بلا تصدی.

به استثنای تعداد ساختمان­هایی که به همت مدیران قوه­قضاییه متناسب به نوع کار قضایی طراحی و احداث شده است اکثر ساختمان­های دادگستری­ها یا استیجاری هستند و یا امانی که به منظور استفاده­های دیگری ساخته شده­اند ولی به ضرورت دراختیار دادگستری­ها قرار گرفته­اند که به هیچ وجه آماده استقرار دادگاه­ها و واحدهای قضایی نبوده و نیستند.

(33 ص 7)

قوه قضائیه هنوز از کمبود ساختمان­های اداری در بسیاری از شهرها رنج می­برد و حتی در بعضی از مراکز استانها نیز فاقد ساختمان اداری مناسب می­باشد.

(36 ص3)

تراکم جمعیت در سالن­های مجتمع قضایی، شلوغی و سر و صدای آزار دهنده، عدم فضای متناسب با کار، نبود امکانات کافی از قبیل میز و صندلی و …، رشد فراینده جرایم و … که همگی مؤثر در اطاله دادرسی هستند.

(22 ص13)

با این شرایط مشاهده می­شود قاضی و تمامی کارکنان دفتری وی و حتی امور بایگانی در یک اطاق متمرکز می­باشند. این وضعیت بلاشک بر رفتار قضات وکارکنان آثار سوء داشته و در نتیجه ولو غیر مستقیم سبب اطاله دادرسی را فراهم می­نماید.

(ص329)

حضرت آیت ا… هاشمی شاهرودی می­فرمایند: نابسامانی وضع خدمات رسانی دستگاه قضایی به مراجعین را هم می­­بینیم و هم می­شنویم. وضع مجتمع­ها بسیار نامطلوب است، انبوهی از مردم در راهروهای تاریک جمع می­شوند، حتی دستشویی وجود ندارد. محکمه باید شأنی داشته باشد، در دنیا جایگاه محاکم خیلی بالا است. در دادگستری­ها و مجتمع­های قضایی، ارباب رجوع نمی­داند از کجا شروع کند و کجا برود و نه کسی هست که به او جواب بدهد.

­­

(21 ص58)

هم اکنون اکثر ساختمانهای دادگستری تهران استیجاری یا امانی است که هیچ هماهنگی با کار قضایی ندارد.

(30 ص22)

ابهت و عظمت ساختمان­های دادگستری در سایر کشورها به شکلی است که اصولاً اولین مکانی که گردشگران خارجی از آن بازدید می­کنند این مکان­ها می­باشند. ابهت و عظمت ساختمان محاکم و شعب دادگاهها می­تواند در ایجاد دلهره و وحشت در میان مجرمین و ایجاد آرامش در بین کسانی که مورد ظلم و ستم واقع
شده­اند اثر بسیار مثبتی از نظر روانی به جا گذارد. در کشور ما به این موضوع هیچگونه عنایتی نگردیده است، حتی از نظر لوازم بر ملزومات اداری در شعب دادگاه، گاهاً شاهد آن هستیم که قاضی دادگاه در پشت میزی قرار گرفته که تعادل ندارد با از نظر نور رنگ و یا سایر موارد در شأن و ابهت قاضی نمی­باشد . آیا یک قاضی در چنین وضعیتی می­تواند در برخورد با مجرمیت از ابهت برخوردار باشد.

(33 ص6)

با جمع بندی این شاخص چنین استنباط می­گردد که اقدامات اساسی و بنیادی نهاد قضایی کشور، در راستای توسعه عدالت، پرداختن به فضاها و زیربناهای مورد نیاز قوه قضائیه می­باشد.

(22 ص 15)

از این رو می­طلبد که مدیران قوه قضائیه تکمیل و احداث ساختمان­های اداری و تجهیز آنها و محاکم موجود را به ابزار و لوازم مناسب کار و وجهه همت خود قرار داده، تا امکان کار در شرایط مناسب و ارائه خدمت به هنگام به مردم فراهم و در نتیجه بخشی از اسباب اطاله دادرسی از میان برداشته شود.

(30 ص2)

پراکندگی و بعد مسافت میان واحدهای قضایی و اداری مرتبط از دیگر مشکلات ساختمانهای دادگستری است.

(60 ص67)

راهکار1 : متناسب نمودن توزیع جغرافیایی مجتمع­های قضایی

(16 ص74)

راهکار2: توجه به جایگاه سازمانی و حفظ شأن و منزلت نیروهای شاغل در واحدهای ارشاد و معاضدت قضایی

راهکار 3 : تدوین وظایف واحدهای ارشاد و معاضدت قضایی، جذب نیروهای مناسب و آموزش آنان.

(36 ص75)

مشکل چهارم: عدم اجرای مقررات ماده 59 ق. آ. د. ک در خصوص نحوه اعطاء نیابت قضایی

نحوه اعطاء نیابت قضایی و عدم اجرای ماده 59 ق. آ. د. ک ارسال اصل پرونده به مراجع نیابت قضایی به طور کلی و بدون تصریح در تحویل فوری و دادن آن به ارباب رجوع از موجبات تأخیر در رسیدگی است.

راهکار 1 : ارسال پرونده به مرجع نیابت با قید برگشت فوری آن.

راهکار 2 : عدم تحویل پرونده به شخص ارباب رجوع.

راهکار 3 : وضع قوانین لازم در جهت رفع مشکلات نیابت قضایی

(13 ص40)

مشکل پنجم : فقدان سازو کار مناسب برای ارسال نیابت قضایی

مشکل عمده را بعضی مواقع ارباب رجوع به وجود می­آورند بدین صورت که برگ نیابت را شخصاً از دفتر دریافت کرده و به موقع به دادگاه مرجوع الیه تحویل نمی­دهند و یا در این میان با طرف مقابل سازش می­کنند بدون آنکه دادگاه معطی نیابت را در جریان بگذارند. البته ارسال برگ نیابت با پست نیز مشکلات ویژه خود را دارد از جمله اینکه افراد نمی­دانند چه وقت به آنجا مراجعه کنند و مسئله خود را پیگیری نمایند. می­بینیم ضعف و توسعه نیافتگی در امر پست و غیره دامن قوه قضائیه را نیز می­گیرد. به نظر می­رسد باید کارشناسان متعددی در جوانب امر کار کرده و با وضع قوانین لازم مشکلات موجود را از سر راه بردارند.

(14)

اعطاء نیابت­های قضایی به شهرستانهای دیگر بعضاً به صورت کلی و مبهم می­باشد مثلاً در نیابت قید می­شود در صورت احراز جرم و توجه اتهام به موضوع رسیدگی شود حال آنکه مرجع مجری نیابت وظیفه­ای برای احراز جرم ندارد و این مرجع معطی نیابت می­باشد که بایستی دلایل و مدارک جرم را جمع آوری و پس از احراز جرم اقدام به اعطاء نیابت نماید و یا اینکه در هنگام اعطاء نیابت نوع اتهام تفهیمی قید نمی­گردد و یا به صورت گنگ و مبهم قید می­شود و یا در خصوص افراد مفقودالاثر نیابت­های کلی به سراسر کشور اعطاء نمایند حال آنکه می­توان در این خصوص با هماهنگی با مراجع نیروی انتظامی پیگیری فقدان افراد مفقود الاثر را از طریق آن نیرو اقدام نمود بدون اینکه نیاز به تشکیل پرونده­های متعدد در مراجع قضایی سراسر کشور باشد.

(16 ص76)

راهکار1: تدوین دستورالعمل اجرایی استاندارد سازی تنظیم، ارسال، اعاده نیابت قضایی و اطلاع رسانی لازم.

زمان مورد نیاز برای اقدام: کمتر از شش ماه.

راهکار 2 : متمرکز نمودن نیابت درکلان شهرها و با قابلیت دسترسی فیزیکی مناسب (برای مراجعین از شهرستان­ها و در خود شهر)

زمان مورد نیاز برای اقدام: کمتر از شش ماه.

راهکار 3 : بهره­گیری از فناوری اطلاعاتی و ارتباط الکترونیکی برای نیابت

زمان مورد نیاز برای اقدام: بیشتر از شش ماه.

( شماره 44ص28)

گفتار دوم: عدم توسعه تشکیلات قضایی:

برخی تذکرات و رهنمودهای ریاست محترم قوه قضائیه در خصوص عدم توسعه تشکیلات قضایی از این قرارند:

در ابتدای ورود بنده به دستگاه قضایی تعداد پرونده­ها چهار میلیون بود، اما اکنون به هشت میلیون پرونده رسیده است و اگر سیستم­های کهنه و عقب افتاده و غیر شفاف اصلاح نشود، در چند سال آینده پرونده­ها بسیار بیشتر خواهد شد.

(شماه 44 ص12)

متأسفانه سیستم مربوط به ابلاغ، احضار و سایر مواردی که مربوط به سیر پرونده در دستگاه قضایی است، نیاز به اصلاح و تقویت و استفاده از روش­های نوین دارد و همین مشکلات موجب اطاله دادرسی و ایجاد مشکل برای مردم شده است.

(شماره 13 ص1)

مشکل اول: عدم مطالعه کافی در تغییر ساختار قوه قضائیه

نظام قضایی سیاسی کشور هنوز نتوانسته سیستم دادرسی و نظام قضایی مطلوب، منطبق با خواسته­های انقلاب اسلامی و مطابق با موازین اسلامی را تدوین، ارائه و مستقر نماید. به بیان دیگر از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، سازمان قضایی کشور (ساختار تشکیلات قضایی) شیوه­ها و آیین دادرسی و مقوله­های مشابه مانند سیستم تعدد قاضی یا قاضی واجد، اعتبار احکام صادره و … دستخوش تغییر و تحولات عجیب و غیر منطقی شده، به نحوی که هنوز هم در بسیاری از مباحث اساسی و بنیادی دادرسی و سیستم قضا، سرنوشت کشور و دستگاه قضایی نامعلوم است.

راهکار:

(37 ص120)

مشکل دوم: تغییر سیستم دادرسی از عادی به اختصاری

به طور کلی دو نوع سیستم دادرسی وجود دارد: دادرسی اختصاصی و دادرسی عادی. دادرسی اختصاری در مقابل دادرسی عادی است.

در دادرسی عادی اصل بر مقدمات کتبی و تبادل لوایح است و مذاکرات شفاهی یک استثناء در مواقع ضروری است ولی، دادرسی اختصاری عکس این است.

(36 ص30)

توضیح بیشتر اینکه در دادرسی عادی، اساس رسیدگی بر تبادل لوایح که توسط دفتر دادگاه صورت
می­گرفت فراهم می­شد و چنانچه نیاز به اخذ توضیح و یا مذاکره شفاهی بود این عمل در جلسه صورت می­پذیرفت. در دادرسی اختصاری دادخواست و پیوست­های آن به خوانده ابلاغ ولی تبادل لایحه صورت نمی­گیرد و بدین وصف دفاع در قبال دعوا در جلسه دادرسی صورت می­گیرد.

(37 ص121)

تا قبل از انقلاب اصل بر سیستم دادرسی عادی بود و مصادیق دادرسی اختصاری بسیار محدود بود و البته این امر، یکی از علل اطاله دادرسی بود.

در سال 1358 حسب تصمیم شورای انقلاب این سیستم دادرسی به صورت اختصاری تغییر شکل یافت و دادرسی عادی با تبادل لوایح کاملاً حذف شد. هر چند دادرسی اختصاری در جهت سرعت در دادرسی انتخاب شده و در بسیاری از دعاوی مثمر ثمر بوده است ولی نگاه یکسان به دعاوی، صحیح به نظر نمی­رسد و اگر دادرسی عادی افراط بود، انتخاب دادرسی اختصاری نیز به نوعی تفریط است. چرا که در یک دعوی مدنی قاضی به دلیل عدم تسلط بر محتویات پرونده، ناچار است مکرر چندین جلسه دادرسی تشکیل داده و صحبت­های پراکنده غیر حقوقی که گاه آمیخته به قصه و افسانه و غیره است بشنود تا اندکی به علت نزاع پی ببرد ولی اگر دادرس قبل از جلسه دادرسی، به نوعی به اطلاعات اجمالی دعوی و دفاعیات کتبی طرفین آگاهی داشته باشد در وقت دادرسی صرفه­جویی می­گردد و تصمیم قضایی هم با منطق و استدلال حقوق بر اساس مستندات پرونده اتخاذ می­شود که همین امر می­تواند موجب تسریع در دادرسی گردد.

در نظام حقوقی ما دادرسی کیفری با دادرسی مدنی از لحاظ نحوه اداره، متفاوت است. در دعاوی کیفری، قبل از مرحله دادرسی، مرحله تحقیقات مقدماتی قرار دارد که در آن مقدمات پرونده از جمله جمع آوری دلایل انجام شده و سپس پرونده تکمیلاً به دادگاه ارسال می­شود. ولی در دعاوی مدنی (حقوقی) چنین نیست و مرحله مقدماتی وجود ندارد.

(37 ص122)

پرونده مکرراً می­بایست جهت تکمیل دلایل و دفاعیات و … تجدید وقت شود. احضار شهود، اخذ استعلامات مربوطه، تحقیقات مقدماتی، معاینه محل، افزایش و کاهش خواسته، دعوای متقابل و غیره از جمله علل تجدید اوقات دادرسی هستند که در عموم پرونده­های حقوقی دیده می­شود. «قاضی پرونده» می­باید آن قدر مذاکره کند و دستور مختلف صادر نماید، تا اختلاف موجود را بفهمد و سپس در پی راه حل قضایی باشد عدم تفکیک این دو مرحله موجب تجدید اوقات دادرسی، کاهش کیفیت کار و کندی دادرسی می­شود. چرا که معمولاً بعد از تکمیل دادخواست و شروع دادرسی، دستور «تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین» صادر می­شود.

(37 ص122)

با توجه به اینکه دادرس به دلیل تراکم کار قضایی، بدون مطالعه دقیق دادخواست چندین دستور مشابه و ناقص صادر می­نماید، اما در جلسه رسیدگی ناچار می­شود برای رسیدگی به موضوعات دیگر از قبیل، بررسی صلاحیت دادگاه، اخذ استعلامات مربوطه، معاینه عمل و … وقت پرونده را تجدید نماید. این مسأله (تجدید اوقات پرونده جهت تکمیل تحقیقات) در بین دادرسان جوان و کم تجربه بیشتر است. بسیار دیده می­شود که در صورت دقت بیشتر دادرس و مطالعه بهتر دادخواست قبل از اولین دستور، از بسیاری تجدید اوقات دادرسی پیشگیری شده و اطاله دادرسی پیش نمی­آمد و چه بسا به جهت عدم رعایت مقررات شکلی، تصمیم اولیه مناسب، پرونده از همان ابتدا مختومه می­شد. بنابراین ایجاد مرحله تحقیق در دادرسی اختصاری، تخصصی کردن محاکم و افزایش اختیارات قاضی به عنوان عوامل تأثیرگذار در سرعت دادرسی مورد توجه مقنن قرار گیرد.

(37 ص123)

راهکار: ایجاد مرحله تحقیق در دادرسی

در دعاوی پیچیده، در صورتی که قبل از تعیین جلسه دادرسی، دادخواست و ضمائم تحت نظارت یک قاضی ویژه قرار گیرد، در سرعت دادرسی تأثیر زیادی خواهد داشت. «قاضی تحقیق» قبل از تشکیل جلسه دادرسی، مقدمات پرونده را آماده می­کند؛ مثلاً دفاعیات خوانده را اخذ و در پرونده منعکس می­نماید. استعلام لازم را به عمل می­آورد. قرار کارشناسی صادر می­کند، از شهود قضیه تحقیق می­نماید و جهت سازش تلاش می­کند و … با اتخاذ این شیوه تا قبل از ارسال پرونده نزد «قاضی رسیدگی کننده» و تشکیل جلسه دادرسی تقریباً هفتاد درصد محتویات پرونده تکمیل شده و در نتیجه از زحمات «قاضی پرونده» کاسته می­شود، البته باید دانست که در این مقطع، نباید تشریفات پیچیده دادرسی، حاکم باشد و سرعت بیشتر از رعایت تشریفات اهمیت دارد. «قاضی تحقیق» تقریباً به صورت بازپرسی تحقیق می­نماید ولی از ضوابط و اصول خاص دادرسی مدنی خارج نمی­شود. قاضی تحقیق مدنی نباید یک شخص جوان و کم تجربه باشد، بلکه باید یک شخص باتجربه و دارای دانش حقوقی کافی باشد تا بتواند پرونده را در مسیر خود هدایت کند. با اعمال این شیوه بسیاری از پرونده­ها، به استناد عدم رعایت مقررات شکلی مختومه می­شوند و وقت «قاضی پرونده» که باید به امور ماهوی اختصاص یابد تضییع نمی­شود.

(37 ص124)

متأسفانه در کشور ما دادرسی منحصر به دادرسی اختصاری که فاقد مقطع تحقیقات مقدماتی است،
می­باشد. پیش بینی تعدد سیستم دادرسی با توجه به نوع دعوا، میزان رسیدگی آن و …. در تسریع محاکمات، مؤثر است. البته، دادرسی خاص که در آن سرعت، مورد نظر بوده است در مقررات موضوعه ایران سابقه دارد.

(36 ص30)

مطلوب است که عده­ای از کارشناسان حقوق و اهل خبره و اساتید مجرب در این زمینه تحقیقاتی به عمل آورند و عملکرد هر کدام را ارئه دهند و بهترین را پیشنهاد نمایند.

( شماره 39 ص 80)

در دادرسی­های نوین بنا به نوع دعوا میزان خواسته و سایر عوامل مؤثر در دعوا سیستم­های دادرسی متنوعی در نظر گرفته می­شود. در کشور ما نگاه سنتی به قضا دادرسی را شکل اختصاری آن بدون مقطع تحقیق در محاکم عمومی، ترسیم نموده است قانونگذار قدیم به تنوع سیستم دادرسی و تخصصی کردن، بیشتر توجه داشت. هر چند که با اتخاذ این شیوه (تعدد سیستم دادرسی) اطاله دادرسی مهار نمی­شود ولی مسلماً در کاهش این معضل تأثیر گذار است. تقریباً در اکثر نظام­های حقوقی دنیا این شیوه معمول است. ایجاد مرحله تحقیق در دادرسی اختصاری، شناسایی دادرسی­های ویژه و تخصصی کردن محاکم، از شیوه­های پیشگیری از اطاله دادرسی است.

(39 ص 82)

در کشورهای مختلف برای رسیدگی به دعاوی مختلف، یک یا چند سیستم دادرسی در چندین مرجع مختلف وجود دارد. مثلاً در حقوق فرانسه دادرسی نزد دادگاه شهرستان قاعده عام را تشکیل می­دهد. در قواعد عام دادرسی، تحقیقات اولیه زیرنظر قاضی تحقیق صورت می­گیرد. پس از تکمیل تحقیقات پرونده برای جلسه محاکمه ارسال می­شود. البته در موارد خاص بدون ضرورت اعمال قواعد عام مستقیماً پرونده نزد دادگاه مطرح می­شوند. در کنار این شکل از دادرسی، دادرسی­های ویژه نیز دیده می­شود. مثلاً برای مقابله با مدیونی که در موعد مقرر به تعهد خود عمل نمی­کند «دادرسی دستوری» تعیین شده است. در این دادرسی که ممکن است به شکل «دستور پرداخت وجه» و یا «دستور انجام عمل خاصی» باشد در مرحله اول اصل تناظر رعایت نمی­شود. با توجه به اینکه هدف از این دادرسی سرعت بیشتر است متقاضی درخواست پرداخت مدارک مثبته خود را به همراه درخواست خود به دفتر تقدیم می­کند. دادگاه پس از بررسی صلاحیت و وارد بودن خواسته، کپی مصدق درخواست و قرار را به طلبکار می­دهد تا آن را ابلاغ کند. پس از ابلاغ به مدیون وی می­تواند نسبت به آن قرار اعتراض کند ولی درصورتی که اعتراض نکند باید نسبت به پرداخت وجه اقدام کند. دستور به انجام تعهد که شکلی از دادرسی دستوری است تقریباً به همین شکل است. در کشور ما فقط دادرسی منحصر به دادرسی اختصاری که فاقد مقطع تحقیقات مقدماتی است می­باشد. ماده واحده راجع به نحوه مطالبه دیون مصوب 24 اردیبشهت ماه 1339: «در مواردی که دین مستند به سند عادی است، بستانکار می­تواند پرداخت آن را به وسیله اظهارنامه از مدیون بخواهد. چنانچه مدیون درصورت تسلیم به ادعا داین ظرف مدت ده روز پس از ابلاغ واقعی اظهارنامه به شخص او، دین خود را به داین نپردازد و یا در صندوق دادگستری و یا ثبت محل تودیع ننماید و یا آنکه در مقابل اظهارنامه ظرف ده روز دین خود را انکار ننماید و یا ظرف ده روز جوابی ندهد به تقاضای بستانکار حکم الزام او به تأدیه دین از طرف دادگاه که صلاحیت رسیدگی به اساس دعوی را دارد صادر خواهد شد و حکم مزبور درصورت عدم اعتراض مدیون قابل اجرا می­باشد. پیش­بینی تعدد سیستم دادرسی با توجه به نوع هوا، میزان پیچیدگی آن در تسریع محاکمات مؤثر است. البته دادرسی خاص که در آن سرعت موردنظر بوده است در مقررات موضوعه ایران سابقه دارد. احیای این شیوه دادرسی و رفع نقایص آن در تسریع دعاوی ساده مؤثر است. درصورتی که مدیون نسبت به حکم دادگاه معترض باشد می­تواند ظرف ده روز پس از ابلاغ واقعی آن دادخواست اعتراض به دادگاه صادرکننده حکم تسلیم نماید. در این صورت طبق مقررات قانونی به اعتراض او رسیدگی خواهد شد و حکمی که پس از رسیدگی به اعتراض او صادر می­شود در حدود مقررات قابل پژوهش و فرجام خواهد بود.

چنانچه مدیون پس از ابلاغ اظهارنامه ادعای طرف را انکار نماید، داین می­تواند طبق مقررات قانونی دادخواست به دادگاه صالح تقدیم نماید در این صورت چنانچه پس از رسیدگی ثابت شود مدیون عالماً و عامداً به منظور فرار از انجام تعهد دین خود را انکار نموده و یا مبادرت به تقدیم دادخواست اعتراض کرده است دادگاه ضمن حکم راجع به اصل دعوی، او را به پرداخت جریمه معادل 10% خواسته محکوم می­نماید و جریمه مذکور پس از قطعیت حکم وصول خواهد شد. وزارت دادگستری مأمور اجرای این لایحه قانونی است».

با وضع قانون جدید چک که به شکل خاصی مجازات صدور چک را محصور به شرایط پیچیده­ای کرده است از دعاوی کیفری چک کاسته شده و بر دعاوی مدنی «مطالبه وجه چک» اضافه شده است. در این دعاوی معمولاً کمتر خواندگان حاضر به حضور در جلسه دادرسی می­شوند و ادعای خواهان را قبول دارند. به منظور کاهش تراکم دعاوی و سرعت در احقاق حق، اعمال این شیوه دادرسی پیشنهاد می­شود.

(32 ص 62)

مشکل سوم: وجود مدل­های متفاوت در حوزه آ. د. م و آ. د. ک به قصد انطباق شرایط نحوۀ دادرسی با نظام اسلامی:

در حوزه آیین دادرسی (در امور مدنی و کیفری) مدل­های متفاوتی به قصد انطباق شرایط و نحوه دادرسی با نظام اسلامی ارایه گردیده که نه تنها اهداف موصوف محقق نگردیده بلکه نظام دادرسی را با چنان پیچیدگی و ابهاماتی روبرو نموده که جهت ارایه راه کارهای لازم مطالعات وسیع و گسترده­ای را می­طلبد.

راهکار: نهادینه شدن قوانین جدید با رعایت نکات کارشناسانه

ضرورت تقویت دادسرا، تقویت و توسعه دادگاه­های تخصصی و درجه­بندی آنها، احیاء پلیس قضایی، کشف علمی جرم و نیز گرایش به سمت مجازات­های جایگزین زندان و آمار ارائه شده دو دهه گذشته، روند و سرعت تغییرات در مقررات کلی و جزیی نظام قضایی را نشان می­دهد که فی­نفسه باعث ایجاد بلاتکلیفی قضات و تزلزل در تصمیم­گیری گردیده است بنابراین چنانچه در آهنگ جدید و ایجاد تحولات نوین رعایت نکات کارشناسانه نشود چه بسا آفت اصلاحیه­ها و الحاقیه­های بعدی به مانند گذشته مانع از نهادینه شدن قوانین جدید و مانع تبدیل آنها به یک هنجار فرهنگی شده و نتیجتاً موجبات بی­ثباتی اجتماعی و اقتصادی جامعه خواهد گردید.

(33 ص 39)

مشکل چهارم: عدم تقسیم صحیح و منطقی توانایی­ها در سطح استان

وقتی کاری انجام می­شود باید امکانات و ابزار لازم متناسب با آن فراهم شده باشد. بلاشک نه تنها در
قوۀ­قضاییه بلکه در سطح تمام ادارات و نهادها امکانات عمومی کشور به طور عادلانه بین استانها تقسیم نشده است. چنانچه تلاشها و پیگیری­های مسؤولین اجرایی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و استانداران و دلبستگی وزراء به استان­های خاص موجب شده امکانات به طور نابرابر توزیع گردیده و شاید بتوان ادعا نمود که این وضع سابقه تاریخی و فرهنگی داشته است و به منابع زیرزمینی و سرمایه­های مادی و یا استعدادهای علمی متمرکز در هر استان نیز بستگی دارد. در هرحال این امر موجب گردید که استان­های کشور نیز به استان­های برخوردار، نیمه برخوردار و غیربرخوردار تقسیم شوند.

راهکار: توزیع امکانات بر اساس نیازهای واقعی

توزیع امکانات اداری و نیروی انسانی به مانند سایر دستگاه­ها در قوۀ قضاییه هم نظم منطقی و متعادلی نداشته و یک روش اصولی و مناسب در حد انتظار بر آن حاکم نبوده است و به فراخور تلاش رؤسای کل دادگستری­ها و میزان ارتباط آنان با مسؤولین قوه­قضاییه امکانات لازم جذب شده است. هنوز این یک آرزوست و همیشه مورد بحث و گفتگو قرار می­گیرد که امکانات باید براساس نیازهای واقعی توزیع شود نه درخواست­های مطروحه و این امر نیاز به اطلاعات کامل و نظم و برنامه­ریزی در سطوح عالیه دارد.

(33 ص 40)

بررسی راهکارهای عملی و سریع الوصول

1- نیروی انسانی

1- 1 در سطح انسانی

کمبود نیروی انسانی همیشه وجود دارد ولی باید این کمبود عادلانه تقسیم شود و همه شهرستان­ها از آن به یک اندازه رنج ببرند و اگر کمبود نیز مرتفع گردید به یک اندازه بهره­مند تقسیم شوند. معنای این سخن تقسیم عوامل انسانی نیست بلکه عدالت در تقسیم است. برای تشخیص این امر باید به سراغ آمارها رفت، جمعیت تحت پوشش هر حوزه قضایی و آمار پرونده­های وارده ملاک خواهد بود.

(33 ص 43)

2- امکانات اداری

به همین ترتیب که در مورد تقسیم نیروی انسانی گذشت در تقسیم امکانات اداری نیز باید عدالت را مدنظر قرار داد و همین امکانات اندک موجود را به نحو صحیح تقسیم نمود. وقتی مشاهده می­شود که یک حوزه قضایی دارای دو دستگاه فتوکپی بوده و سه خودرو در اختیار دارد ولی حوزه قضایی دیگری که شبیه به آن می­باشد فاقد دستگاه فتوکپی می­باشد و یک دستگاه خودرو در اختیار دارد، باید یک دستگاه فتوکپی و یک دستگاه خودرو را از آن حوزه قضایی به حوزه قضایی دیگر منتقل نمود.

این جابجایی امکانات باید به نحوی صورت گیرد که وضع موجود را در حوزه­های قضایی حفظ نموده و حوزه­های قضایی ضعیف تر را تقویت نماید.

(33 ص41)

1 – 2 – در سطح شهرستانها و دفاتر محاکم

بدون بحث در خصوص چارت تشکیلاتی دفاتر دادگاهها و صحیح بودن یا نبودن آن در این قسمت به واقعیت موجود باید توجه نمود در سراسر کشور عملاً دفاتر دادگاهها را به تناسب وضعیت آن دادگستری 2 الی 5 نفر کارمند دفتری اداره می­کند بدون اینکه چارت تشکیلاتی رعایت شده باشد و یا برای مسؤولیت همه آنها پستی پیش بینی شده باشد اما ضرورت و تراکم کارها باعث گردیده که تعداد اعضا دفاتر به یک اندازه نباشند. بنابراین جرح و تعدیل و برقراری تعادل و تقسیم صحیح کارکنان بر اساس نیاز واقعی در سطح دفاتر شعب دادگاهها نیز باید صورت گیرد از طرف دیگر تعداد اعضا دفتری دادگاههای تجدیدنظر نیز نباید با دفاتر دادگاههای عمومی برابر باشند. در این مورد مقید بودن به رعایت چارت تشکیلات دردی را دوا نمی­کند و باید با ابلاغ داخلی به جرح و تعدیل کارمندان پرداخت به عنوان مثال اگر اعضا دفتری دادگاه­های عمومی با سه نفر (1- مدیر دفتر
2- منشی 3- ثبّات و بایگان باشند) اداره می­شود، دفتر دادگاه تجدیدنظر با دو نفر (1- مدیر دفتر 2- ثبّات و بایگان) قابل اداره است، زیرا دادگاه­های تجدیدنظر اقدامات دفتری بسیار اندکی نسبت به دادگاه­های عمومی دارند و نوعاً رسیدگی ماهوی نکرده دستور به پاسگاه صادر نمی­کنند و قرار تأمین و اقدامات کارشناسی کمتری انجام می­دهند و اوراق احضار و ابلاغ کمی دارند و در هر حال فعالیت­های دفتر این دادگاه­ها با دادگاه­ها عمومی قابل مقایسه نیست. بنابراین با کاهش دفتری آنها از این نیروها در دفتر دادگاه­های عمومی می­توان استفاده نمود و دفتر دادگاه­های متراکم­تر و شلوغ­تر را تقویت نمود. این اقدام نیز بیلان کاری دادگاه­های عمومی را افزایش داده و هیچ تأثیری در کار دادگاه­های تجدیدنظر ندارد.

(33 ص 42)

3- یافتن بیکاری پنهان

وقتی شخصی ظاهراً به کار اشتغال دارد ولی عملاً به اندازه توان و وقت خود کار نمی­کند اصطلاحاً آن را بیکاری پنهان می­گویند بیکاری تنها معضل و مشکل اساسی نظام اداری ماست که باید برای رفع آن چاره­اندیشی اساسی صورت گیرد. وقتی از توزیع عادلانه نیروی انسانی سخن می­گوییم یکی از راهها کسب بیکاری پنهان شناسایی افراد کم کار و جابجایی آنان است. رییس دادگستری باید کارها و فعالیت­های روزمره همه کارکنان را با دقت بررسی نماید و میزان عملکرد هر کدام را ارزیابی نماید و به اندازه کارهای واقعی هر واحد نیروی انسانی آن را کم یا زیاد نماید بنابراین وقتی مشاهده می­شود در بایگانی راکد 4 نفر مشغول به کار هستند درحالی که یک نفر نیز می­تواند در ساعات اداری کارهای آن قسمت را انجام دهد از سه نفر دیگر در دفاتر و واحدهای نیازمند استفاده می­گردد همانطور که گفته شد این تشخیص به عهده مدیریت بوده و با توجه به نیازهای هر محل متفاوت خواهد بود و تأکید بر رعایت دقیق چارت تشکیلاتی نتایج لازم را حاصل نخواهد کرد.

(33 ص 44)

مشکل پنجم : فقدان دادگستری در بعضی از نقاط یک استان یا شهرستان

راهکار: تأسیس یا حذف حوزه­های قضایی و شعب دادگاه براساس نیاز

توزیع صحیح تواناییهای یک انسان تنها شامل نیروی انسانی و امکانات اداری نیست بلکه به نحوه تقسیم
حوزه­های قضایی نیز مربوط می­شود. در بعضی از نقاط یک استان، شهرستان یا بخش­هایی وجود دارد که نیازمند تأسیس دادگستری هستند این اقدام که البته رفاه حال مردم را به دنبال داشته و مانع رفت و آمد آنان به شهرستان­های مجاور برای طرح دعاوی می­شود از نقطه­نظر بحث اطاله دادرسی، موجب سرعت در رسیدگی نیز می­شود زیرا پرونده­های مربوط به این مناطق وقتی در شهرستان­های مجاور رسیدگی می­شود. سیر مراحل آن کندتر از پرونده­های همان شهرستان است چرا که به علت بعد مسافت دستورات و قرارهای دادگاه دیرتر اجرا شده

و اوراق قضایی با فاصله زمانی بیشتر ابلاغ می­شوند با تأسیس حوزه­های قضایی جدید به پرونده­های آن مناطق با سرعت بیشتر در همان محل رسیدگی می­شود. در مقابل ممکن است بعضی از واحدها و تشکیلات ضرورت وجود خود را از دست داده باشد و بتوان با حذف آنها از نیروها و امکانات این واحدها در جاهای موردنیاز استفاده نمود.

(30 ص29 ردیف 37)

گفتار سوم: عدم کاربرد وسیع سامانه­ها و فن­آوری­های روز

تأخیر در کار در برخی از مواقع طبیعی، منطقی و توجیه­پذیر است. زیرا وقتی دادرسی در بستر و زمان خاص انجام شود طبیعی و مطلوب است، حساسیتی برنمی­انگیزد و ایجاد شبهه نمی­کند. اما به طورکلی اکثر تأخیرها در فرآیند رسیدگی غیرمنطقی است و به هیچ­وجه قابل توجیه و تفسیر نیست. این اطاله پیامدهایی برای تشکیلات پدید می­آورد که به لحاظ ارزشی و حیثیتی و هزینه قابل جبران نبوده و از نظر بعد اخلاقی نیز یک امر نکوهیده است که به تدریج به صورت عادت پسندیده درمی­آید و نهادینه می­شود. اطاله فرآیند مستمر و شناوری است که به طور دائم باید عوامل ریشه­ای آن شناسایی و راهکارهای عملی آن ارائه شود درحالی که ادارات دیگر به سوی دولت الکترونیک به پیش می­تازند و گام­های بلندی در این رابطه برداشته­اند، هنوز ما در سیستم اداری از روش­های سنتی و امکانات اولیه استفاده می­کنیم که این امر با مدیریت و کاهش زمان دادرسی­ها منافات دارد. باید سیستمی یکپارچه در فرآیند دادرسی و اداری فراهم شود. ایجاد تشکیلات الکترونیک چهار پایه اصلی دارد: اول فناوری و سخت­افزار، دوم مدیریت و مهندسی، سوم نرم­افزار و چهارم زیرساخت­های اقتصادی و مهندسی مالی.

(12ص 18)

در دستگاه قضایی خصوصاً در فرآیند دادرسی و جریان رسیدگی به یک پرونده اعم از کیفری و حقوقی از دستاوردهای تکنولوژی به صورت ابتدایی و غیره سازنده استفاده می­شود. می­توان ادعا کرد که اکثریت دادرسان محاکم به شیوه سنتی و بدون توانمندی خود با دستاوردهای شگفت­آور علم و تکنولوژی، وظایف محوله را انجام می­دهند.

(12 ص 19)

درحال حاضر بیشتر محاکم ما از تکنولوژی سال­های قبل دنیا از رایانه بی­بهره­اند. در عمده مراحل دادرسی شیوه­های سنتی کماکان ادامه دارد.

(12ص 19)

بدون اغماض و سرپوش نهادن باید گفته شود که عوامل انسانی دخیل در رسیدگی به یک پرونده و در رأس آن قضات زحمتکش توانایی به کارگیری رایانه را ندارند.

(12ص 19)

در غالب محاکم از منشی و کتابت و تجهیزات فن­آوری خبری نیست، مگر دادگاههایی که جریان دادرسی آن از طریق صداوسیما پخش و یا در موارد دیگری برای حفظ آبرو و حیثیت دستگاه قضایی منشی و کارکنان اداری برای نشان دادن هیبت و عظمت ظاهری امر قضاء و قضات مربوطه مورد بهره­برداری قرار
می­گیرند.

(جلد چهارم – شماره 42 ص328)

مقدار زیادی از تراکم پرونده­ها و تأخیرها و اطاله­ها و اعمال نفوذها در پرونده و بازشدن پای دلالان به دادگاه و سوءمدیریت­ها و ضعف نظارت دقیق، نشأت گرفته از نبود تکنیک­های جدید در رسیدگی پرونده­هاست.

(شماره 4 ص14)

استفاده از رایانه می­تواند در انجام وظایف فشرده کارکنان وظایف عمدتاً روزمره­ اداری و منشی­گری سهولت به وجود آورده و باعث افزایش کارآیی و سرعت در انجام کارها شود. به علاوه امکان دسترسی سریع قضات و دست­اندرکاران قضایی به آخرین آراء و سوابق را فراهم می­آورد و این کار موجب ایجاد رویه و سرعت و صحت تصمیم گیری می­شود.

(جلد چهارم – شماره 42 ص328)

استفاده از تکنیک­های جدید، سرعت و دقت رسیدگی را بالا می­برد و احتمال دست بردن در پرونده­ها را کاهش می­دهد و جلوی تکرار طرح یک دعوا به صور گوناگون را می­گیرد. طرح مکانیزه کردن محاکم و
روش­های رسیدگی قضایی، یک مسئله بسیار مهم و بنیادین دستگاه قضایی است که باید جزء محورهای
اولویت­دار کار ما قرار داده شود.

(27ص 6)

بنابراین عدم استفاده از تکنولوژی مناسب از موجبات اطاله دادرسی است که آمورش همگانی
سیستم­های ویژه و ICDL به کادر قضایی و استفاده از کارشناسان نرم­افزاری جهت تهیه برنامه­های موردنیاز قوه­قضاییه در بخش­های مختلف.

(16ص 11)

تدوین آیین دادرسی مخصوص در جهت استفاده از فناوری­های رایانه­ای (سخت­افزاری و نرم­افزاری) در جهت رسیدگی به امور قضایی و مجهز کردن قوه­قضائیه به این فناوری­ها می­تواند اطاله دادرسی را از این جهت مرتفع سازد.

(12 ص19)

اگر از نیروی انسانی ماهر و مجهز به تکنولوژی در فرآیند دادرسی استفاده شود به طوری که در افزایش کیفیت، سرعت و دقت در رسیدگی­ها و مؤثر واقع گردد یقیناً دادرسان و قضات با روحیه و کارآیی بالا وظایف محوله را انجام خواهند داد.

(جلد چهارم – شماره 42 ص328)

استفاده از تکنیک جدید در قضاوت علاوه بر افزایش سرعت و دقت و نظارت، برای مردم نیز اطمینان­بخش­تر است.

(12ص 35)

همچنین تجهیز ضابطین دادگستری و سایر نهادهای مرتبط با محاکم مانند سازمان زندان­ها، پزشکی قانونی، اداره ثبت اسناد و املاک به فن­آوری اطلاعات می­توان به افزایش سرعت و دقت در رسیدگی و صدور احکام، اجرای دقیق و صحیح قوانین، دسترسی به مقررات روزآمد لازم­الاجرا، افزایش قدرت مدیریت فرآیند دادرسی، کاهش مراجعات مردمی و نهایتاً افزایش کارآیی دادگاه­ها و پیشگیری از وقوع جرم بسیار مؤثر است.

(34 ص 80)

مشکل اول: عدم امکان استفاده فراگیر از اینترنت

راهکار: استفاده کامل از فن­آوری­های روز دنیا مانند اینترنت به منظور سرعت و دقت در امر ابلاغ و دادرسی و اجراء دستورات و احکام قضایی

(37 ص 113)

مثلاً در صورت وجود شبکه ملی اطلاع­رسانی حقوقی، قاضی یک پرونده می­تواند با کمک یک دستگاه رایانه استعلام کند که درنتیجه آن، از صرف زمان چند ماه، جلوگیری می­شود. همچنین قاضی می­تواند با استفاده از امکانات رایانه­ای، از جمله مشاهده از راه دور (web cam) از شخص موردنظر به منظور رفع ابهام سؤالات لازم را بپرسند و نیازی به اعطای نیابت که اغلب با تأخیر و ناقص انجام می­شود نداشته باشد.

تقویت سیستم اطلاع­رسانی حقوقی برای رفع ابهام از موضوعات حقوقی و پاسخ سریع به سؤالات قضات، مؤثر است به طوری که چه بسا با برقراری یک ارتباط علمی صحیح از انحراف مسیر پرونده جلوگیری
می­شود. همچنین با این شیوه، اطلاع از جدیدترین قوانین و مذاکرات مجلس در کمترین زمان تسهیل می­گردد.

(33 ص 31)

مشکل دوم: عدم استفاده از متد جدید در ثبت و ضبط و بایگانی اسناد قضایی

یکی از عوامل مهم اطاله دادرسی درحال حاضر روش ارتباطی فعلی و عدم استفاده از متد جدید است. ثبت و ضبط و بایگانی اسناد و مدارک قضائی در جریان دادرسی و بعد از آن به روش­های سنتی و قدیمی صورت می­گیرد و با مفقود شدن، انهدام، آتش­سوزی، تخریب، پوسیدگی و یا سرقت اوراق هیچ سابقه­ای وجود ندارد و علاوه بر تضییع حق اصحاب دعوی موجبات اطاله دادرسی را فراهم می­سازد امروزه به راحت­ترین روش ممکن با دستگاه اسکنر اوراق و اسناد به حافظه کامپیوتر منتقل می­شود و می­توان آن را با کیفیت اولیه برای همیشه حفظ نمود و با استفاده از خط تلفن و دستگاه مودم و رایانه­های دیگر آنها را به نقاط مختلف منتقل نمود. می­توان روش­ها و راههای متعدد دیگری را یافت که با استفاده از تکنولوژی جدید عملیات اجرایی و روزمره دستگاه قضائی را ارتقاء بخشید.

(33ص 32)

درحال حاضر پیدا نمودن یک پرونده از میان میلیون­ها پرونده فرصت و زمان زیادی را می­طلبد یکی از عوامل اطاله عدم ارسال پرونده­های استنادی است و تا پرونده استنادی تحویل نشود دادگاه قادر به ادامه رسیدگی نیست. اینجانب در موارد متعدد پرونده­هایی را مشاهده نموده­ام که سالها به علت عدم وصول استنادی بلاتکلیف مانده است و در تعقیب موضوع معلوم شده است دادگستری محلی که پرونده از او مطالبه گردیده قادر به یافتن پرونده موردنظر نیست.

(6 ص3)

سیستم ثبت دادخواست در محاکم ما به صورت «ثبت در دفتر دادخواست­ها» می­باشد یعنی هنوز از سیستم دفتری و قدیمی استفاده می­شود. البته در برخی از موارد دیده شده است که از رایانه نیز استفاده می­شود که این امر باید گسترش پیدا کند. یعنی شبکه واحد رایانه­ای در محاکم وجود داشته باشد که یک سابقه روشن از رجوع هر شخص به دادگستری، در هر دعوایی را نشان دهد. این شبکه اطلاع­رسانی رایانه­ای مشخص می­کند که هر شخص چه نوع دعوایی در کدام دادگاه اقامه کرده است که عندالاقتضاء و درصورت طرح دعاوی مشابه در حوزه­ی قضایی دیگر، به علت اعتبار امر مختومه، از این عمل جلوگیری به عمل آید تا از صرف هزینه­های زیاد و تصدیع اوقات دادگاه خودداری شود.

(12ص 19)

کشورهای مترقی با استفاده از امکانات صوتی کلیه مذاکرات دادگاه در همان لحظه در حافظه کامپیوتر ضبط می­شود و امکان تغییر و یا تحریف عبارات و اینکه هرکس مدعی شود فلان مطلب را در دادگاه گفته یا نگفته را از بین برده است. علاوه بر آن این روش خود یک نوع نظارت دقیق بر کار محاکم است که به واسطه آن کادر قضایی بیش از گذشته مواظب گفتار و سخنان خود در جریان دادرسی خواهند بود.

(6 ص3)

راهکار: تجهیز قوه قضائیه به تکنولوژی روز

لازم است قوه­قضاییه مجهز به تکنولوژی روز باشد تا دادگاه­ها با استفاده از آن، هرچه سریعتر به پرونده­ها رسیدگی نموده، مانع اطاله دادرسی باشند برای این منظور در قانون به شرح زیر مجوزی پیش­بینی شده است.

به موجب ماده 36 قانون تشکیل دادگاه­های عمومی و انقلاب «دولت مکلف است در اسرع وقت امکان تهیه وسائل و تجهیزات لازم دادگاه­های عمومی از قبیل محل استقرار، ملزومات وسایل نقلیه، دیگر لوازم و وسایل را فراهم کند و اعتبار مربوطه برای این وسایل و تجهیزات را در اختیار دادگستری قرار دهد.

(12ص 20)

دستگاه قضایی کشور باید به سمتی حرکت کند که بخشی از بوروکراسی اداره را با بهره­مندی از
فن­آوری از میان بردارد و کنترل ثبت پرونده­ها و تکمیل فرم­های مربوط به آنها از طریق رایانه صورت پذیرد.

(37 ص 114) و (68 ص 43)

مشکل سوم : عدم وجود سی­دی (CD) قوانین و مقررات

راهکار: ارائه نرم افزارهای قوانین و رویه قضایی و نظریات مشورتی به صورت لوح فشرده

به منظور سهولت دادرسی و دسترسی سریع دادرس به قانون حاکم بر قضیه می­توان با ارائه نرم­افزارهای قوانین و رویه قضایی و نظریات مشورتی به صورت لوح فشرده امکان جست­وجوی پیشرفته را فراهم نمود تا با مراجعه به آن در محل محاکم، سبب سهولت کار فراهم شود و با این شیوه دشواری یافتن قاعده حاکم بر قضیه را که از عوامل اطاله دادرسی است از میان برداشت.

مشکل چهارم : عدم وجود سیستم یکپارچه رایانه­ای برای استعلامات قضایی

راهکار: ایجاد سیستم رایانه­ای جهت رفع این مشکل