فهرست مطالب
عنوان صفحه
مبحث دوم: كارمندان اداري (كارمندان دفتر شعبه)
گفتار اول: مشكلات ناشي از عملكرد كاركنان اداري
مشکل اول: فقدان برنامهریزی و مقررات خاص در کنترل دادخواستها و شکایات
1ـ شكايت ـ اعلام جرم ـ دادخواست
1ـ1ـ چگونگي تنظيم شكايت
راهكار: تفهیم متحد الشکل شکایات مطابق قانون
1ـ2ـ عدم كنترل شكايت و دادخواست (يا عدم دقت مدير دفتر در كنترل اوليه پرونده)
برخي از عوامل ريشهاي عدم توجه مديران دفاتر به نقایص دادخواست عبارتند از
راهکار : نكاتي چند در كنترل تكميل بودن دادخواست
الفـ امضاء يا اثر انگشت دادخواست دهنده
بـ كنترل مشخصات خواهان
جـ كنترل مشخصات خوانده
د ـ تعيين خواسته و بهاي آن مگر آنكه تعيين بهاء ممكن نبوده و يا خواسته مال باشند
راهکار 2 : اقدام به موقع در خصوص دادخواست ناقص
الفـ ابلاغ حضوري موارد نقص به دادخواست دهنده
بـ اقدام مقتضي در صورت نقص دادخواست و عدم حضور دادخواست دهنده
جـ نكات لازمالذكر در اخطاريه رفع نقص
دـ توجه در مخاطب اخطار رفع نقص
مشکل دوم : عدم كنترل دادخواست تجديدنظر و فرجام
راهكار: 1ـ استفاده از کارکنان مطلع و آموزش دیده
راهکار 2 : توجیه مدیران دفاتر برای دقت در دادخواستهای حقوقی
راهکار 3 : نظارت رئيس دادگاههاي تجديد نظر استان بر عدم پذيرش دادخواستهای تجديد نظر قبل از ارائه به دادگاههاي بدوي صادر كننده رأي
راهکار 4 : كنترل و نظارت به وسيله قضات دادگاه در خصوص دادخواست تنظيمي و ثبت شده
راهکار 5 : قرار دادن جايي ذيل برگ دادخواست براي رفع نقص به صورت موارد نقص و تكميل
راهکار 6 : تهيه دستور العمل و ابلاغ آن جهت مكلف نمودن مديران دفاتر براي درج علت احضار و اخطار و امضا و تاييد نمودن احضاريهها و اخطاريهها
راهکار 7 : تهيه و ابلاغ دستورالعمل عدم پذيرش دادخواستهاي تجديد نظر قبل از ارائه به دادگاههاي
بدوي صادر كننده رأي و نظارت رئيس دادگاههاي تجديد نظر استان بر آن
راهکار 8 : تعيين حداقل ضمائم ضروري براي تقديم دادخواست به ويژه در مرحله واخواهي و يا تجديد نظر و با اعمال ضمانت اجراي متناسب
راهکار 9 : آموزش مستمر مسؤولان دفاتر همراه با آزمون در رابطه با دريافت دادخواست در بدو و حين خدمت و تشخيص نوع دعاوي با هماهنگي قاضي
راهکار 10 : الکترونيكي شدن پروندهها و سوابق در بايگاني راكد دادگستري
راهکار 11 : اصلاح مقررات در زمينه تهيه و روشهاي وصول دادخواست
راهکار 12 : استفاده از چك ليستها
راهکار 13: بهنگام تقدیم دادخواست و یا شکواییه دقت کافی در زمینه محاسبه و وصول هزینه دادرسی مبذول گردد تا نیاز به صدور و ابلاغ اخطار رفع نقص نباشد
راهکار 14 : پیگیری مستمر، اعلام تخلفات، تشویق محاسن
راهکار 15 : اعلام موارد نقص در بررسي اوليه به ارائه كننده دادخواست براي تكميل قبل از ثبت
مشکل سوم: عدم تعيين وقت دادرسي متناسب
مشكلاتي كه ناشي از عملكرد كاركنان اداري است عبارتنداز
1ـ عدم توجه به تعطيلات رسمي در تعيين اوقات رسيدگی
راهکار: ملزم شدن مدیران دفاتر به استفاده از تقویم در زمان تعیین وقت
2 – عدم لحاظ شرایط ساعات اداری در تعیین اوقات رسیدگی
راهکار: اتخاذ ترتیب مناسب جهت رسیدگی به پروندههای مهم در ساعات اولیه
3 – تعیین وقت رسیدگی توسط افراد فاقد اطلاعات قضایی
راهكار: تعیین وقت رسیدگی توسط شخص قاضی در پروندههای مهم
4ـ تعيين وقت دادرسي بدون توجه به فراهم نمودن همه شرايط
راهكار: استفاده از مکانیزم تعیین وقت احتیاطی به جای وقت رسیدگی در صورت مهیا نبودن شرایط رسیدگی
5 ـ تعيين وقت رسيدگي مجدد به جاي تعيين وقت احتياطي
راهکار: تعیین وقت رسیدگی در صورت امکان اصدار رأی
6 ـ رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی با عدم در نظر گرفتن بعد مسافت محل اقامت طرفین دعوی جهت شرکت در جلسات دادرسی
راهکار 1 : دقت در تعیین وقت رسیدگی برای پروندههایی که مسافت دادگاه تا محل اقامت خوانده
زیاد
الف ـ توجه به تعيين وقت خارج از نوبت
ب ـ توجه به رعايت فاصله زماني ابلاغ و وقت دادگاه
ج ـ توجه به امكان حضور اصحاب دعوا با توجه به وقت تعيين شده
د ـ ضرورت اعمال ماده100 ق. آ. د. م
هـ ـ توجه به وقت لازم براي رسيدگي به دعوا
مشکل چهارم : تعيين اوقات رسيدگي محاكم كيفري استان
راهکار: مدیریت نحوه تنظیم و تعیین اوقات رسیدگی دادگاه کیفری استان
مشکل پنجم : عدم پاسخگويي كادر دفتري به ارباب رجوع
راهکار: بررسي اخلاقي اجزاء دفاتر و طرز رفتارشان با ارباب رجوع و كارداني و مواظبت كارمندان در
انجام وظيفه
مشکل ششم : عدم همكاري برخي از كارمندان با ارباب رجوع در جهت ابلاغ اخطاريهها
راهكار1 : حسن سلوك كارمندان محاكم با ارباب رجوع و پرهيز از رفتار اهانت آميز با ارباب رجوع
راهکار 2 : ابلاغ حضوری اوقات رسیدگی به طرفین پرونده
مشکل هفتم: عدم اجراي به موقع دستورات توسط اعضاي دفتري
راهکار 1 : تعيين اوقات دادرسی و انعكاس آن در دفاتر دادگاهها مستقيماً تحت نظر قاضي
راهکار 2 : نظارت مستمر و دقیق بر عملکرد کادر دفتری توسط قضات
راهکار 3: گزارش تخلفات به رؤسای دادگستریها
مشکل هشتم: فقدان نظم اداري و روحيه خدمترساني
راهکار: استقرار نظم اداری و روحیه خدمت رسانی
1 – لزوم تقديم پرونده قبل از حلول موعد وقت اداري در صورت انجام دستور دادگاه
2 – کنترل ثبت درخواستها و دادخواستهای تجدیدنظر توسط دفتر و ا رسال به موقع به مرجع تجدیدنظر
مشکل نهم: عدم دقت در نوشتن آدرس مخاطب يا شهود در اخطاريه
راهکار: دقت منشی دادگاه در انجام وظیفه و سرعت در انجام دستورات
مشکل دهم: اعلام تغییر آدرس شاکی و متهم در پروندههای کیفری و عدم توجه دفتر دادگاه و ارسال اخطاریهها و احضاریهها به نشانی قبلی
راهکار: الصاق کارت تغییر آدرس و نشانی در نقطهای مشخص از پرونده
مشکل یازدهم: ناقص و ناخوانا بودن يا به كارگيري الفاظ نامفهوم براي مخاطب در ابلاغات يا
اخطاريهها
راهکار 1 : نظارت بر عملکرد دفاتر و صدور دستورات صحیح و کامل
راهکار 2: دقت در نوشتن اوراق قضایی با خط خوانا و استفاده از کلمات قابل فهم
راهکار3 : استفاده از وسايل مكانيكي نوشتاري
راهکار 4 : يكسان سازي اخطاريهها با بهرهگيري از تجربيات مجتمع عدالت
راهکار 5 : استاندارد نمودن رويهها و بهرهگيري از الفاظ متعارف در ابلاغيهها و دستورات قضايي
راهکار 6 : تهيه نمونههاي چاپي آماده و رايانهاي كردن اخطاريهها
راهکار 7 : اهتمام در ابلاغ حضوري اوراق قضايي
نكات لازم در صدور اخطاريه
1ـ تعيين مخاطب و اقامتگاه او و در صورت امكان قيد شماره تلفن
2ـ قيد زمان و مكان جلسه
3ـ قيد دستور جلسه در اخطاريه
4 ـ تذكر سابقه ابلاغ
5- درج مهر دفتر دادگاه در موارد لزوم
6ـ صدور اخطاريه عليحده براي مخاطب متعدد
الفـ تنظيم سربرگ اخطاريه
مشکل دوازدهم: عدم تسریع در تحویل اوراق قضایی یا پروندهها به مأمورین ابلاغ
راهکار: توجه به نکات لازم در ارسال اخطاریه به مرجع ابلاغ
بـ ارسال اخطاريه به مرجع مربوطه ابلاغ
جـ عدم ارسال اوراق قضايي اشخاص مقيم به وزارتخارجه يا سفارتخانه
7 ـ كنترل كامل بودن اخطاريه قبل از ارسال
مشکل سیزدهم : عدم نظارت كافي مدیران دفاتر پس از وصول نسخه ثاني اوراق قضايي از واحد
ابلاغ
راهکار: الزام مدیران دفاتر به نظارت و کنترل اوراق قضایی واصله از واحد ابلاغ
مشکل چهاردهم :عدم الصاق به موقع اخطاریهها و احضاریهها بر روی پروندهها توسط بایگان و تجدید
اوقات دادگاه
راهکار:آموزش حین خدمت و نظارت و مراقبت در کار دفاتر توسط قاضی و مکلف نمودن مدیر دفتر
جهت تاریخ زدن بر روی احضاریهها و اخطاریهها به محض وصول به دفتر دادگاه
مشکل: عدم کنترل اوراق ابلاغ شده از طرف مدیر دفتر
راهکار1 : بکارگیری نیروهای مجرب و کارآزموده در امر ابلاغ
راهکار 2 : الزام مدیران دفاتر به کنترل اوراق قبل از ضمیمه کردن آن پرونده
راهکار 3 : نظارت بر امر ابلاغ و رعایت نکات لازم در موقع اعاده اخطاریه از مرجع ابلاغ
الفـ رعايت مقررات ابلاغ
بـ صدور دستور تنظيم اخطاريه جديد
جـ كسب تكليف از دادگاه در اعاده اخطاريه به لحاظ عدم شناسايي يا نقل مكان مخاطب بدون سبق
ابلاغ
مشکل شانزدهم : عدم دقت در برگ شماري پروندهها
راهكار 1: برگ شماری پروندهها به محض تشکیل
راهکار 2 : قراردادن فهرست برای هر پرونده
مشکل هفدهم : تشكيل بدلهايي ناقص از پروندهها در موقع ارسال به مرجع ديگر
راهکار : تشکیل بدل مفید از پروندهها در موقع ارسال به مرجع دیگر
مشکل هجدهم: عدم دقت در كنترل پروندههاي ارسالي
راهكار1: کنترل پروندههای وارده به دادگاه تجدیدنظر قبل از ارجاع به شعب
راهکار 2 : تهیه چک لیست کنترل رعایت مقررات قانونی در پروندهها
راهکار 3 : تهیه نرم افزار محاسبه هزینهها با کمک متخصصین اتوماسیون تشکیلات قضایی
راهکار 4 : بازرسیهای مستمر و هدفمند و تهیه گزارش آماری از اشتباهات کادر دفتری و دادن تذکرات
لازم
راهکار 5 : تأثیر شکل ظاهری پرونده در کاهش اطاله دادرسی
راهکار 6 : تهیه دستورالعمل جامع شرح وظایف متصدیان امور اداری
راهکار 7 : استفاده از برگ خلاصه وضعیت پرونده ملصق به جلد آن
راهکار 8 : آموزش لازم در خصوص چگونگی طرح دعوا و تقدیم لایحه
راهکار 9 : عدم ارسال پرونده به تجدیدنظر و صدور قرار رد دادخواست توسط دادگاه بدوی
راهکار 10 : رعایت نکات لازم قبل از ارسال پرونده به مرجع تجدیدنظر یا دیوان
مشکل نوزدهم: مفقود شدن پروندهها و یا برگههایی از پرونده
راهكار 1 : برقراری سيستم ثبت اطلاعات الكترونيكي پروندهها در مجتمعهاي قضائي
راهکار 2 : نظارت بر برگ شماري و نظام كد گذاري كنترل پروندهها، به ويژه در دادسراها
راهکار 3 : لاك و مهر نمودن سندها و ضمايم مهم پروندهها و اعطاي رسيد
راهکار 4 : بسته بندي مناسب پروندهها براي جلوگيري از مفقود شدن اوراق
راهکار 5: تهيه و ابلاغ دستورالعمل نحوه تحويل و تحول پروندهها و اسناد از بايگان قديم به بايگان
جديد
راهکار 6 : ايجاد سازو كارهاي ارسال پروندهها از طريق پيك يا پست سفارش
مشکل بیستم: عدم اتخاذ تصمیم و اقدام فوری به دلیل ارتباط پرونده جدید با پرونده قبلی
راهکار: ملاحظه پرونده جدید با پروندههای سابق مطروحه توسط دادگاه
مشکل بیست و یکم: عدم ثبت لوایح و دادخواستها به محض وصول و اعطای رسید و تضیع حقوق اصحاب دعوا
راهکار : ثبت لوايح و دادخواستها به محض وصول و اعطاي رسيد
مشکل بیست و دوم : عدم ثبت لوایح و ثبت پاسخ استعلامات
راهکار: صدور دستور ثبت لایحه و توجه به فوری بودن آن و پاسخ استعلام توسط دفتر
مشکل بیست و سوم: صدور دستورهای غیر ضروری یا غلط توسط دفتر دادگاه
راهکار: لزوم دقت اعضای دفتری در اصلاح و بازبینی دستورات و تصمیمات قضایی
مشکل بیست و چهارم: بلاتکلیف ماندن پروندههای جریانی به جهت عدم ارسال پروندههای استنادی
راهکار 1: تهيه دستورالعمل و ابلاغ اعلام وصول پروندههاي استنادي توسط مديران دفاتر و اعلام كتبي به
قاضي
راهکار 2: تهيه دستورالعمل و ابلاغ نظارت قاضي بر دقت در تهيه بدل
راهکار 3: تبيين گردش كار در صدور احكام و قرارها
راهکار 4 : تدوين بخشنامه براي پرهيز از ارسال پرونده استنادي در صورت همزماني رسيدگي آن در
مرجع قضايي اصلي
راهکار 5 : اصلاح مقررات آيين دادرسي در رابطه با پروندههاي استنادي با مشخص شدن شيوه و رويه
راهکار 6 : استاندارد نمودن زمان، محتوا و رويه براي ارسال به مرجع درخواست كننده و اعاده پرونده به مرجع اصلي
مشکل بیست و پنجم: ثبت ناقص و يا اشتباه آدرس اقامتگاه طرفين (عدم توجه به تبصره يك ماده 129 ق. آ. د. ك.)
راهکار1 : رعایت دقیق تبصره یک ماده 129 ق. آ. د. ک
مشکل بیست و ششم : تأخیر در رسیدگی به دلیل ارسال اوراق بدون ثبت در دفاتر
راهکار: خودداری از ارسال اوراق قضایی به وسیله اشخاص و استفاده از پیک سفارشی
مشکل بیست و هفتم : كارشناسيهاي كارمندان غير متعهد و تأخیر در جریان دادرسی
راهکار : نظارت مستمر و بهره گیری صحیح از تشویق کارمندان ساعی و کوشا و تبیه کارمندان خاطی
گفتار دومـ مشكلات ناشي از عدم شرايط مطلوب براي كارمندان اداري
مشکل اول: تفاوت فاحش حقوق کارمند و قاضی در فرآیند رسیدگیها و انجام وظیفه کادر غیر قضایی
راهکار
مشکل دوم: پايين بودن سطح حقوق كارمندان اداري
راهکار : رفع مشکلات معيشتي كاركنان اداري
مشکل سوم: مشکلات شخصی و دلسردی کارکنان اداری
راهکار: تحقيق در مورد وضعيت معيشتي و فرهنگي و اجتماعي كارمندان و رسيدگي در بهتر شدن وضعيت
آنان ايجاد برنامههاي روحيه بخش در محيط اداري و خارج از اداره
مشکل چهارم : عدم انگيزه به دليل وجود تبعيض و تضاد در نيروهاي اداري
راهکار : رعایت چارت سازمانی و قراردادن افراد در پستها با توجه به تخصص و تواناییها
مشکل پنجم: كافي نبودن آموزشهاي كادر دفتري
راهکار 1: آشنايي و آگاهي دادن كارمندان اداري در خصوص رعايت مقررات و انجام وظايف و تكاليف قانوني
راهکار 2 : سعی در دائمی نمودن آموزش کادر اداری
راهکار 3 : آموزش كارمندان جديدالاستخدام قبل از شروع بكار و استخدام آنها
راهکار 4 : آموزشهای غیرحضوری و مستمر
راهکار 5 : اعلام وظایف قانونی کارمندان دفتری و وظایف مکمل پیشبینی شده در دستورالعمل شماره 3 بصورت تابلو جهت آگاهی و عمل به آنها
راهکار 6: تشکیل کارگاههای آموزشی مناسب کارمندان
راهکار 7 : همکاری مراکز علمی و دانشگاهها از طریق اجرای برنامههای مدون آموزشی به تربیت و تعلیم نیروی انسانی کارآمد
راهکار 8 : حتیالمقدور ثبات پست و جلوگیری از جابجاییهای سریع
راهکار 9 : نظاممند نمودن جابجایی کارمندان، محدود نمودن صدور ابلاغ داخلی علاوه بر ابلاغ اصلی برای آنان به منظور کارآیی آموزشهای شغلی آنان
گفتار سومـ علل ساختاري و سازماني در مورد كاركنان اداري در حوزه نظام قضايي
كشور
مشکل اول: كمبود كاركنان اداري (كمبود نيروي انساني)
راهکار 1: نیازهای دادگستری استانها از لحاظ نیروی انسانی باید توسط هیأتی بررسی و نسبت به تأمین نیروی انسانی اعم از قاضی و کارمند بر طبق چارت تشکیلاتی اقدام شود
راهکار: تأمین نیروی انسانی و بکارگیری نیروهای جوان و با انگیزه
مشکل دوم: کمبود کادر اداری به ویژه در واحدهای ارشاد و معاضدت قضایی و به تبع آن مشکلات عدم طرح صحیح دعوی توسط ارباب رجوع
راهکار1: استخدام و تکمیل کادر اداری به منظور تکمیل چارت سازمانی واحدهای ارشاد و معاضدت
راهكار2: تكميل كادر شعب دادگاهها و دفاتر از لحاظ نيروي انساني.
مشکل سوم: مدرك تحصيلي كارمندان در رشتههاي غير مرتبط
راهکار
مشکل چهارم: عدم تدوين شرح وظايف دقيق هر يك از كارمندان
راهکار: تدوین دقیق شرح وظایف هر یک از کارمندان
مشکل پنجم : عدم نظارت مداوم و مستمر بر عملكرد كاركنان اداري
راهکار: نظارت مستمر و مداوم بر عملکرد کارکنان اداری
مشکل ششم : نامناسب بودن ساختار تعيين وقت رسيدگي
راهكار: اصلاح قوانين و مقررات در جهت كاهش عناوين موارد فوقالعاده در رسيدگي به پروندهها
مشکل هفتم: مشكلات سستي و فرسودگي بافت اداري
راهکار: استفاده از شبکه اطلاع رسانی رایانهای
گفتار چهارم: ساير كارمندان
مشکل اول: محول كردن دو مسؤوليت در امور اداري به كاركنان
راهکار: خودداري از محول كردن دو مسؤوليت در امور اداري مانند بايگان و ثبات به يك كارمند به
جهت جلوگيري از تأخير در پاسخ دادن به ارباب رجوع
مشکل دوم: عدم مواظبت و انضباط لازم در بايگاني پروندهها
راهکار: دقت در تنظيم اوراق و مرتب نمودن آنها
مشكل سوم: عدم وجود نظم و ترتيب در بايگاني پروندهها
راهكار 1 : استفاده از رايانه در بايگاني كردن پروندهها و دادن نظم ترتيب به آنها
راهکار 2 : به کارگیری افرار مجرب در امر بایگانی پروندهها
مشکل 3 : اصلاح سیستم بایگانی دستگاه قضایی
راهکار 4 : بايگاني پروندهها در جايگاه خود
راهکار 5 : قرار دادن فهرست برای هر پرونده به منظور دسترسی آسان
راهکار 6 : کنترل وضعیت بایگانی
راهکار 7 : تفکیک بایگانی از لحاظ پروندههای جریانی از مختوم
راهکار 8 : بازشماری مجدد پروندهها
راهکار 9 : اصلاح و ساختار بایگانی جهت دسترسی آسان به پروندهها
مشکل چهارم: منضبط نبودن بايگانيهای راكد و عدم دسترسي سريع به پروندههاي استنادي
راهکار 1 : فعال كردن سيستم بايگاني راكد
راهكار2 : اهتمام در اصلاح ساختار بایگانی راکد
مشکل پنجم : مفقود شدن پروندهها در بایگانیهای راکد
راهکار 1 : اصلاح ساختار بایگانی راکد
راهکار 2 : نظم دادن به بایگانیها
مشکل ششم : مفقود شدن برگهایی از پروندهها
راهکار 1 : ارسال پرونده از طریق پیک یا پست سفارشی
راهکار 2 : تحویل و تحول پروندهها و اسناد از بایگان قدیم به بایگان جدید
راهکار 3 : لاک و مهر نمودن سندها و ضمایم مهم پروندهها و اعطای رسید
راهکار 4 : بستهبندی مناسب پروندهها برای جلوگیری از مفقود شدن اوراق
مشکل ششم: عدم تايپ سريع و صحيح دادنامهها
راهکار : نظارت بر تایپ سریع و صحیح دادنامه
راهکار 2 : استفاده از رایانه در تایپ دادنامهها جهت تسریع در کار
راهکار 3 : آموزش لازم به تمام مسؤولين اپراتور بلحاظ آشنايي با امورالفاظ حقوقي داده شود
راهکار 4 : طراحي و ارائه فرم مربوط به رأي
راهکار 5 : افزایش نیروهای آشنا به تایپ و رایانه
(4 ص146)
مبحث دوم: كارمندان اداري (كارمندان دفتر شعبه)
بعد از نقش اصلي و محوري قضات در امور دادرسي كارمندان اداري دادگستري به نظر دومين عامل مهم انساني در اداره جريان دادرسي محسوب ميشوند لذا توجه ويژه در سروسامان دادن به وضعيت اين قشر از لحاظ كميت و كيفيت و نيز توجه به وضعيت معيشتي آنها، به طور مستقيم در ارتقاء كيفيت و تسريع در امور دادرسي مؤثر خواهد بود. اگر چه وجود قاضي در شعبه به منزله مغز هر تشكيلات يا شعبه و محكمهاي است اما كارمندان به منزله بازوان اين مراجع هستند و مغز هر چقدر قوي و مبتكر باشد اگر بازوان به فرمان او نباشد و يا به نحوي دستورات او را اجراء نكنند مغز قوي نيز كارايي زيادي نخواهد داشت لذا اگر در دستگاه قضايي به كارمندان توجه خاص به عمل نيايد اين قوه موفق به وصول اهداف خود به طور كامل نخواهد شد.
در كنار توجه به مشكلات آنان از نظر ارتقاء سطح علمي و نيز سطح معيشت بايستي نظارت و كنترل حساب شدهاي نيز بر عملكرد آنها وجود داشته باشد زيرا بركسي پوشيده نيست كه زمينة بسياري از مشكلات و معضلات دادگستريها و انحرافات در بين قضات ريشه در ضعفها و انحرافات كارمندان دارد. و يكي از مواردي كه كارمندان ميتوانند نقش مستقيمي در بهبود يا برعكس در تشديد آن داشته باشند موضوع اطاله دادرسي است دوران دادرسي لحظات سخت و طاقتفرسايي براي اصحاب دعوي محسوب ميشود و شايد به توان گفت كه گلهمندي و شكايات مردم از قضات و محاكم بيشتر ناشي از اطاله دادرسي است تا نتيجة مثبت يا منفي
پروندههاي آنها لذا با توجه به اينكه كارمندان اداري تقريباً تمام اقدامات و مكاتبات و انجام دستورات پروندهها را انجام ميدهند هرگونه قصور و سهلانگاري آنها خودبخود سبب تعطيل شدن رسيدگي به پروندهها خواهد شد.
(12 ص7)
گفتار اول: مشكلات ناشي از عملكرد كاركنان اداري
مشکل اول: فقدان برنامهریزی و مقررات خاص در کنترل دادخواستها و شکایات
مسؤوليتهايي كه در قوانين و مقررات براي كارمندان اداري پيشبيني شده قابل توجه ميباشد. عدم كارايي اين نيروها در اين بخش ميتواند ضربهاي مهلك بر پيكره نظام دادرسي وارد نمايد. امروزه آگاهان فني واقف هستند كه يكي از علل و عوامل اطاله رسيدگي به پروندهها عملكرد منفي كارمندان شعب محاكم ميباشد. وقتي دفتر يك شعبه دستورات قضائي را ـ آگاهانه يا ناآگاهانه به صورت قانوني و صحيح انجام ندهد، مسامحه و تعلل و كارشكني صورت گرفته، در هر مرحلهاي ميتواند ارزش كار قضائي انجام شده يا مورد نياز در پروندهها را تحت تأثير قرار دهد و متأسفانه بايد گفت دستگاه قضايي در چند سال گذشته در زمينه جذب نيروي ماهر و متخصص و مورد نياز عملكرد خوب و قابل قبولي نداشته است.
در حال حاضر استخدام و جذب نيرو به شكل سنتي مورد قبول نميباشد و مديران منابع انساني در دستگاه قضايي بايد در وهله اول تفكرات و بينش خود را به روز نمايند. نيروهاي استخدام شده در بخشهاي مختلف اداري دادگستريها غالباً توانمندي و كارايي حداقل را هم ندارند. ضعف واحدهاي ذيربط در اين زمينه يكي از آفات و آسيبهاي جدي دادرسي محسوب ميگردد.
هر يك از محاكم يك نفر مدير دفتر و تقرير نويس (منشي)، ثبات و بايگان دارد و هر يك از آنها داراي وظايف معين از طريق قانون هستند. به طوري كه عدم انجام آنها يا تأخير در انجام آنها موجب تخلف اداري است. هر يك از كارمندان اداري دادگستري بسته به نوع وظيفه به نوعي در دادرسي دخالت دارند.
مدیران دفاتر مکلفند دستورات و مقررات ابلاغ را از حیث زمان به مخاطبی که باید ابلاغ شود (اعم از طرفین پرونده یا وکلای آنان یا نمایندگان قانونی آنان) رعایت نمایند و برای رعایت حقوق بیتالمال، هزینه دادرسی اعم از هزینه برگهایی که به دادگاه تقدیم میشود و هزینه قرارها و احکام را به طور کامل وصول نمایند. بدیهی است عدم رعایت دقیق مقررات به ویژه اوقات، تخلف محسوب و موجب پیگیری است.
بنابراین مدیر دفتر قلب طپنده دادگاه محسوب میشود. اگر مدیر دفتر بر وظایف قانونی خود مسلط و نسبت به وظیفه خود احساس مسؤولیت نماید بسیاری از مشکلات جاری در دادگاهها حل خواهد شد. اکثر مدیران در انجام وظیفه خود ظهور مطلوب دارند اما تعداد قلیلی از مدیران با دستآویز قرار دادن تراکم یا معاذیر دیگر خود را از گردونه سلسله مراتب اداری خارج کرده، از تنظیم امور و انجام وظیفه و تعامل با دادگاه طفره میروند و در نتیجه بینظمی در امور حاصل میشود که این امر در کارکرد سایر کارمندان نیز اثر منفی میگذارد.
كارمندان اداري دفتر شعبه به دليل ارتباط مستقيم با پرونده، نسبت به ساير كارمندان اداري، در سرعت دادرسي نقش بيشتري دارند. متأسفانه مقدار زيادي از اوقات اداري كارمندان با تغذيه، مذاكرات خانوادگي، مذاكرات سياسي، ارائه مشاوره حقوقي به آشنايان، غيبت غير مجاز و غيره هدر ميرود. نتيجه اين اعمال جز عدم انجام كارهاي اداري در موعد مقرر و ايجاد بينظمي در شعبه مربوطه نخواهد بود. مثلاً تأخير يك هفتهاي صدور اخطاريه در يك پرونده توسط كارمند مربوطه، موجب عدم انجام ابلاغ به موقع آن ميشود. با توجه به همين تأخير ممكن است نتيجه ابلاغ اخطاريه قبل از تاريخ وقت رسيدگي واصل نشده و به ناچار وقت ديگري براي دادرسي تعيين شود. با دقت در اين مطلب ميتوان فهميد كه ريشه تجديد يك جلسه دادرسي كه موجب تطويل چند ماهه يك دادرسي ميشود از جانب كارمند دفتري مربوطه است. البته اگر عمليات دادرسي دعاوي ديگر منوط به نتيجه اين دعوا باشد تأثير اين قصور از جانب كارمندان در اطاله دادرسي دوچندان خواهد بود.
(شماره39 ص166)
1ـ شكايت ـ اعلام جرم ـ دادخواست.
1ـ1ـ چگونگي تنظيم شكايت.
شكواييهها به شدت سليقهاي تنظيم ميشوند و مطالب زايد در آنها فراوان ديده ميشود. علاوه بر آن اغلب با خطوط ناخوانا و يا جملات نارسا و مبهم نوشته ميشوند. خواندن دقيق چنين شكواييههايي علاوه بر آنكه وقت زيادي را ميطلبد در عين حال مواردي چون دليل يا ادله شكايت، ضرر و زيان احتمالي ناشي از جرم، دلايل توجه اتهام به متهم و غيره براي خواننده مبهم ميماند.
(32 ص49)
راهكار: تفهیم متحد الشکل شکایات مطابق قانون
به منظور جلوگيري از نقص شكايات و سهل انگاري در ارجاع آنها به شعب دادگاهها، فرم متحدالشكلي را مطابق با مفاد ماده 69 ق. آ. د. د. ع. ا در امور كيفري مصوب 28/6/1378 تهيه و در اختيار مراجعين قرار دهند. نظر به اينكه ارجاع شكايت در بدو امر به شعب محاكم قضايي، موجب جلوگيري از رفت و آمدهاي اضافي به مراجع انتظامي و تسريع در روند دادرسي ميگردد لذا امكانات مورد نياز براي ارسال شكايات ابتدايي از شعب دادگاهها به مراجعين مهيا گردد.
(شماره 39 ص166)
اگر فرم انعطافپذيري درنظر گرفته شود كه لااقل خطوط كلي شكواييه مثلاً جاي مخصوص براي مشخصات شاكي و متهم با آدرس، دلايل توجه اتهام به متهم، ضرر و زيان احتمالي و غيره داشته باشد. اين عمل قطعاً تأثير بسزايي در كوتاه نمودن مدت دادرسي خواهد داشت.
(28 ص24)
1ـ2ـ عدم كنترل شكايت و دادخواست (يا عدم دقت مدير دفتر در كنترل اوليه پرونده).
پس از ارجاع پرونده به دادگاه، مدير دفتر دادگاه در تكميل دادخواست نقش بسياري مؤثري را دارد كه بايد وفق مقررات حاكم در قوانين آيين دادرسی به آن عمل نمايد و سرعت و دقت در كارش باشد.
(37 ص26)
مدير دفتر دادگاه اگر چه سمت اداري دارد، اما در تشكيل پرونده و جريان آن، تا صدور رأي قاطع دعوي وظايفي به عهده دارد كه بعضاً به وظايف قضايي شبيه است. به طوري كه طبق ماده66 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني، در صورت ناقص بودن دادخواست، مدير دفتر، در مواردي اقدام به صدور اخطار رفع نقص نموده در صورت عدم رفع نقص در فرجه معين قرار رد دادخواست را صادر
مينمايد.
(16ص25)
دفتر دادگاه پس از تعيين وقت و ارسال نسخه ثاني دادخواست و ضمائم و دعوت طرفين به رسيدگي كلاً در همه موارد قبل از فاصله لازم (ترجيحاً 45 روز تا طول وقت) وظيفه دارد پرونده را از بايگاني خارج و بررسي نمايد كه اوراق به طرفين ابلاغ و اعاده شده است يا خير؟ اگر اوراق اعاده نشده وظيفه پيگيري اوراق را برعهده دارد و در صورت اعاده وظيفه دارد بررسي نمايد اوراق به صورت قانوني و صحيح ابلاغ شده است يا خير؟ آيا دستور دادگاه به موقع اجرا گذاشته شده يا خير؟ و…
علاوه بر اين وظيفه دفتر مكلف است يك روز قبل از طول وقت پرونده را از بايگاني خارج و پس از آن پرونده را ملاحظه و بررسي نمايد كه دستور مقام قضايي به موقع اجرا در آمده است يا خير و طي گزارشی به دادگاه مراتب و كيفيت ابلاغ اوراق قضايي و انجام دستور دادگاه و در صورت وصول اخطاريه با قيد شماره ثبت دفتر آن را ضم و در گزارش منعكس نمايد.
(شماره 39ص178)
عدم توجه دفاتر به نواقص دادخواست در موقع وصول آن از جمله عوامل بسيار مؤثر در اطاله دادرسي ميباشد. در مراجعه به پروندهها گاهي مشاهده ميشود كه بعد از چندين جلسه دادرسي، تازه دادگاه متوجه نقص دادخواست شده و خواستار رفع آن ميشود.
(27 ص18)
برخي از عوامل ريشهاي عدم توجه مديران دفاتر به نقایص دادخواست عبارتند از:
1ـ فقدان هماهنگي كادر اداري با قاضي شعبه.
2ـ عدم آشنائي مديران دفاتر دادگاهها با مقررات قانوني.
3ـ زياد بودن حجم پروندهها.
(11 ص2)
ماده 54 قانون آيين دادرسي مدني مقرر داشته است كه در موارد ياد شده در ماده قبل، مدير دفتر دادگاه ظرف دو روز نواقص دادخواست را به طور كتبي و مفصل به خواهان اطلاع داده و از تاريخ ابلاغ، به مدت ده روز به او مهلت ميدهد تا نواقص را تكميل كند. چنان چه در مهلت مقرر خواهان اقدام به رفع نقص نكند، دادخواست به موجب قراري كه مدير دفتر و در غيبت مشاراليه، جانشين او صادر ميكند، رد ميشود. اين قرار به خواهان ابلاغ ميشود و نامبرده ميتواند ظرف 10 روز از تاريخ ابلاغ به همان دادگاه شكايت كند رأي دادگاه در اين خصوص قطعي است.
اعمال صحيح و دقيق اين ماده توسط مدير دفتر دادگاه و نظارت بر اجراي آن توسط رئيس شعبه، يكي از مؤثرترين طرق كوتاه كردن فرآيند دادرسي است. در بسياري از مواقع بدون تكميل نواقص موجود در دادخواست، دادگاه دستور تعيين وقت رسيدگي را ميدهد كه پس از حلول جلسه دادرسي، قاضي دادگاه متوجه نواقص دادخواست ميشود كه پس از اين همه مدت، مجدداً مراتب بايد به دفتر دادگاه برگشت داده شود تا اقدامي كه فرضاً چند ماه پيش انجام ميشد، صورت پذيرد.
البته تكليف مدير دفتر نافي وظيفه نظارتي رئيس شعبه دادگاه نميباشد. چه اين كه ماده64 قانون آيين دادرسي مدني مقرر داشته است: «مدير دفتر دادگاه بايد پس از تكميل پرونده، آن را فوراً در اختيار دادگاه قرار دهد. دادگاه پرونده را ملاحظه و در صورتي كه كامل باشد پرونده را با صدور دستور تعيين وقت به دفتر اعاده مينمايد تا وقت دادرسي (ساعت و روز و ماه و سال) را تعيين و دستور ابلاغ دادخواست را صادر نمايد.
(16 ص14)
راهکار : نكاتي چند در كنترل تكميل بودن دادخواست
الفـ امضاء يا اثر انگشت دادخواست دهنده: دراكثر موارد دفتر دادگاه بدون توجه به عدم قيد امضاء يا اثر انگشت دادخواست دهنده آن را از جهات ديگر بررسي و با تصور كامل بودن تقديم دادگاه مينمايد و حال آن كه اولين وظيفه دفتر دادگاه توجه به امضا يا اثر انگشت دادخواست دهنده بوده و در صورت فقدان اين شرط صحت دادخواست با صدور اخطاريه استحضاري، پرونده تا زمان امضاء يا درج انگشت بايد بايگاني گردد اين امر در صورت تعداد دادخواست دهنده در خصوص عدم معلوم بودن تعلق امضا به يكي از دادخواست دهندهها نيز قابل اعمال است.
(16 ص15)
بـ كنترل مشخصات خواهان: طبق بند 1ماده 51 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني قيد مشخصات خواهان يعني نام، نام خانوادگي، نام پدر، سن، اقامتگاه و حتيالامكان شغل خواهان در دادخواست ضروري است. لكن از شرايط مزبور صرفاً عدم قيد نام، نام خانوادگي، و اقامتگاه خواهان طبق ماده 56 همان قانون موجب نقص دادخواست تلقي ميگردد و صدور اخطاريه رفع نقص در خصوص فقدان ساير شرايط از جمله نام پدر، سن فاقد وجهه قانوني بوده و موجب اطاله رسيدگي و بايد از آن اجتناب گردد.
(16 ص16)
جـ كنترل مشخصات خوانده: طبق بند 2 ماده 52 قانون سابقالذكر دادخواست دهنده مكلف است نام، نام خانوادگي، اقامتگاه و شغل خوانده را در دادخواست قيد نمايد. بديهي است عدم قيد مشخصات خوانده به غير از شغل صرفاً موجب توقيف دادخواست طبق ماده 54 همان قانون و صدرو اخطاريه رفع نقص تلقي ميگردد و درخصوص اشخاص حقوقي، حقوق عمومي مانند ادارات و شركتهاي دولتي عدم قيد اقامتگاه نيز از جهات نقص دادخواست به لحاظ امكان شناسايي مأمور ابلاغ تلقي نميگردد و از جهت عدم قيد شغل خوانده و همچنين عدم قيد اقامتگاه در اشخاص حقوقي، حقوق عمومي به جهت غير قانوني بودن و بايد خودداري شود.
(16 ص17)
د ـ تعيين خواسته و بهاي آن مگر آنكه تعيين بهاء ممكن نبوده و يا خواسته مالي نباشد: يكي از شرايط تكميل بودن دادخواست معين و منجز بودن خود خواسته است و با توجه به اينكه محاكم حق تعيين خواسته براي خواهان را ندارد لذا ضرورت دارد دفتر دادگاه در كنترل اوليه دادخواست معين و منجز بودن خواسته را مورد بررسي قرار دهد و در صورت غير معين و غير منجز بودن اقدام به توقيف دادخواست و صدرو اخطاريه رفع نقص نمايد.
پس از تعيين خواسته، در صورتي كه خواسته جنبه مالي داشته باشد. بايد توسط خواهان مورد تقويم و ارزيابي قرار گيرد. خواسته مالي به مطالبه حقي اطلاق ميگردد كه اجراي آن مستقيماً براي دارنده ايجاد منفعتي مينمايد كه قابل تقويم به پول باشد، مانند مطالبه وجه.
(16 ص18)
لازم به تذكر است كه در خصوص بعضي از موارد بين قضات در خصوص مالي بودن يا غير مالي بودن اختلاف نظر وجود دارد و يا دفتر دادگاه طبق نظر رئيس شعبه مربوطه عمل نمايد از اين موارد ميتوان به تسليط يد و تنفيذ قولنامه و صلح نامه عادي اشاره نمود و در پارهاي امور كه جز دعاوي نيستند نيازي به تشخيص مالي يا غير مالي بودن وجود ندارد اين مصاديق عبارتند از : 1ـ در خواست تأمين خواسته. 2ـ دستور موقت. 3ـ تأمين دليل 4ـ درخواستهاي راجع به امور حسبي مانند تحرير و تقسيم تركه به شرطي كه در مالكيت اختلاف نباشد، گواهي حصر وراثت، حكم موت فرضي، تنفيذ وصيتنامه عادي، اخراج ثلث و غيره.
پس از تعيین اينكه خواسته مالي است بايد توجه نمود كه خواسته توسط خواهان تقويم گرديده است يا خير. عليالاصول تقويم خواسته به عهده خواهان ميباشد مگر مواردي كه قانوناً خواسته توسط شخص غير از خواهان تقويم ميگردد يا امكان تقويم وجود ندارد. در دو مورد قانوناً خواسته نياز به تقويم توسط خواهان ندارد اولـ اگر خواسته پول رايج ايران باشد كه بهاي آن طبق بند1 ماده 62 ق. آ. د. م عبارت از مبلغ مورد مطالبه. دومـ اگر خواسته پول خارجي باشد ارزيابي آن به نرخ رسمي بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران در تاريخ تقويم دادخواست بهاي خواسته محسوب ميشود. در اين مورد اخير به محض وصول دادخواست بايد مدير دفتر بهاي خواسته را از بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران مورد استعلام قرار دهد و بديهي است بهاي مورد استعلام، بهاي زمان تقويم دادخواست به نرخ فروش خواهد بود و نه نرخ خريد پول خارجي.
(16 ص18)
به غير از دو مورد فوق خواهان مكلف به تقويم خواسته خواهد بود. مگر اينكه امكان تعيين بهاي خواسته وجود نداشته باشد كه در اين صورت طبق بند14 ماده 3 قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت خواهان مكلف است عليالحساب مبلغ دو هزار ريال ابطال تمبر هزينه دادرسي نمايد و ما بهالتفاوت هزينه دادرسي پس از تعيين بهاي خواسته و صدور حكم از خواهان وصول خواهد شد.
نكتهاي كه بايد توجه نمود اين است كه بهاي خواسته از جهات اولاًْ از نظر هزينه دادرسي ثانياً وصول ماليات حقالوكاله ثالثاً تعیین حق الوکاله رابعاًّ امكان تجديد نظر و فرجام خواهي داراي اهميت مگر در دعاوي راجع به اموال غير منقول و خلع يد از اموال مزبور كه ملاك اخذ هزينه دادرسي ارزش معاملاتي ملك اعلامي دارايي محل وقوع ملك طبق بند12 ماده3 قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت ميباشد و در اين مورد استثناء بايد توجه نمود كه صرفاً بهاي اعلامي دارايي جهت ابطال هزينه دادرسي ملاك خواهد بود و از ساير جهات مانند محاسبه ماليات حقالوكاله ملاك تقويم خواهان ميباشد و حسب رويه قضايي در تمامي دعاوي راجع به اموال غير منقول نيازي به استعلام از دارايي وجود ندارد. بلكه صرفاً در خصوص دعاوي غير منقول ذاتي از قبيل خلعيد، استرداد مال غير منقول، الزام به تحويل بيع، الزام به تنظيم سند رسمي انتقال عين راجع به اموال منقول از اداره مزبور استعلام معمول خواهد شد. بنابراين در دعاوي مطالبه خسارت وارد به اموال غير منقول و اجرتالمثل راجع به اين اموال از اداره مزبور استعلام معمول نخواهد شد و در صورت وجود شبهه در خصوص ضرورت استعلام كسب نظر رئيس شعبه ضروري است.
(16 ص19) و (63 ص33)
راهکار 2 : اقدام به موقع در خصوص دادخواست ناقص
الفـ ابلاغ حضوري موارد نقص به دادخواست دهنده:
نظر به اينكه معمولاًُ دادخواست را خواهان يا دادخواست دهنده به صورت حضوري تقديم دفتر شعبه مينمايد، بهتر است با استفاده از فرمهاي چك ليستها دادخواست در حضور ايشان بررسي و در صورت وجود نقص حضوراً موارد نقص به ايشان به طور تفصيل ابلاغ گردد و از محول نمودن اين وظيفه به اوقات بعد خودداري گردد.
بـ اقدام مقتضي در صورت نقص دادخواست و عدم حضور دادخواست دهنده:
براساس مواد 54 و 56 ق. آ. د. م در صورت نقص دادخواست مدير دفتر دادگاه و در غيبت ايشان جانشين او مكلف است حداكثر ظرف دو روز نسبت به اقدام مقتضي در خصوص دادخواست مزبور را اعمال نمايد.
جـ نكات لازمالذكر در اخطاريه رفع نقص:
در صورت لزوم صدور چنين اخطاري بايد نقایص دادخواست به طور مفصل به دادخواست دهنده اطلاع داده شود و در اخطاريه مهلت رفع نقص ده روز قيد گردد و بنابراين از صدور اخطاريههاي رفع نقص مبهم با غير مفصل خودداري گردد. به عنوان مثال صدور اخطاريه رفع نقص كسري هزينه دادرسي بدون ذكر ميزان كسري فاقد اثر بوده و موجب اطاله فرآيند دادرسي خواهد بود.
دـ توجه در مخاطب اخطار رفع نقص:
به عنوان قاعده كلي ميتوان گفت اخطاريه رفع نقص بايد خطاب به خواهان صادر گردد هر چند دادخواست را شخص غير از خواهان تقديم نموده باشد مگر اينكه خواهان محجور باشد و دادخواست و اولي يا قيم او تقديم نموده باشد يا دادخواست توسط وكيل تقديم شده باشد كه در اين دو صورت اخير خطاب اخطاريه رفع نقص به ولي يا قيم وكيل خواهد بود. بنابراين در ساير موارد كه دادخواست توسط شخصي غير از خواهان تقديم ميشود مانند رئيس شركت، نماينده حقوقي اداره يا بانك، از صدور اخطاريه رفع نقص خطاب به دادخواست دهنده بايد خودداري گردد. زيرا چنين اخطاريه رفع نقص فاقد اثر قانوني ميباشد.
(16 ص30)
مشکل دوم : عدم كنترل دادخواست تجديدنظر و فرجام:
براساس تبصره2 ماده 339 و ماده383 ق.آ.د.م. دفتر دادگاه با تقديم دادخواست تجديدنظر خواهي و فرجام خواهي پس از ثبت آن بايد دادخواست مزبور را از دوجهت كنترل نمايد. جهت اول تقديم دادخواست در فرجه قانوني بوده. بديهي است در صورت خارج از موعد بودن بايد جهت اتخاذ تصميم مقتضي به نظر رئيس شعبه برسد. جهت دوم كه مؤخر بر جهت اول بوده و در صورتي توجه خواهد شد كه دادخواست در فرجه باشد اين است كه دادخواست فرجامي و تجديد نظر داراي شرايط قانوني ميباشد يا خير و درصورت ناقص بودن اقدام مقتضي در خصوص صدور اخطار رفع نقص يا تقديم به دادگاه جهت رد آن در مواردي كه امكان صدور اخطار رفع نقص قانوناً فراهم نميباشد يا پس از ابلاغ اخطاريه رفع نقص در مهلت مورد نقص مرتفع گرديده است.
عدم رعايت اين دو نكته و همچنين عدم الصاق دادنامههاي ابلاغ شده طرفين به پرونده در بسياري موارد موجب ارسال پرونده به مرجع تجديد نظر يا فرجام و اعاده آن گرديده كه اين روند در اكثر موارد بيش از سه ماه طول كشيده است.
(20 ص7)
بررسي آمارها نشان ميدهد تعداد قابل توجهي از پروندهها بايد با صدور قرار در مرحله بدوي رد ميشد لكن دفاتر به اين مسأله توجه كافي نداشته و با ارسال آن به دادگاه تجديد نظر، تعيين تكليف پرونده به تأخير ميافتد.
(33 ص62)
راهكار: 1ـ استفاده از کارکنان مطلع و آموزش دیده
بكارگيري يكي از كاركنان مطلع، آموزش ديده با تحصيلات عاليه حقوقی در اطاق معاونت ارجاع كه قبل از ارجاع شكايات و دادخواستها آن را با دقت مطالعه و اشكالات و نواقص آن را متذكر گرديده و بعد از تكميل و رفع اشكالات آن را به نظر معاونت ارجاع برساند.
(33 ص62)
راهکار 2 : توجیه مدیران دفاتر برای دقت در دادخواستهای حقوقی
علاوه بر آن توجيه مدیران دفاتر برای دقت در دادخواستهای حقوقی و رفع اشکال آنها قبل از تحویل گرفتن دادخواست گامي مؤثر است. هر چند ميتوانند رفع نقص دادخواستها را از طريق اجراي مواد 53 و 54 قانون آيين دادرسي به عمل آورند.
(16 ص78)
راهکار 3 : نظارت رئيس دادگاههاي تجديد نظر استان بر عدم پذيرش دادخواستهای تجديد نظر قبل از ارائه به دادگاههاي بدوي صادر كننده رأي.
(9 ص11)
راهکار 4 : كنترل و نظارت به وسيله قضات دادگاه در خصوص دادخواست تنظيمي و ثبت شده.
(9 ص11)
راهکار 5 : قرار دادن جايي ذيل برگ دادخواست براي رفع نقص به صورت موارد نقص و تكميل.
(14 ص13)
راهکار 6 : تهيه دستور العمل و ابلاغ آن جهت مكلف نمودن مديران دفاتر براي درج علت احضار و اخطار و امضا و تاييد نمودن احضاريهها و اخطاريهها.
(14 ص13)
راهکار 7 : تهيه و ابلاغ دستورالعمل عدم پذيرش دادخواستهاي تجديد نظر قبل از ارائه به دادگاههاي بدوي صادر كننده رأي و نظارت رئيس دادگاههاي تجديد نظر استان بر آن.
(14 ص 7)
راهکار 8 : تعيين حداقل ضمائم ضروري براي تقديم دادخواست به ويژه در مرحله واخواهي و يا تجديد نظر و با اعمال ضمانت اجراي متناسب.
(14 ص1)
راهکار 9 : آموزش مستمر مسؤولان دفاتر همراه با آزمون در رابطه با دريافت دادخواست در بدو و حين خدمت و تشخيص نوع دعاوي با هماهنگي قاضي.
(14ص 5)
راهکار 10 : الکترونيكي شدن پروندهها و سوابق در بايگاني راكد دادگستري.
(14 ص7)
راهکار 11 : اصلاح مقررات در زمينه تهيه و روشهاي وصول دادخواست.
(16 ص12)
راهکار 12 : استفاده از چك ليستها .
(ش 62)
راهکار 13: بهنگام تقدیم دادخواست و یا شکواییه دقت کافی در زمینه محاسبه و وصول هزینه دادرسی مبذول گردد تا نیاز به صدور و ابلاغ اخطار رفع نقص نباشد.
(ش 64)
راهکار 14 : پیگیری مستمر، اعلام تخلفات، تشویق محاسن
(14 ص11)
راهکار 15 : اعلام موارد نقص در بررسي اوليه به ارائه كننده دادخواست براي تكميل قبل از ثبت.
در قسمت بـ 3 از فصل سوم دستورالعمل مصوب شماره 2 رفع اطاله دادرسي، مستنداً به مفاد مواد 49 تا 60 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني (به ويژه ماده 54)، فرمهاي كنترل صحت شرايط دادخواست به دادگاه نخستين و تجديد نظر طراحي و معرفي شده است كه به موجب آنها مديران دفاتر ميتوانند به سهولت و در كوتاهترين زمان ممكن، نواقص موجود در دادخواست را كنترل نموده و جهت رفع نقص را به خواهان اطلاع دهند كه تأثير اعمال اين فرمها در كوتاه كردن فرآيند دادرسي و جلب رضايت مراجعان قابل توجه است. لذا ضروري است مديران محترم دفاتر ضمن مراجعه به دستورالعمل شماره 2 رفع اطاله دادرسي و استفاده از فرمهاي ضروري، امكان رفع مشكلات گوناگون را فراهم آورند و استفاده از فرمهاي مذكور را امري عبث تلقي نكنند.
(16 ص40)
مشکل سوم: عدم تعيين وقت دادرسي متناسب:
يكي از نكات ظریف در تسريع رسيدگي محكمه كه به درايت كارمند دفتري بوده نحوه تنظيم اوقات دادرسي است. در خصوص تعيين اوقات رسيدگي و تعداد پروندههايي كه شعبه بايد در روز براي جلسه دادگاه مشخص نمايد قوانين تعيين مكلف ننمودهاند و اين امر به عهده رئيس شعبه واگذار شده كه به هر تعداد كه مايل است براي دادگاه جلسه رسيدگي معين كند و روساي دادگستري نيز در اين امر دخالت نميكنند و واقعيت است كه اغلب قضات نيز دستور كلي به دفتر براي تعيين وقت دادرسي به تعداد 4 یا 5 پرونده صادر مينمايند و عملاًْ در چگونگي تعيين وقت دخالت ندارند.
(13 ص50)
مشكلاتي كه ناشي از عملكرد كاركنان اداري است عبارتنداز:
1ـ عدم توجه به تعطيلات رسمي در تعيين اوقات رسيدگي([1])
در دفاتر دادگاه به هنگام تعيين اوقات دادرسي و تجديد وقت اغلب، به تقويم رسمي مراجعه نميشود و چه بسا به طور تصادفي وقت تعيين شده به روز تعطيلي بر ميخورد، علاوه بر اين بعضي مواقع تعطيلات غير منتظره در كشور نيز مزيد برعلت ميشود.
(36 ص97)
راهکار: ملزم شدن مدیران دفاتر به استفاده از تقویم در زمان تعیین وقت
دقت دفاتر و مديران دفاتر بر تعيين وقت رسيدگي و ملزم شدن آنها به اينكه از تقويم استفاده نمايند در غير اين صورت تخلف اداري محسوب و مجازات خواهند شد.
(ردیف 40 ص10)
بنابراين بايستي مقرر شود روساي دادگستريها مراقبت لازم را در اين خصوص معمول داشته و تأكيد نمايند در تعيين اوقات رسيدگي مديران دفاتر قبلاً به تقويم رسمي مراجعه تا از اين لحاظ با مشكلي مواجه نشوند و اگر در آخر سال فرضاً به تقويم رسمي سال بعد دسترسي نمييابند ميتوان با دقت و احتساب اختلاف سال شمسي با سال قمري، تعيين وقت نموده تا مصادف با روز تعطيل نشود.
(13ص 51)
2 – عدم لحاظ شرایط ساعات اداری در تعیین اوقات رسیدگی
عدم لحاظ شرايط ساعات اداري در تعيين اوقات رسيدگي مثلاً به پروندههاي قطور و سنگين و پيچيده در ساعات نامناسب مانند آخر وقت اداري، موقع خستگي يا زمان تراكم ارباب رجوع و موقع نماز وقت داده ميشود.
(36 ص98)
راهکار: اتخاذ ترتیب مناسب جهت رسیدگی به پروندههای مهم در ساعات اولیه
حتي الامكان ترتيبي اتخاذ گردد كه به پروندههاي مهم در ساعات اوليه رسيدگي شود تا قاضي با حوصله و آرامش خاطر رسيدگي را شروع نمايد.
(شماره 5 و6 الف)
3 – تعیین وقت رسیدگی توسط افراد فاقد اطلاعات قضایی
در حال حاضر منشي دادگاه كه وقت را تعيين ميكند يا همه روز با يك تعداد معيني از پروندهها وقت تعيين ميكند و يا اگر به نسبت اهميت پروندهها تعداد پروندههاي روزانه را كم و زياد كند مبناي اهميت پروندهها براي منشي كه فاقد اطلاعات قضايي است صرفاً حجم پروندهها است كه درست نيست.
(شماره5 و6 الف ص2)
راهكار: تعیین وقت رسیدگی توسط شخص قاضی در پروندههای مهمگ
تعيین وقت دادرسي به وسيله شخص قاضي خود ميتواند موجب و علت عمدهاي براي جلوگيري از تجديد جلسه و يا اتخاذ تصميمات غير مؤثر شود زيرا چهبسا حجم پرونده يكصد صفحهاي با يك رأي يا قرار چند سطري مختومه ميشود و يا يك دادخواست دو صفحهاي واجد مسائل قضايي عديده باشد اگر قاضي خودش وقت تعیين كند چنين پروندههايي را با توجه به ميزان كاري كه براي پرونده لازم است تعيين وقت ميكند و در وقت هم ميتواند به دقت پرونده را مطالعه و تصميم صحيح اتخاذ نمايد.
(32 ص42)
4ـ تعيين وقت دادرسي بدون توجه به فراهم نمودن همه شرايط
راهكار: استفاده از مکانیزم تعیین وقت احتیاطی به جای وقت رسیدگی در صورت مهیا نبودن شرایط رسیدگی
صدور تعيين وقت احتياطي به جاي تعيين وقت رسيدگي در مواردي مانند اخذ نظريه كارشناسي يا جوابيه استعلامات و حتي الامكان تعيين وقت رسيدگي در زماني كه همه شرايط براي رسيدگي مهيا باشد انجام پذيرد.
(13ص41)
5 ـ تعيين وقت رسيدگي مجدد به جاي تعيين وقت احتياطي
با اينكه تا وصول نظريه كارشناسي يا پارهاي اطلاعات ديگر تعيين وقت احتياطي ضروري است ليكن اغلب، وقت رسيدگي مجدد تعيين ميشود. با مطالعه تعدادي از پروندهها كه رسيدگي در آنها خيلي به طول انجاميده بود اين مسأله مشاهده شد.
راهکار: تعیین وقت رسیدگی در صورت امکان اصدار رأی
حتيالامكان تعيين وقت رسيدگي زماني صورت بگيرد كه همه چيز براي اصدار رأي آماده باشد.
(ش 60 ص7)
6 ـ رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی با عدم در نظر گرفتن بعد مسافت محل اقامت طرفین دعوی جهت شرکت در جلسات دادرسی
راهکار 1 : دقت در تعیین وقت رسیدگی برای پروندههایی که مسافت دادگاه تا محل اقامت خوانده زیاد است جهت ابلاغ اوراق قضایی در وقت قانونی و جلوگیری از تجدید جلسات به علت عدم وصول اوراق ابلاغ شده.
2 ـ تعیین وقت نزدیک برای پروندههایی که اصحاب دعوی داخل شهر هستند و راه آنها نزدیک است و تعیین وقت مناسب برای پروندههایی که اصحاب دعوی در خارج از شهر و با مسافت طولانیتر اقامت دارند.
3ـ جلوگیری از تعیین اوقات طولانی برای پروندههایی که خوانده دعوی خارج استان اقامت دارند به نحوی که پس از وصول اوراق ابلاغ شده مدتی طولانی تا جلسه دادرسی وقت هست و ثمرهای ندارد (رعایت تناسب)
(39 ص 191)
برای هر پرونده وقت رسیدگی متناسب تعیین گردد تا کمبود وقت رسیدگی موجب تجدید جلسه نگردد.
(16 ص21)
اقدام دفتر در تعيين وقت رسيدگي با توجه به نکات ذیل
هر چند ضرورت دارد كه پروندهها بر حسب ترتيب دفتر تعيين اوقات نوبت داده شود لكن توجه به نكات زير موجب كاهش فرآيند دادرسي خواهد بود.
الف ـ توجه به تعيين وقت خارج از نوبت:
طبق نصوص قانوني، برخي از دعاوي از جمله رفع تصرف عداوني، اعتراض بر ثبت و غيره بايد از خارج نوبت مورد رسيدگي قرار گيرد. توجه به اين نكته باعث خواهد شد دعاوي كه انعكاس عمده در جامعه دارد، سريعتر مورد رسيدگي قرار گيرد تا موجب كاهش واكنش جامعه به امر اطاله دادرسي گردد.
ب ـ توجه به رعايت فاصله زماني ابلاغ و وقت دادگاه:
هر چند اكثر محاكم اداري اوقات رسيدگي طولاني بوده با اين وجود در برخي از محاكم به جهت كوتاه بودن وقت رسيدگي و همچنين در اكثر محاكم به جهت لزوم تعيين وقت خارج از نوبت امكان دارد فاصله قانوني زمان ابلاغ و وقت دادرسي رعايت نگردد و موجب تجديد جلسه و بالاخره اطاله دادرسي را فراهم نمايد، لذا توجه به اين نكته ضروري ميباشد.
ج ـ توجه به امكان حضور اصحاب دعوا با توجه به وقت تعيين شده:
در تعيين وقت دادرسي بايد به اين نكته توجه نمود كه امكان عملي حضور اصحاب دعوا در جلسه دادگاه فراهم گردد تا موجب تضييع حقوق ايشان و احياناً تجديد جلسه نگردد. به عنوان مثال وقتي اصحاب دعوا خارج از مقر دادگاه مثلاً در يكي از روستاهاي تابعه دادگاه اقامت دارند از تعيين وقت دادرسي به اوقات اول دادگاه خودداري گردد.
د ـ ضرورت اعمال ماده100 ق. آ. د. م:
براساس اين ماده هر گاه در وقت تعيين شده دادگاه تشكيل نشود و يا مانعي براي رسيدگي داشته باشد به دستور دادگاه نزديكترين وقت رسيدگي ممكن معین خواهد شد و براساس تبصره ماده مزبور در مواردي كه عدم تشكيل دادگاه منتسب به طرفين نباشد. وقت رسيدگي حداكثر ظرف مدت دو ماه خواهد بود.
هـ ـ توجه به وقت لازم براي رسيدگي به دعوا:
بر حسب معمول محاكم اوقات رسيدگي را با فاصله يك ساعت تعيين مينمايند. لكن برخي از دعاوي ضرورت تعيين وقت رسيدگي كم يا طولانيتر را ايجاب مينمايد و عدم تعيين وقت متناسب با دعوا موجب تجديد جلسه و نهايتاً اطاله رسيدگي را فراهم مينمايد. بنابراين مناسب است در تعيين وقت به اين امر مهم توجه نمود و با صلاحديد رئيس شعبه نسبت به تعيين وقت رسيدگي متناسب با موضوع دعوي اقدام نمود.
(16 ص40)
متصديان دفتري بايد آموزش لازم را فرا گيرد تا پروندهها را به نحوي تعيين وقت نمايند كه فرصت كافي براي دادگاه جهت رسيدگي فراهم گردد و به عللي چون اتمام وقت دادرسي و تداخل با وقت دادرسي پرونده ديگر جلسه دادگاه تجديد نگردد. به اين منظور در هر روز بيش از يك پرونده سنگين يا با اصحاب دعوي فراوان در وقت قرار نگيرد و فاصله زماني مناسب نيز براي چنين پروندهاي در نظر گرفته شود. به عبارت ديگر متصدي دفتري بايد بين پروندههايی سبكتر با رعايت عدد مورد نظر تعادل برقرار كند و آخرين وقت دادرسي را كه معمولاًْ ساعت 12 ظهر بوده به چنين پروندههایي اختصاص دهد تا موجب تداخل رسيدگي با وقت دادرسي پرونده ديگر فراهم نگردد. توفيق در برقراری نظم با اين حجم از پرونده به مديريت دادگاه به همدلي اعضاي دفتري بستگي دارد و بايد در تمام طول برنامه با صبر و حوصله و جديت دنبال شود.
(19 ص11)
مشکل چهارم : تعيين اوقات رسيدگي محاكم كيفري استان:
دفتر تعيين اوقات رسيدگي به پروندههاي مطروحه در محاكم از دفاتر اين مراجع محسوب ميشود. دفتر مزبور در محاكم جزايي در مقايسه با دفتر دادگاه كيفري استان به لحاظ حاكميت سيستم وحدت قاضي متقاوت است ليكن در مقايسه با دادسرا مشترك ميباشد از جمله نكات قابل توجه اين امر در دادگاه كيفري استان كه سيستم تعدد قاضي حاكم است و هيأت حاكمه حسب نوع جرم ارتكابي موضوع صلاحيت، ميتواند از سه تا پنج نفر متغير و تركيب آنها متفاوت باشد حضور به موقع اعضاء در موعد مقرر رسيدگي است كه هماهنگي اين امر نيز كاري بس دشوار و مشكل است، موضوعي كه در زمان تعيين اوقات رسيدگي بايستي از حضور قضات رسيدگي كننده در موعد مقرر اطلاع يافته و وقت متناسب هر پرونده با هماهنگي لازم تنظيم و تعيين گردد نكتهاي كه در صورت عدم توجه و اهتمام قضات رسيدگي كننده به آن و عدم ابلاغ صحيح اقات به افراد و اشخاص ذيربط اطاله دادرسي را در پي داشته باشد و روند رسيدگي را به نحو چشمگيري كاهش دهد و حتي فرآيند دادرسي را به چالش بكشاند. پس از تعيين وقت رسيدگي يك پرونده مطبوعاتي و ابلاغ آن به هيأت منصفه و اصحاب دعوا و وكلاي آنها و دادستان يا نماينده او و حضور آنان در وقت مقرر و عدم حضور هيآت حاكمه يا يكي از قضات رسيدگي كننده و مطلع در جلسه قبل و… به هر دليل ممكن و عدم رسميت جلسه به لحاظ عدم كفايت اعضاء و لزوم تجديد وقت رسيدگي به پرونده ميتواند ضربات جبران ناپذيري برفرآيند دادرسي و حيثيت دادگاه و… وارد آورد به گونهاي كه جمع شدن دوباره اعضاء و فراهم نمودن امكان برگزاري جلسه بعدي مشكل و چهبسا به لحاظ عدم توجه دادگاه به موقعيت و جايگاه و حق و حقوق مدعوين و احضار شوندگان و دور از انتظار و توقع آنان بودن اين رويكرد محاكم و نحوه نگرش مخاطبين از اين قبيل مراجع به عنوان سمبل اجراي عدالت در موضع انتقاد و انتقام برآمده و در جلسه آينده پس از مضي زمان در جلسه دادرسي حضور نيابند و يا به خاطر در مأموريت يا مسافرت بودن و… نتوانند در جلسه حاضر شوند، و اين اطاله دادرسي و اتفاقات، زماني دردناكي و اسفناك است كه به ضرر نظام و به نفع متهم در جريان شكلگيري باشد و هنگامي اثرات مخرب چنين موضوعي عميقتر و مضاعف خواهد بود كه بين متهم با قضات دادگاه يا هيأت منصفه و يا عوامل دفتري به گونهاي تباني و هماهنگي صورت پذيرد و بوي توطئه و خيانتي از آن استشمام ميشود. به هر حال در جرائم مطبوعاتي به ويژه زماني كه از ماهيت سياسي و امنيتي برخوردار باشد هيچگاه اين آشفتگي و
بينظمي و كاهلي به مصلحت نظام و جامعه نبوده و هميشه به سود متهم پيش ميرود و تعويق تأخير بيش از حد چهبسا مرور زمان جرائم را نيز در پي داشته باشد.
راهکار: مدیریت نحوه تنظیم و تعیین اوقات رسیدگی دادگاه کیفری استان
بنابراين مديريت و نحوه تنظيم و تعيين اوقات خود نقش مهمي در كاهش اطاله دادرسي و رسيدگي به موقع پرونده و بالا بردن درجه رضايتمندي ارباب رجوع و جلوگيري از اتلاف وقت و كاهش هزينهها است.
(17 ص3)
مشکل پنجم : عدم پاسخگويي كادر دفتري به ارباب رجوع:
وجود رابطه ناصحيح فيمابين كادر اداري با اصحاب دعوي و عدم پاسخگویی کادر دفتری به ارباب رجوع از مشکلاتی است که در اطاله دادرسی نقش بسزایی دارد.
(16 ص36)
راهکار: بررسي اخلاقي اجزاء دفاتر و طرز رفتارشان با ارباب رجوع و كارداني و مواظبت كارمندان در انجام وظيفه.
(32 ص34)
مشکل ششم : عدم همكاري برخي از كارمندان با ارباب رجوع در جهت ابلاغ اخطاريهها:
عدم همكاري برخي كارمندان با ارباب رجوع در جهت ابلاغ اخطاريهها و احكام صادره و نيز عدم همكاري در خصوص ارايه تصوير از اوراق پرونده به طرفين
راهكار1 : حسن سلوك كارمندان محاكم با ارباب رجوع و پرهيز از رفتار اهانت آميز با ارباب رجوع.
راهکار 2 : ابلاغ حضوری اوقات رسیدگی به طرفین پرونده
مديران دفاتر و كارمندان حتيالامكان اوقات رسيدگي را حضوري به طرفين ابلاغ نمايند و نيز احكام صادره تا حد ممكن حضوري ابلاغ شود تا ارباب رجوع در دايره ابلاغ سرگردان نمايند و در ارايه تصوير اوراق پرونده همكاري نمايند.
(33 ص87)
مشکل هفتم: عدم اجراي به موقع دستورات توسط اعضاي دفتري:
دستور دادگاه تنها متوجه ضابطين نيست بلكه بسياري از آنها خطاب به دفتر دادگاه است و كاركنان دفتري دادگاه اعم از مدير دفتر، منشي و ثبات و بايگان موظف هستند حسب مورد با سرعت و دقت آن را اجرا نمايند. توقف و تأخير در اين مرحله نيز ميتواند از عوامل اطاله دادرسي به حساب آيد. متصديان دفتري به بهانه شلوغي، تراكم كار و عدم فرصت كافي اجراي دستورات دادگاه را به تأخير مياندازند به عنوان مثال دستور تعيين وقت رسيدگي توسط دادگاه صادر ميشود ولي پرونده بلااقدام مدت طولاني در دفتر دادگاه ميماند. در زمان تعيين وقت رسيدگي متصدي دفتري با احتساب زمان مورد نيازي براي ابلاغ وقت رسيدگي را تعيين مينمايد و اوراق احضاريه براي طرفين پرونده تنظيم ميگردد اما باز در تحويل اين اوراق به واحد ابلاغ تعلل ميگردد. نهايتاً پس از تحويل به واحد ابلاغ و انجام ابلاغ اوراق مورد نظر اعاده ميشوند اما متصدي مربوطه فرصت كافي براي الصاق اين اوراق را به پرونده پيدا نميكند و در زمان جلسه دادگاه قاضي به گمان عدم اعاده اوراق ابلاغ، مجبور به تجديد جلسه دادگاه ميشود. دستور دادگاه به استعلام از اداره منابع طبيعي با 15 روز تأخير ارسال
ميشود و در نتيجه پاسخ آن اداره به موقع تا زمان جلسه دادگاه واصل نشده و لذا موجب تجديد جلسه دادگاه ميگردد. بنابراين با توجه به مثالهاي مذكور اقدامات كند و سهلانگاري دفتر دادگاه باعث اطاله دادرسي گرديده است. امثال چنين رفتاري فراوان ديده ميشود و بايد با دقت فراوان و نظارت كافي با آن مقابله كرد.
(33 ص88)
سرعت و دقت دفتر دادگاه تنها در اجراي دستورات قضايي موجب سرعت در دادرسي نميشود بلكه دفتر دادگاه بايد همه وظايف و كارهاي خود را در اسرع وقت و كوتاهترين زمان ممكن اجرا نمايد. سرعت و كيفيت كار دفتر در موفقيت دادگاه در انجام وظايف قانوني بسيار مؤثر است و روساي دادگستري بايد با احصاء وظايف دفاتر دادگاهها در هر جا كه موانع یا توقفگاهي را ملاحضه ميكنند در رفع اشكال كوشيده و بر اجراي سريع آن وظايف تأكيد نمايند.
از جمله اين موارد ميتوان از تأخير در ارسال پرونده مختومه به واحد اجراي احكام و يا تأخير در ارسال پرونده به دادگاه تجديد نظر بعد از اعتراض معترض و يا تأخير در ارسال پرونده به واحد تايپ و تكثير جهت تايپب دادنامه صادره و يا تأخير در ابلاغ دادنامه پس از تنظيم آن و با تأخير در صدور اجرائيه بعد از قطعيت حكم و تأخير در عدم ارسال پاسخ استعلامات یا پروندههاي خواسته شده توسط ساير محاكم نام برد كه سرعت در اجراي اين وظايف و یا تأخير در هر كدام مجموعاً ميتواند جريان دادرسي را بين يك تا شش ماه به تأخير اندازد و موجبات اطاله دادرسي و نارضايتي را فراهم سازد.
در اين قسمت بازرسي و نظارت مداوم برای اطمينان از سلامت جريان كار دفاتر ضرورت دارد كه در بخش مربوط به خود در خصوص برنامههاي نظارت به آن خواهيم پرداخت.
(13 ص119)
با اين كه مساعي روساي دادگستريها و اغلب قضات، تسريع در انجام مراجعات است و كوشش
ميشود كه تا حد امكان به دعاوي و امور مطروحه در دادگاهها در اسرع وقت رسيدگي شده و تكليف مراجيعن هر چه زودتر معين شود ولي گاه مواردي از سهلانگاري كادر دفتري مشاهده ميشود كه به تنها اين مجاهدات و تلاشها را بياثر ساخته و موجبات اطاله دادرسي را به دنبال دارد، بلكه متأسفانه موجب ايجاد حس بدبيني نسبت به دستگاه قضايي ميگردد. به طور مثال بعضي از متصديان دفاتر، مواعد قانوني را كه به منظور تسريع در رسيدگي مقرر گرديده رعايت نكرده و همچنين از انجام اموري كه بايد فوراً انجام شود (از قبيل تهيه رونوشت) خودداري ورزيده و مدتها به تعويق مياندازند و در نهايت منتظر ميمانند كه اشخاص ذينفع مراجعه و با تقاضاي آنان وظيفه خود را انجام دهند. اين رويه ناشي از سهلانگاري و يا احياناً قصد سوء استفاده از موقعيت اداري است كه نه تنها موجب اطاله دادرسي ميشود، بلكه سبب عدم رضايت مراجعين و كاسته شدن از حيثيت دستگاه قضايي ميگردد. (15 ص7) براي آن كه به اين وضع نامناسب خاتمه داده شود، روساي دادگستري بايد تأكيد نمايند موارد زير دقيقاً انجام شود:
راهکار 1 : تعيين اوقات دادرسی و انعكاس آن در دفاتر دادگاهها مستقيماً تحت نظر قاضي
راهکار 2 : نظارت مستمر و دقیق بر عملکرد کادر دفتری توسط قضات
قضات مسؤول دادگاهها بايستي با اعمال نظارت مستمر و سركشي روزانه و دقيق به دفاتر بايد آن عده از كارمندان دفتري را كه مقيد به انجام دقيق نظارت خود نيستند، مكلف و مقيد نمايند كه كليه امور را روزانه و حتي قبل از انقضاء مواعد قانوني انجام دهند.
راهکار 3: گزارش تخلفات به رؤسای دادگستریها
نقايص كار و تخلفات به روساي دادگستريها گزارش گرديده و نتيجه رسيدگي گزارش ارسالي توسط آقايان قضات پيگيري شود.
(33 ص87)
طرفنظر از مسؤوليت رئيس دادگاه در نظارت بر امور دفتر روساي دادگستري ها نيز ميتوانند با صدور بخشنامه متصديان دفتري را مكلف نمايند كه كليه دستورات دادگاه را ظرف24 ساعت از زمان وصول بايد به طور كامل اجرا نمايند و از آن پس متخلفين به هيئتهاي رسيدگي به تخلفات اداري معرفي شوند بلاشك نتيجه اين اقدام تنظيم صحيح و سريع فعاليتهاي دفتر دادگاه خواهد بود.
(16 ص32)
اثري مستقيم در اطاله دادرسي و افزايش موجودي دارد. زيرا از وقت اداري حداكثر استفاده شده است. بنابراين براي ايجاد نظم مورد نظر هر شخص بايد برنامهريزي نمايد. عدم رعايت نظم نه تنها موجب كاهش راندمان يك كارمند ميگردد موجب خواهد شد كارمند مزبور الگوي سايرين قرار گيرد.
علاوه بر استقرار نظم اداري ايجاد روحيه خدمت رساني نيز داراي اهميت ميباشد. چهبسا كارمنداني كه اوقات اداري را رعايت مينمايند لكن به جهت نداشتن روحيه خدمت رساني حضور ايشان در محل كار مفيد تلقي
نميگردد. يكي از آثار نداشتن روحيه خدمت رساني ابتلاء به بيكاري پنهان ميباشد. وقتي شخصي ظاهراً به كار اشتغال دارد ولي عملاً به اندازه توان و دقت خود كار نميكند. اصطلاحاً آن را بيكاري پنهان ميگويند. بيكاري پنهان معضل و مشكل اساسي نظام اداري ماست كه بايد براي رفع آن چاره انديشي اساسي صورت گيرد. عليالاصول كشف بيكاري پنهان به عهده مدير دستگاه بوده و با توجه به وضعيت هر محل علل متفاوت دارد لكن اساسيترين علت آن نداشتن روحيه خدمت رساني فردي كارمند محسوب ميشود.
مشکل هشتم: فقدان نظم اداري و روحيه خدمترساني:
نظم موجب جلوگيري از تضييع اوقات و استفاده مفيد و بهتر از تمام فرصتها خواهد بود. در خصوص فوايد نظم، دستورهاي ديني فراواني در دين مبين اسلام به ما رسيده است و از بزرگان، انبياء و ائمه اطهار(س) سخنان بسياري نقل شده است كه در اين مختصر مجال پرداختن به آنها نيست اما ترديد نيست كه ايجاد نظم اداري وظيفه اوليه در كارمند محسوب ميشود. امري كه شرعاً و قانوناً بايد رعايت شود زيرا هركارمند براساس نظم روز مزدي حقوق دريافت ميكند نه نظام كارمزدي و بايد در ساعات اداي مشخص در سركار خود حاضر باشد.
متأسفانه در بعضي از موارد ساعات اداري با دقت رعايت نميشود و دير آمدن و زود رفتن و ترك محل كار در فلان روز به صورت يك عمل عادي و روز مره درآمده است.
راهکار: استقرار نظم اداری و روحیه خدمت رسانی
(16 ص27)
1 – لزوم تقديم پرونده قبل از حلول موعد وقت اداري در صورت انجام دستور دادگاه:
منظور از وقت اداري يا احتياطي يا نظارت اين است كه تا انجام اقدامات مورد نظر دادگاه پرونده از جريان خارج نگردد و بنابراين در هر موقع اقدام مورد نظر دادگاه انجام پذيرفت، دفتر مكلف است پرونده را جهت صدور تصميم مقتضي با ذكر گزارش تقديم دادگاه نمايد و منتظر حلول موعد اداري كه عموماًّ به فاصله چند ماه از انجام اقدام دادگاه بوده نباشد.
2 – کنترل ثبت درخواستها و دادخواستهای تجدیدنظر توسط دفتر و ا رسال به موقع به مرجع تجدیدنظر
در خصوص آرایی که نسبت به آنها درخواست تجدیدنظر گردیده است مراتب در دفتر مخصوص ثبت درخواستها و دادخواستهای تجدیدنظر منعکس و در پایان هر هفته دفتر مذکور بوسیله مدیران دفاتر کنترل گردد تا پروندههای مربوط پس از تکمیل به موقع به مرجع تجدیدنظر ارسال گردد.
(شماره 39 ص28)
مشکل نهم: عدم دقت در نوشتن آدرس مخاطب يا شهود در اخطاريه:
كارمندان دفتری ممكن است عالمانه و يا جاهلانه در اطاله دادرسي نقش داشته باشند. مثلاً كارمندي آدرس اقامتگاه يكي از اصحاب دعوا را به طور صحيح نمينويسد و در نتيجه ابلاغ نيز به صورت صحيح انجام نميگيرد. به دليل عدم تجميع شرايط تشكيل جلسه كه از جمله آن ابلاغ صحيح است جلسه دادرسي تجديد و دادرسي تطويل ميشود. معمولاًْ اشتباهات نوشتاري در اوراق قضايي پرونده مثل اخطاريه، از طرف كارمندان دفتري، غير عمدي و به جهت عدم تخصص و عدم آموزش صحيح وظايف اداري هست. اما بعضي از اين اعمال ناصحيح اداري، به صورت مغرضانه با هدف تطويل دادرسي است.
راهکار: دقت منشی دادگاه در انجام وظیفه و سرعت در انجام دستورات
(28 ص26)
منشي دادگاه بايد خوش خط و تندنويس باشد و در كار تقريرات دادگاه بتواند از عهده وظيفه خوب بيرون آيد و ميبايد دقت و سرعت در انجام دستورات دادگاه را داشته و در اوراق اخطاريه نام صحيح و آدرس دقيق طرفين راقيد نمايد. تا با نوشتن اسامي اشتباه و آدرس غير مشخص باعث تجديد پروندهها و اطاله دادرسي نشود. كنترل كارمنشي دادگاه با مدير دفتر است كه ميتواند با دقت منشي دادگاه از اطاله دادرسي جلوگيري نمايد.
(ش 64 ص5)
مشکل دهم: اعلام تغییر آدرس شاکی و متهم در پروندههای کیفری و عدم توجه دفتر دادگاه و ارسال اخطاریهها و احضاریهها به نشانی قبلی
راهکار: الصاق کارت تغییر آدرس و نشانی در نقطهای مشخص از پرونده
( 13 ص54)
مشکل یازدهم: ناقص و ناخوانا بودن يا به كارگيري الفاظ نامفهوم براي مخاطب در ابلاغات يا اخطاريهها:
اسناد و اوراق قضايي اصولاً بايد چنان تنظيم شوند كه كوچكترين اشتباه در آنها رخ ندهد و امكان خدشه وجود نداشته باشد و يا به نوعي از آنها سوء استفاده نشود. در اين ارتباط درست و ناخوانا نوشتن اهميت زيادي دارد. در حالي كه بد خطي در اسناد ثبتي يا دفاتر دادگستري و يا آرائي كه قضات تحرير ميكنند بسيار معمول است.
در مواردي نيز استفاده از كلمات و تعبيرات غريب يا به كار بردن اصطلاحات عربي و غيره كه در متون حقوقي قديم متداول بوده نوعي ارزش محسوب ميشود در حالي كه اينها مشكلات زيادي را در عمل به وجود ميآورند، به عنوان مثال به موارد ذيل كه بعضاً در متن اخطاريهها مشاهده ميشود توجه فرمائيد:
«عدم حضور به منزله نكول تلقي خواهد شد».
«به منظور اتیان قسامه حاضر گرديد».
«اصول مستندات خود را همراه داشته باشيد».
«تا حلول وقت اداري اقدام نماييد».
(27 ص17)
عوامل ريشهاي ناقص، ناخوانا بودن و يا بكارگيري الفاظ نامفهوم براي مخاطب در ابلاغات و يا اخطاريهها عبارتند از: 1ـ عدم توجه قاضي و متصديان امور دفتري در بكارگيري الفاظ. 2ـ اشتباه منشي و يا دفاتر.
(64 ص 2)
3 ـ عدم قید مواردی که نیاز به توضیح دارد در اخطاریههای ارسالی برای اطراف دعوی که جهت اخذ توضیحات دعوت میشوند.
راهکار 1 : نظارت بر عملکرد دفاتر و صدور دستورات صحیح و کامل
توجیه همکاران قضایی برای نظارت بر دفاتر و صدور دستورات صحیح و کامل از ناحیه محکمه و جمعآوری آراء نقض شده به این جهت در مرحله تجدیدنظر برای تذکر به صادرکنندگان آراء و احیاناً اعلام تخلف
(36 ص100)
راهکار 2: دقت در نوشتن اوراق قضایی با خط خوانا و استفاده از کلمات قابل فهم
دقت كامل در نوشتن اوراق قضايي و با خط خوانا، استفاده از كلماتي كه اصحاب دعوي بتوانند به راحتي آن را بفهمند.
(شماره 39 ص 125)
راهکار3 : استفاده از وسايل مكانيكي نوشتاري:
در مورد تنظيم بعضي از اوراق قضايي كم اهيت مثل برگ اخطاريه و برگ استعلام ميتوان از دستگاههاي مثل ماشين تايپ و رايانه استفاده كرد. سرعت در مطالعه و درك بهتر از اين اوراق از جمله مزاياي اين موضوع است.
(16 ص77)
راهکار 4 : يكسان سازي اخطاريهها با بهرهگيري از تجربيات مجتمع عدالت.
راهکار 5 : استاندارد نمودن رويهها و بهرهگيري از الفاظ متعارف در ابلاغيهها و دستورات قضايي.
راهکار 6 : تهيه نمونههاي چاپي آماده و رايانهاي كردن اخطاريهها.
(16 ص28)
راهکار 7 : اهتمام در ابلاغ حضوري اوراق قضايي:
ابلاغ اوراق قضايي به شخص مخاطب توسط دادگاه يا دفتر دادگاه علاوه بر اين كه موجب اقناع دادگاه در ابلاغ به نحو احسن بوده موجبات كاهش نيروي انساني در صدور اخطاريه و كاهش فرآيند دادرسي را فراهم ميآورد. در اين مورد بايد توجه نمود كه اين ابلاغ در صورتي معتبر است كه به شخص مخاطب صورت پذيرد و ابلاغ به خويشان يا خادم به موجب ماده69 ق. آ. د. م با اين كيفيت در دادگاه يا دفتر آن معتبر نخواهد بود.
(16 ص22)
هرگاه اخذ توضيح از خواهان بوده بايد براساس صورتجلسه دادگاه مورد لزوم براي اخذ توضيح در اخطاريه قيد گردد.
نكات لازم در صدور اخطاريه:
1ـ تعيين مخاطب و اقامتگاه او و در صورت امكان قيد شماره تلفن:
چنانچه سابقاً ذكر شده از نظر موازين حقوقي اخطاريه ضروري خطاب به خود اصحاب دعوا تنظيم گردد مگر اينكه ايشان محجور باشند يا از طرف ايشان وكيل دخالت نموده باشد كه در غير اين صورت تنظيم اخطاريه خطاب به نمايندگان ايشان فاقد منشاء اثر ميباشد و اقامتگاه مخاطب بايد به طور كامل و صريح در اخطاريه قيد گردد و در صورت امكان شماره تلفن مخاطب نيز قيد گردد تا مأمور ابلاغ در صورت عدم دسترسي به آدرس اعلامي از طريق تماس تلفني امكان ابلاغ را داشته باشد.
2ـ قيد زمان و مكان جلسه:
در اخطاريه بايد علاوه بر قيد زمان جلسه از نظر روز، ماه و سال و ساعت رسيدگي مكان جلسه نيز به صراحت قيد گردد. اين امر در صورتي حائز اهميت بيشتر خواهد بود كه آن دادگاه داراي مجتمع يا ناحيه باشد كه جهت حضور به موقع بايد مجتمع يا ناحيه مربوطه به صراحت قيد گردد.
3ـ قيد دستور جلسه در اخطاريه:
معمولاًْ جلسه دادگاه براي رسيدگي منعقد ميگردد ولي بعضاًّ علاوه بر رسيدگي بررسي دلايل مانند گواهي. اجراي قرارهاي معاينه و تحقيق محلي و غيره نيز ضروري ميباشد. در چنين مواردي دفتر دادگاه مكلف به قيد دستور جلسه رسيدگي دادگاه خواهد بود و اين امر بايد به نحو صريح و روشن قيد گردد.
4 ـ تذكر سابقه ابلاغ:
در صورتي كه مخاطب در پرونده امر داراي سابقه ابلاغ باشد بايد اين مورد به مأمور ابلاغ تذكر داده شود تا در صورتي نقل مكان مخاطب از آدرس به وظيفه مقرر در ماده 79 ق. آ. د. م عمل نمايد.
5- درج مهر دفتر دادگاه در موارد لزوم:
در شهرهاي بزرگ كه امضاي تنظيم كننده اخطاريه براي مأمور ابلاغ شناخته نبوده يا در مواردي كه اخطاريه در خارج از حوزه قضايي ابلاغ خواهد شد. ضرورتاً بايد مهر دفتر دادگاه در اخطاريه منعكس شود تا مأمور ابلاغ به جهت عدم شناسايي امضاء از اعاده اخطاريه و به تبع آن تجديد جلسه خودداري گردد.
6ـ صدور اخطاريه عليحده براي مخاطب متعدد: عدم توجه به اين نكته موجب تجديد جلسات متعدد دادگاه گرديده است و بدون هيچگونه استثناء بايد در صورت متعدد بودن مخاطب اخطاريه عليحده براي هر كدام از ايشان تنظيم گردد.
الفـ تنظيم سربرگ اخطاريه: معمولاً دفاتر دادگاه در صورتي كه مجري امر ابلاغ مأمور ابلاغ حوزه همان دادگاه باشد از تنظيم سربرگ خودداري و به ذكر تاريخ ارسال اخطاريه در ذيل يكي از اوراق اكتفا
مينمايند كه اين امر قانوني نبوده و در دسترسي به سابقه ارسال اخطاريه ايجاد اشكال خواهد نمود.
(16 ص 23)
مشکل دوازدهم: عدم تسریع در تحویل اوراق قضایی یا پروندهها به مأمورین ابلاغ
راهکار: توجه به نکات لازم در ارسال اخطاریه به مرجع ابلاغ
بـ ارسال اخطاريه به مرجع مربوطه ابلاغ: بايد به اين نكته توجه نمود كه هميشه امر ابلاغ به عهده واحد ابلاغ دادگستري نبوده و در بعضي از موارد امر ابلاغ بر عهده اشخاص ديگر محول شده است. مثلاً در مورد كاركنان دولت و مؤسسات مأمور به خدمات عمومي و شركتهاي دولتي (نه خصوصي) امر ابلاغ به موجب تبصره يك ماده 68 ق. آ. د. م جز وظايف كارگزيني يا رئيس كارمند مربوط بوده و در خصوص اشخاص بازداشتي يا زندانی طبق ماده 77 همان قانون به عهده اداره زندان ميباشد. در چنين مواردي نبايد اوراق قضايي جهت ابلاغ به دايره ابلاغ يا واحد ابلاغ ارسال گردد بلكه مستقيماً بايد به مرجع مربوطه ارسال گردد.
جـ عدم ارسال اوراق قضايي اشخاص مقيم به وزارتخارجه يا سفارتخانه:
هر چند ابلاغ اوراق قضايي اشخاص متهم خارج از ايران به وسيله مأمورين كنسولي يا سياسي ايران طبق ماده 71 ق. آ. د. م به عمل ميآيد ولي از نظر رعايت تشريفات اداري اين اوراق پس از تنظيم جهت ابلاغ بايد به اداره كل حقوقي قوهقضاييه مستقر در كاخ دادگستري ارسال تا از طريق مرجع مزبور به وزارت خارجه جهت ارسال به سفارت خانه يا دادگستري يا كنسولگري مربوطه اقدام گردد و در چنين مواردي نيز بايد به خاطر داشت صرف قيد كشور یا محل اقامت اكتفا نمينمايد و بايد مثل ساير موارد ابلاغ در داخل كشور محل اقامت مخاطب با قيد شهر و آدرس كامل مشخص باشد.
7 ـ كنترل كامل بودن اخطاريه قبل از ارسال:
هر چند تنظيم اخطاريه بر عهده منشي دادگاه محول گرديده لكن مدير دفتر دادگاه قبل از ارسال اخطاريه مكلف به بازبيني اخطاريه از حيث تكميل بودن آن بوده و در صورت وجود نقص مكلف به تذكر به منشي جهت تكميل آن ميباشد.
(32 ص7)
مشکل سیزدهم : عدم نظارت كافي مدیران دفاتر پس از وصول نسخه ثاني اوراق قضايي از واحد ابلاغ:
بعضاًّ به علت عدم پيوست نمودن اخطاريه به پرونده در زمان حلول دادرسي توسط كارمند خاطي موجبات رسيدگي ميسور نميباشد و قاضي دادگاه به علت عمل غير مسؤولانه كارمند دفتري ميبايستي قانوناً وقت رسيدگي را تجديد نمايد كه اين خود يكي از موارد اطاله دادرسي است.
راهکار: الزام مدیران دفاتر به نظارت و کنترل اوراق قضایی واصله از واحد ابلاغ
(64 ص 16)
مشکل چهاردهم :عدم الصاق به موقع اخطاریهها و احضاریهها بر روی پروندهها توسط بایگان و تجدید اوقات دادگاه
راهکار:آموزش حین خدمت و نظارت و مراقبت در کار دفاتر توسط قاضی و مکلف نمودن مدیر دفتر جهت تاریخ زدن بر روی احضاریهها و اخطاریهها به محض وصول به دفتر دادگاه
(ش 54 ص2)
مشکل: عدم کنترل اوراق ابلاغ شده از طرف مدیر دفتر
راهکار1 : بکارگیری نیروهای مجرب و کارآزموده در امر ابلاغ
راهکار 2 : الزام مدیران دفاتر به کنترل اوراق قبل از ضمیمه کردن آن پرونده
(32 ص51)
مديران دفتر دادگاهها به محض وصول اوراق اخطاريه كنترل نمايند چنانچه ابلاغ صحيح انجام نشده باشد اوراق قضايي را قبل از حلول وقت رسيدگي با ذكر اشتباه به واحد ابلاغ اعاده تا پس از ابلاغ صحيح ارسال نمايند.
(32 ص8)
راهکار 3 : نظارت بر امر ابلاغ و رعایت نکات لازم در موقع اعاده اخطاریه از مرجع ابلاغ
نظارت بر امر ابلاغ تا امر ابلاغ صحيحاًّ صورت گرفته و هر زماني كه نسخه ثاني اوراق قضايي به دفتر دادگاه واصل گرديده پيوست پرونده شود.
(16 ص24)
رعايت نكات لازم در موقع اعاده اخطاريه از مرجع ابلاغ:
در صورت اعاده اوراق قضايي از مرجع ابلاغ مدير دفتر دادگاه مكلف است قبل از الصاق اوراق به پرونده رعايت چند نكته را مورد بررسي قرار دهد.
الفـ رعايت مقررات ابلاغ:
در صورتي كه مأمور ابلاغ اوراق را صحيحاً ابلاغ ننموده باشد مدير دفتر مكلف است دستور لازم در خصوص ابلاغ صحيح را صادر نمايد تا زمان رسيدگي موارد نقص برطرف گردد.
بـ صدور دستور تنظيم اخطاريه جديد:
در صورتي كه با اعاده اخطاريه از مرجع ابلاغ مدير دفتر متوجه گردد كه با وجود سابقه ابلاغ به لحاظ عدم شناسايي يا نقل مكان مخاطب اخطاريه عودت شده يا به جهت نقص در تنظيم اخطاريه اين امر حادث شده مكلف است به منشي دادگاه دستور تنظيم اخطاريه جديد با رعايت نكات لازم از جمله تذكر سبق ابلاغ را صادر نمايد.
جـ كسب تكليف از دادگاه در اعاده اخطاريه به لحاظ عدم شناسايي يا نقل مكان مخاطب بدون سبق ابلاغ:
نظر به اين كه پس از تقديم پرونده به دادگاه جهت صدور دستور مقتضي و اقدام دادگاه به دستور تعيين وقت رسيدگي مدير دفتر حق مداخله در دادخواست و عندالاقتضاء صدور اخطاريه رفع نقص يا رد دادخواست را ندارد. در صورت وقوع چنين امري مدير دفتر مكلف است نظر دادگاه را در خصوص اقدام مقتضي جلب نمايد.
(13ص56)
مشکل شانزدهم : عدم دقت در برگ شماري پروندهها:
منظم بودن اوراق پرونده در سرعت و دقت كار، فوقالعاده مؤثر است كه متأسفانه در اغلب دفاتر چندان به آن توجه نميشود.
(21 ص13)
راهكار 1: برگ شماری پروندهها به محض تشکیل
(21 ص59)
راهکار 2 : قراردادن فهرست برای هر پرونده
قرار دادن فهرست براي هر پرونده تا هر برگي را كه محل حاجت باشد بتوان به آساني پيدا نمود.
(13 ص55)
مشکل هفدهم : تشكيل بدلهايي ناقص از پروندهها در موقع ارسال به مرجع ديگر:
بعضي مواقع در دفاتر اقدام به تشكيل بدلهاي ناقص از پروندهها ميشود. با توجه به نواقص موجود پروندهها عنداللزوم قابل پيگيري نميباشند.
(36 ص101)
راهکار : تشکیل بدل مفید از پروندهها در موقع ارسال به مرجع دیگر
در صورتي كه احتياج به تشكيل بدل باشد بايد به گونهاي عمل نمود كه حتيالامكان موارد مهم در بدل موجود باشد تا قاضي بتواند حكم را صادر نمايد.
(شماره43 ص14)
مشکل هجدهم: عدم دقت در كنترل پروندههاي ارسالي:
يكي ديگر از مشكلاتي كه در محاكم تجديد نظر وجود دارد و ناشي از محاكم بدوي است و موجب اطاله دادرسي و كندي روند رسيدگي ميشود، مربوط به نحوه تنظيم و تشكیل پرونده است. اكثر پروندهها كه از دادگاه بدوي به تجديد نظر ارسال ميشود، حجيم و قطور است و غالباً به شيوه بسياري بدي در پوشه گذاشته شده است. همين امر سبب ميشود كه گاهي اوقات برخي از قسمتهاي پرونده در دادگاه بدوي باقي بماند و به دادگاه تجديد نظر ارسال نگردد، به عنوان مثال پيوست نكردن دادنامه ابلاغ شده يا در دادخواست تجديد نظر يا لايحه دفاعيه و… كه همه اين موارد باعث ميشود كه اقدامات اداري و قضايي برروي پرونده با تأخير صورت بگيرد و ماهها پرونده در دادگاه تجديد نظر باقي بماند.
(شماره 39ص181)
با مطالعات كارشناسي كه در مورد علل اطاله دادرسي در دادگاههاي تجديد نظر استان تهران به عمل آمده ناقص بودن پروندههاي ارسالي به دادگاه تجديد نظر يكي از عوامل مؤثر در اطاله دادرسي است. به طوري كه رفع اين نواقص باعث معطل شدن پرونده به مدت دو يا سه ماه ميشود.
در جدول تهيه شده از عملكرد ده ماهه سال 1383 سيونه شعبه دادگاههاي تجديد نظر استان تهران تعداد پروندههايي كه ناقص بوده 7301 فقر بوده است. بررسي نوع نواقص مذكور در جداول نقاط ضعف كار دفاتر دادگاههاي بدوي را آشكار ميكند كه براي رفع آن دقت و علاقه دستاندكاران را ميطلبد.
(20 ص4 و 63 ص3)
1ـ عدم پيوست نمودن دادنامه ابلاغ شده.
(20 ص 6 و 63 ص4)
2ـ عدم ثبت درخواست تجديد نظر خواهي.
(20 ص9)
3ـ واخواهي تجديد نظر خواهي تلقي ميشود.
(20 ص9)
4ـ اغلب مستندات دعوي بدون مهر برابر اصل ارسال ميشود.
(20 ص8)
5ـ اعتراض به گواهي حصر وراثت به دادگاه تجديد نظر ارسال ميشود.
(20 ص8)
6ـ دادنامه تجديد نظر خواسته يا اخطاريه تبادل لوايح به نشاني قديم ارسال ميشود.
(20 ص8)
7ـ عدمالصادق تمبر هزينه دادرسي در مرحله تجديد نظر 30% ارزش محكوم به يا خواسته و رقم تمبر و ساير موارد در اخطاريه رفع نقص ذكر نميشود.
(20 ص8)
8 ـ پرونده مربوط به واخواهي به تجديد نظر ارسال ميشود و پرونده اصلي ضميمه نميباشد.
(20 ص8)
9ـ اوراق تجديد نظر خواهي و ضمائم ناقص است يا از حيث لايحه دفاعيه نقص وجود دارد.
(20 ص7)
10ـ ارسال پرونده بدون دستور مقام قضائي.
(20 ص7)
11ـ عدم ثبت رضايت نامه.
(20 ص7)
12ـ اعاده پرونده جهت رفع نقص از ناحيه مدير دفتر شعبه.
(20 ص7)
13ـ عدم تايپ دادنامه بدوي.
(20 ص6)
14ـ پروندهها بدون برگ شماري و به صورت اوراق واصل ميگردد.
(20 ص6)
15ـ تجديد نظر خواه در مرحله بدوي در امر كيفري برائت حاصل مينمايد، ليكن در امر حقوقي نسبت به موضوع محكوم ميشود بايستي حتماً دادخواست و لايحه تقديم كند تمبر هزينه دادرسی معادل 3% ارزش محكوم به يا خواسته ابطال شود.
(20 ص6)
16ـ تجديد نظر خواهي خارج از مهلت تقديم ميشود اعلام معذوريت ميشود و بدون اظهار نظر به دادگاه تجديد نظر ارسال ميشود.
(20 ص6)
17ـ دادنامه تجديد نظر خواسته به جاي وكيل كه نه عزل شده و نه استعفا داده به موكل ابلاغ ميشود.
(20 ص6)
18ـ در ستون تجديد نظر خواه يا تجديد نظر خوانده يك اسم قيد و كلمه (و غيره) را ذكر و يا يك اسم ذكر و كلمه (شركاء) را قيد مينمايند.
(20 ص6)
19ـ عدمالصاق تمبر تعاون و مالياتي توسط وكلاي طرفين.
(20 ص6)
20ـ عدمالصاق تمبر هزينه دادرسي در خواسته مالي و كسري تمبر و خواسته غير مالي.
(20ص 6)
21ـ در اشخاص حقوقي دليل مديريت قيد نميشود.
(20 ص6)
22ـ عدم امضاء تجديد نظر خواه در ذيل دادخواست يا لايحه تجديد نظر خواهي.
(63 ص 130)
23 ـ عدم دقت کافی در انجام تبادل لوایح
(63 ص210)
24 ـ ارسال پرونده به مرجع تجدیدنظر بدون انجام تبادل لوایح
(63 ص18)
25 ـ ارسال پرونده دعوی اصلی به دادگاه تجدیدنظر قبل از قطعیت دادنامه اعسار از هزینه دادرسی
(63 ص19)
26 ـ ارسال پرونده به دادگاه تجدیدنظر قبل از انقضای مدت تجدیدنظر خواهی سایر طرفین پرونده
(شماره 39 ص182)
راهكار1: کنترل پروندههای وارده به دادگاه تجدیدنظر قبل از ارجاع به شعب
به محض ورود پرونده به دادگاه تجديد نظر و بدون ارجاع آن به شعب گروهي متشكل از كارشناسان، تمام پروندههاي وارده روزانه را از حيث نواقص موجود در جدول بررسي و در صورت وجود نقص با تذكر لازم موضوع را به دفاتر دادگاههاي بدوي اعلام تا پس از اقدامات قانوني لازم جهت رفع نقص، پرونده به دادگاه تجديد نظر ارسال گردد. در صورتي كه امر اعاده پرونده، قضايي تلقي و مداخله قضات تجديد نظر در صدور دستور اعاده ضروري فرض شود پيشنهاد ميگردد شعبه يا شعبي تحت عنوان شعب رسيدگي به امور فوري، پروندههاي ناقص يا تجديد نظر خواهي از آراي قطعي را ظرف مدت حداكثر 48 ساعت تعيين تكليف و اعاده نمايند.
راهکار 2 : تهیه چک لیست کنترل رعایت مقررات قانونی در پروندهها
قبل از وصول پرونده به دادگاه تجديد نظر نيز فيلتر ديگري تعبيه ميشود. به اين ترتيب كه با تهيه چك ليستهايي رعايت مقررات قانوني در پرونده توسط گروهي از كاركنان خبره دفتري با درج اسم و مشخصات كامل كنترل و تنها پس از اطمينان از اينكه پرونده فاقد نواقص اشاره شده در جداول شمار2 و3 است نسبت به ارسال آن به دادگاه اقدام گردد.
به نظر ميرسد با 6 ماه كنترل پيوسته و استفاده بجا از ابراز تنبيه و تشويق مسئله ريشهكن خواهد شد. با كنترل مستمر اين فرمها كه حتماًّ بايد مشخصات كامل كارمندان تنظيم كننده با مهرهاي از پيش تعيين شده در آن درج شود نحوه انجام وظايف كارمندان مذكور توسط واحد ارزشيابي بررسي و توصيههاي لازم با تكيه بر اهرمهاي تشويق و تنبيه جهت اصلاح امور دفاتر به عمل ميآيد.
راهکار 3 : تهیه نرم افزار محاسبه هزینهها با کمک متخصصین اتوماسیون تشکیلات قضایی
مشكل مهم هزينه دادرسي و تمبر مالياتي وكالتنامه حسب بررسي و مذاكرات به عمل آمده با متخصصين اتوماسيون تشكيلات قضايي با تهيه نرم افزار محاسبه هزينهها و ارسال به تمام دادگستريهايي كه لااقل مجهز به يك دستگاه رايانه هستند قابل حل است. به نظر تا اتوماسيون كامل كارهاي اداري و آيين دادرسي با هزينه كم اين مشكل يكبار و براي هميشه قابل حل باشد. بديهي است هر پرونده بايد شامل يك برگ رايانهاي محاسبه هزينه دادرسي و تمبر وكالت باشد.
راهکار 4 : بازرسیهای مستمر و هدفمند و تهیه گزارش آماری از اشتباهات کادر دفتری و دادن تذکرات لازم
يكي ديگر از راههاي كنترل شكلگيري پروندههاي ناقص ادامه روند آمارگيري تفصيلي از فراواني اشتباهات كادر دفتري و انجام بازرسيهاي مستمر و هدفمند و تهيه گزارش از تلاشهاي آنان براي تقليل اشتباهات است. آمار كور و رايج كه در تعداد وارده و مختومه خلاصه ميشود فايده مهمي در بر ندارد. دادگاه تجديد نظر تهران اين نوع بازرسي و تذكر به دفاتر را از مدتها پيش آغاز و در پايان هر ماه ليستي از نواقص را كه بايد تا بازرسي بعدی رفع شود كتباًّ به مدير دفتر شعبه تحويل ميدهد و رفع نواقص را تا بازرسي بعدي درخواست مينمايد كه اين اقدام نتايج مثبتي را در برداشته است.
راهکار 5 : تأثیر شکل ظاهری پرونده در کاهش اطاله دادرسی
در ارتباط با شكل ظاهري پرونده، تغيير در شكل، رنگ و اندازه اوراق و فرمهاي مخصوص مثل برگهاي دادخواست به دادگاه نخستين و تجديدنظر به نحوي كه صحافي و نيز دسترسي به اطلاعات را آسان نمايد. مورد تأكيد است و براي نمونه پيشنهادهاي برخي از همكاران قضايي براي اين فرمها در ضمايم آورده شده است (پيوست شماره 5 الي 13). جلوگيري از درج مطالب در پشت اوراق مهم پرونده اثر قابل توجهي در تسهيل مطالعه آن دارد. به علاوه اختصاص رنگ مخصوص به دادنامه هاي محاكم بدوي؛ تجديد نظر و ديوان عالي كشور و ديوان عدالت اداري و بالاخره شوراهاي حل اختلاف نيز در نظم دادن به پرونده اهميت دارد. سروسامان دادن به لوايح اصحاب دعوا و تهيه فرم مخصوص لايحه در اندازه كاغذA4 به بخش مهمي از نابسامانيهاي ظاهري پرونده پايان خواهد داد.
راهکار 6 : تهیه دستورالعمل جامع شرح وظایف متصدیان امور اداری
تهيه دستورالعملي كه جامع شرح وظايف متصديان امور اداري و تمام توصيه هاي موضوع
بخشنامههاي قوه قضاييه باشد در قالب كتابچه راهنماي متصديان امور دفتري ضرورت دارد. اين دستورالعمل مراحل مختلف آماده كردن يك پرونده، قالب استفاده در دادگاه را به زبان ساده بيان خواهد كرد.
راهکار 7 : استفاده از برگ خلاصه وضعیت پرونده ملصق به جلد آن
استفاده از برگي خلاصه وضعيت پرونده ملصق به جلد آن كه با انعكاس خلاصه اقدامات و طرح سؤالاتي چند هم احاطه به پرونده را تسهيل ميكند و هم به قاضي رسيدگي كننده لزوم برخي از اقدامات را يادآور ميشود. نوع اطلاعات خواسته شده در اين برگه براساس ليست اشتباهات رايج كه اطاله دادرسي را به دنبال دارد تعيين ميشود. براي مثال برخي از مهمترين موارد صدور دادنامه اصلاحي مربوط به اشتباه در مشخصات سجلي اصحاب دعوي است كه با درج نام و نام خانوادگي به حروف مقطعه در دادخواست و برگ خلاصه وضعيت تقليل مييابد. كم نيست مواردي كه در آن دادگاه تجديد نظر به علت عدم اظهار نظر دادگاه بدوي در مورد تمام خواستههاي مطروحه در ستون خواسته، پرونده را جهت رسيدگي بدوي به دادگاه اعاده
مينمايد. الزام به تفكيك خواستهها در اين برگه و درج نتيجه رسيدگي براساس خواسته به منظور احتراز از اين مشكل خواهد بود. همچنين تغيير خواسته در جلسه اول يا تقليل آن در ساير جلسات مورد غفلت قرار
ميگيرد و همين امر بخش ديگري از اشتباهات قضايي را سبب ميشود.
راهکار 8 : آموزش لازم در خصوص چگونگی طرح دعوا و تقدیم لایحه
دو اخطار مهم يكي مربوط به آگاهي دادن به كساني است كه ميخواهند در دادگاه طرح دعوا نمايند در 18 مورد و ديگري مربوط به آگاهي دادن به كساني است كه ميخواهند لايحه به دادگاه تقديم نمايند در 14 مورد ضميمه جزوه دادگاه تجديد نظر استان ميباشد كه نصب آن در محلهاي مناسب واحدهاي قضايي خالي از فايده نخواهد بود.
پ(شماره 43 ص14)
راهکار 9 : عدم ارسال پرونده به تجدیدنظر و صدور قرار رد دادخواست توسط دادگاه بدوی
دادگاهها در صورت تقديم دادخواست خارج از نوبت، قرار رد دادخواست را صادر كنند و بيدليل پرونده را به دادگاه تجديد نظر ارسال نكنند، تا از مطالعه دادرسي و تأخير بيمورد جلوگيري بشود.
(ش 68 ص 11)
راهکار 10 : رعایت نکات لازم قبل از ارسال پرونده به مرجع تجدیدنظر یا دیوان
مواردی که قبل از ارسال پرونده به مرجع تجدیدنظر یا دیوان باید لحاظ و رعایت شود و تکلیف مدیران دفاتر بدوی با تجدیدنظر است از قبیل کنترل هزینههای دادرسی مرحله بدوی یا تجدیدنظر در مهلت بودن ـ تبادل لوایح و از این قبیل در قانون تصریح و ضمانت اجرایی قطعی برای آن قرار داده شود تا از اطاله دادرسی کاسته شود. بسیاری از اوقات برگشت پروندهها به محکمه بدوی ناشی از بیدقتی و اهمال کاری یا عدم اگاهی مدیران دفاتر به وظایف قانونیشان میباشد.
(27 ص26)
مشکل نوزدهم: مفقود شدن پروندهها و یا برگههایی از پرونده
1ـ مفقود شدن پروندهها و يا برگههائي از پرونده كه عوامل ريشهاي آن عبارتند از: 1ـ فقدان نظام مستند سازي و تهيه نسخههاي پشتيبان بدل. 2ـ فقدان سيستم كارآمد براي نقل و انتقال پروندهها به صورت داخلي و بين دستگاهي.
(14 ص6)
راهكار 1 : برقراری سيستم ثبت اطلاعات الكترونيكي پروندهها در مجتمعهاي قضائي.
(14 ص10)
راهکار 2 : نظارت بر برگ شماري و نظام كد گذاري كنترل پروندهها، به ويژه در دادسراها.
(14 ص7)
راهکار 3 : لاك و مهر نمودن سندها و ضمايم مهم پروندهها و اعطاي رسيد.
(14ص 8)
راهکار 4 : بسته بندي مناسب پروندهها براي جلوگيري از مفقود شدن اوراق.
(14 ص9)
راهکار 5: تهيه و ابلاغ دستورالعمل نحوه تحويل و تحول پروندهها و اسناد از بايگان قديم به بايگان جديد.
(14 ص9)
راهکار 6 : ايجاد سازو كارهاي ارسال پروندهها از طريق پيك يا پست سفارش.
مشکل بیستم: عدم اتخاذ تصمیم و اقدام فوری به دلیل ارتباط پرونده جدید با پرونده قبلی
راهکار: ملاحظه پرونده جدید با پروندههای سابق مطروحه توسط دادگاه
براساس ماده64 ق. آ. د. م دفتر دادگاه مكلف است پس از تكمیل پرونده فوراً آنرا در اختيار دادگاه قرار دهد. نكاتي كه در تقديم پرونده پس از تكميل به دادگاه ضروري است توجه به اين امر است كه در بعضي از دعاوي ضرورت دارد دادگاه پرونده جديد را با پرونده سابق مطروحه مورد ملاحظه قرار دهد. چنين امري به خصوص در اقامه دعاوي طاري مورد توجه است، در اين قبيل موارد ضرورت دارد دفتر پرونده جديد را با پرونده قبلي به طور توأم تقديم دادگاه نمايد تا اتخاذ تصميم ملاحظه پرونده قبلي موجب اطاله دادرسي را فراهم نياورد.
(16 ص29)
مشکل بیست و یکم: عدم ثبت لوایح و دادخواستها به محض وصول و اعطای رسید و تضیع حقوق اصحاب دعوا
راهکار : ثبت لوايح و دادخواستها به محض وصول و اعطاي رسيد:
يكي از وظايف دفتر دادگاه ثبت لوايح و دادخواستها اعم از بدوي تجديد نظر و فرجام و اعطاي رسيد با شماره ثبت آن به دادخواست دهنده ميباشد. اين امر علاوه بر اين كه موجب جلوگيري از تضييع حقوق اصحاب دعوا را فراهم مينمايد. موجب خواهد شد در مراجعه بعدی اصحاب دعوا وقت ايشان و فرصت دفتر تلف نگردد و دفتر دادگاه از انجام وظايف ديگر باز نماند.
(16 ص26)
مشکل بیست و دوم : عدم ثبت لوایح و ثبت پاسخ استعلامات
راهکار: صدور دستور ثبت لایحه و توجه به فوری بودن آن و پاسخ استعلام توسط دفتر
يكي از وظايف مدير دفتر صدور دستور ثبت لوايح و ثبت پاسخ استعلامات است. به محض اينكه لايحهاي واصل شد مدير دفتر وظيفه صدور دستور ثبت آن را دارد و در موقع صدور دستور ثبت بايد توجه نمايد كه آيا اقدام فوري و خارج از نوبت در خصوص آن لايحه يا پاسخ استعلام لازم است يا نه؟ و در صورت مثبت بودن بايد مدير دفتر در هنگام صدور دستور مثبت قيد نمايد پرونده به نظر دادگاه برسد.
(16 ص45)
بعضي از دفاتر در خصوص اعاده اخطاريه ابلاغ شده رفع نقص معمول مينمايند که كاري عبث و غير ضروري ميباشد و همچنين در برخي از موارد كه اتخاذ تصميم در پرونده ضرورتاً بايد با ملاحظه پرونده ديگر صورت گيرد دفتر بايد در تقديم چنين پروندهاي پرونده مورد لزوم براي ملاحظه را نيز به پيوست تقديم نمايد. به عنوان نمونه در صورتي كه از رأي اعاده دادرسي صورت گرفته باشد دفتر در موقع تقديم پرونده اعاده دادرسي بايد پرونده رأي مورد اعاده دادرسي را نيز به پيوست تقديم دادگاه نمايد. وظيفه دوم دفتر را به عنوان وظيفه ارشادي و همكاري ميتوان مورد توجه قرار داد. توضيح مطلب اينكه قاضي به عنوان انسان بودن جايزالخطا ميباشد و با توجه به اينكه اغلب كادر دفتري در نتيجه تحصيلات دانشگاهي در رشته حقوق با تجربيات سابقه به عنوان معاون و همكار قاضي محسوب ميشوند در مواردي كه تصور مينمايند تصميم قضايي دادگاه غير ضروري يا غلط بوده بهتر است با رعايت نزاكت. اين امر را به قاضي مربوطه يادآوري نمايند. بديهي است هيچ قاضي در صورت رعايت نزاكت در تذكر از عمل كارمند دل آزرده نبوده و موجبات امتنان نيز فراهم خواهد شد.
مشکل بیست و سوم: صدور دستورهای غیر ضروری یا غلط توسط دفتر دادگاه
راهکار: لزوم دقت اعضای دفتری در اصلاح و بازبینی دستورات و تصمیمات قضایی
هرچند اصلاح و بازبيني دستور و تصميمات قضايي بر عهده قضات بوده لكن اعضاي دفتري نيز در اين امر از دوحيث داراي وظيفه ميباشند. وظيفه اول ايشان را به عنوان وظيفه قانوني ميتوان تلقي نمود. توضيح مطلب اينكه در برخي از موارد دفتر دادگاه به جانشيني از قاضي وظايف شبه قضايي را انجام ميدهد. در چنين مواردي دفتر مكلف است از صدور دستورهاي غير ضروري يا غلط اجتناب نمايد. به عنوان مثال دفتر دادگاه به جهت عدم تقديم دليل مالكيت با وجود عدم استناد خواهان در دادخواست حق صدور اخطاريه رفع نقص به جهت غلط بودن و غير ضروري بودن آن را در مقطع بررسي شكلي دادخواست ندارد و همچنين به محض اينكه متعاقب اخطار رفع نقص خواهان اقدام به رفع نقص نمود، دفتر مكلف است پرونده را جهت اتخاذ تصميم در صورت كامل بودن از جهات ديگر تقديم دادگاه نمايد.
(16 ص51)
مشکل بیست و چهارم: بلاتکلیف ماندن پروندههای جریانی به جهت عدم ارسال پروندههای استنادی
در حال حاضر پيدا كردن يك پرونده از ميان ميليونها پرونده فرصت و زمان زيادي را ميطلبد. يكي از عوامل اطاله دادرسي عدم ارسال پروندههاي استنادي است و تا پرونده استنادي تحويل داده نشود دادگاه قادر به ادامه رسيدگي نيست. در موارد متعدد پروندههايي مشاهده شده است كه سالها به علت عدم وصول پرونده استنادي بلاتكليف مانده است و در تعقيب موضوع معلوم شده است دادگستري محلي كه پرونده از آن مطالبه گرديد، قادر به يافتن پرونده مورد نظر نيست. اين معضل به علت استفاده از متد متروك و قديمي بايگاني و ثبت و ضبط پروندهها حاصل شده است. همين وضعيت در ارسال مراسلات نيز ديده ميشود.
(14 ص11)
راهکار 1: تهيه دستورالعمل و ابلاغ اعلام وصول پروندههاي استنادي توسط مديران دفاتر و اعلام كتبي به قاضي.
راهکار 2: تهيه دستورالعمل و ابلاغ نظارت قاضي بر دقت در تهيه بدل.
راهکار 3: تبيين گردش كار در صدور احكام و قرارها.
(14 ص10)
راهکار 4 : تدوين بخشنامه براي پرهيز از ارسال پرونده استنادي در صورت همزماني رسيدگي آن در مرجع قضايي اصلي.
(14 ص4)
راهکار 5 : اصلاح مقررات آيين دادرسي در رابطه با پروندههاي استنادي با مشخص شدن شيوه و رويه
(14 ص13)
راهکار 6 : استاندارد نمودن زمان، محتوا و رويه براي ارسال به مرجع درخواست كننده و اعاده پرونده به مرجع اصلي.
(23 ص16)
مشکل بیست و پنجم: ثبت ناقص و يا اشتباه آدرس اقامتگاه طرفين (عدم توجه به تبصره يك ماده 129 ق. آ. د. ك.):
راهکار1 : رعایت دقیق تبصره یک ماده 129 ق. آ. د. ک
تبصره يك ماده 129 قانون آيين دادرسي كيفري در هنگام تكميل شدن اوراق تحقيق اگر به نحو كامل و دقيق مورد توجه قرار گيرد و تمام موارد اعلامي در ماده و تبصره مرقوم مكتوب گردد حداقل پنجاه درصد مشكل ابلاغ اوراق قضايي حل خواهد گرديد و اين در حالي است كه ثبت ناقص و يا اشتباه آدرس اقامتگاه طرفين، باعث اعلام آدرس ناقص و يا اشتباه از سوي شعبه قضايي رسيدگي كننده به مراجع ابلاغ ميشود. که به جهت عدم شناسايي آدرس مذكور وسيله ضابطين قضايي و يا مأموران ابلاغ، اوراق قضايي به دليل ناقص بودن و يا اشتباه بودن آدرس، اعاده میشود هر چند که مأموران ابلاغ سعي ميكنند تا نسبت به شناسايي آدرس اقدام كنند ولي توفيقي حاصل نمينمايند زیرا نداشتن پلاك شناسايي آدرس اعلامي، خود نيز باعث تأخير در اعاده اوراق قضايي و تجديد بيمورد جلسات دادرسي ميگردد.
(30 ص10)
مشکل بیست و ششم : تأخیر در رسیدگی به دلیل ارسال اوراق بدون ثبت در دفاتر:
گاهي بعضي دادگاهها بدون در نظر گرفتن مقررات، اوراق قضايي را به وسيله اشخاص به اداره مورد نظر ارسال يا ابلاغ اوراق دعوي به ادارت و مؤسسات را مستقيماً به ادارات فرستاده و موجبات تأخير در رسيدگي را فراهم ميآورند.
راهکار: خودداری از ارسال اوراق قضایی به وسیله اشخاص و استفاده از پیک سفارشی
به منظور جلوگيري از اطاله دادرسي لازم است مقرر شود از ارسال اوراق قضايي به وسيله اشخاص، بدون ثبت در دفاتر و اخذ رسيد، خودداري شده و از طريق پست سفارشي يك قبضه، استفاده گردد و ابلاغ اوراق دعوي توسط مأمور ابلاغ ارسال شود تا از ايجاد بينظمي و اخلال در امور مربوطه جلوگيري به عمل آمده و موجبات اطاله دادرسي فراهم نشود.
(37 ص31)
مشکل بیست و هفتم : كارشناسيهاي كارمندان غير متعهد و تأخیر در جریان دادرسی
كارشكنيهاي كارمندان غير متعهد، واقعاً قاضي و كل دستگاه قضايي را تحتالشعاع قرار
ميدهد، اين گونه كارمندان با اين كارها ميتوانند جريان دادرسي را به مدت قابل توجهي به تأخير انداخته و در نتيجه موجبات بدبيني مردم به نظام قضايي را ايجاد نمايند.
حركات ايذايي اين كارمندان غير متعهد آنقدر براي دستگاه قضايي گران ميباشد كه گاهي ميتواند جريان دادرسي را وارونه نموده و ايجاد نارضايتي نمايد.
راهکار : نظارت مستمر و بهره گیری صحیح از تشویق کارمندان ساعی و کوشا و تبیه کارمندان خاطی
در چنين وضعيتي تنها تغيير محل خدمت كارمندان به منظور پيشگيري از وقوع تخلفات احتمالي راهكار مؤثري نميباشد. لذا برنامهریزی برای نظارت مستمر و بهرهگیری صحیح از تشويق و تنبيه براي خادم و خاطي اجتناب ناپذير است.
(4 ص72)
گفتار دومـ مشكلات ناشي از عدم شرايط مطلوب براي كارمندان اداري:
شكي وجود ندارد كه محور اصلي نيروي انساني در دادگستري قاضي است و ساير عوامل انساني از جمله كارمندان و ضابطين و كارشناسان و ساير عوامل همگي لوازم و تعهدات لازم را فراهم مينمايند تا قاضي بتواند در هر قضيه تصميم نهايي را اتخاذ نمايد اما با اين وصف نميتوان نقش مهم كارمندان اداري دادگستري را در امر قضاوت و عليالخصوص در امر اطاله دادرسی ناديده گرفت به علل مختلفي امروزه كارمندان در انجام وظايف خود بيانگيزه شدهاند از جملة اين عوامل وضعیت معيشتي نامطلوب و مشكلات شخصي و مشاهده تفاوت نسبي از نظر شأن وضع حقوق دريافتي با قضات و عدم وجود ضابطة خاص در ارتقاء شغلي و احساس تبعيض و تفاوت از نظر دريافت مزايا و سختي كار بين كارمندان ستادي و كارمندان شعب قضايي و عدم آموزش كافي اوليه از جمله مشكلاتي است كه پيشرو كارمندان وجود دارد.
(37 ص27)
كارمندان اداري كه بخش عمدهاي از مستخدمين قوهقضاييه را تشكيل ميدهند با مشكلات عديدهاي مانند: سختي معيشت، فشار كار، بيثباتي شغلي، احساس كم توجهي و … روبهرو هستند.
علاوه بر آن تعداد زيادي از آنان از تحصيلات قابل استفاده در دادگستري محروم بوده و از دانش كار و آشنايي با وظايف و اختيارات اداري خود هم بيبهره هستند.
به نظر ميرسد هر يك از این عوامل به تنهايي كافي است تا موجبات اطاله دادرسي را فراهم نمايد و اگر براي رفع اين معضلات چاره اساسي انديشيده نشود و حتي با وجود مديران لايق و قضات كارآمد و فراهم شدن امكانات، باز هم يكي از عوامل مهم اطاله دادرسي باقي خواهد ماند.
مشکل اول: تفاوت فاحش حقوق کارمند و قاضی در فرآیند رسیدگیها و انجام وظیفه کادر غیر قضایی
باتوجه به استثناء بودن قضات از نظام هماهنگ پرداخت حقوق و مزايا و با توجه به گسترش وسيع دانشكدههاي حقوق در سراسر كشور حتي در شهرهاي كوچك نيز بسياري از كارمندان دادگستري در حال حاضر مشغول تحصيل در رشته حقوق هستند و تعداد قابل توجهي نيز فارغالتحصيل اين رشته بوده و اكنون به عنوان كارمند در دادگستري مشغول خدمت هستند و همین امر يعني وجود تعداد قابل توجهي ليسانس حقوق در بين كارمندان سبب گرديده است كه آنها بين خود و قاضي از لحاظ مدرك تحصيلي تفاوتي نبينند و دائماًّ با مقايسة وضعيت شغلي خود با قضات علاوه بر دلسردي خود اين روحيه را به ساير كارمندان ديگر نيز انتقال دهند و به راحتي تسليم دستورات قضات نشوند كه در واقع كنترل كامل شعب از اختيار قضات خارج ميشود و سبب نگراني و ايجاد مشكل براي قضات نيز شدهاند. در مواردي مشاهده شده كه اين قبيل كارمندان ضمن مراوده با ارباب رجوع و راهنمايي آنها به طرح شكايت از قضات در مراجع نظارتي و انتظامي و برخي دخالتها و اظهار نظرهاي بيجا در مجموع سبب ايجاد مشكل شدهاند و محيط كار را متشنج و نا آرام مينمايند. از اين رو انرژي و وقت اعضاء شعب در غير هدف اصلي كه رسيدگي به پروندههاست مصرف ميگردد و در نهايت منجر به انباشت كار شعب و طولاني شدن دادرسيها ميشود.
راهکار:
(13 ص37)
مشکل دوم: پايين بودن سطح حقوق كارمندان اداري:
نقش فقر در بروز معضلات اجتماعي قابل كتمان نيست، لذا براي حل ريشهاي بسياري از مشكلات اصولاً بايد يك رفاه نسبي براي همه افراد جامعه تدارك ديد. در وضع كنوني كشورمان، قشر زحمتكش كارمندان، وضعيت شكنندهاي پيدا كردهاند چرا كه اغلب آنها، تنها ممرّ معاششان همان حقوقي است كه ماهانه از دولت دريافت ميكنند. ميدانيم بسياري از پديدههاي بينالمللي و اتفاقات داخلي قبل از ديگران بر معيشت كارمندان دولت اثر ميگذارد. از طرف ديگر مجري تمامي برنامههاي دولت همین كارمندان هستند يعني در واقع ضعف عملكرد آنها به نوعي بركل جامعه اثر منفي ميگذارد.
از اين رهگذر است كه بايد وضعيت معيشتي و مشكلات شخصي كارمندان دولت را جدي گرفت. اما اين مسأله در خصوص كارمندان اداري وزارت دادگستري صورت حادتري به خود ميگيرد؛ چرا كه آنها به خاطر ارتباط مستمر و نزديك با قضات و آشنا به راههاي قانوني، بيشتر در معرض سوء استفاده از ديگران هستند. نكته ديگر اين كه اعمال خلاف اينها چهره كلي دستگاه قضايي را ملكوك مينمايد. اظهارات بسياري از قضات و كارمندان حاكي از آن است كه فاصله حقوق كارمندان با قضات وقتي از حد معمول ميگذرد تنش و بيانگيزگي كاري در ميان آنها بيشتر ميشود.
گرچه حل اين مشكل تنها به همت قوهقضاييه ممكن نيست ولي با عنايت بيشتر به اين افراد از طرق مختلفي كه بايد از سوي كارشناسان و روانشاسان مشخص شود تا حدي ميتوان مشكلات را تقليل داد.
(37 ص30)
راهکار : رفع مشکلات معيشتي كاركنان اداري:
شايسته است، قوهقضاييه به كادر اداري خويش نيز توجه بيشتري نمايد و با هماهنگي دولت و مجلس آنان را از حقوق كافي برخوردار سازد، تا كارمندان با فراغ خاطر به كار اصلي خود بپردازند.
(37 ص171)
چنانچه شخص صالح در جاي خود منصوب گردد بايد زندگي وي از هر جهت تأمين گردد به نحوي كه چشم و دلش سير باشد و با مراجعه كنندگان با احترام و حفظ شأن برخورد كند.
وقتي احتياجات اوليه زندگي برطرف شده باشد فرد دغدغه فكري ندارد و فكر و ذهن وي به دنبال تأمين معاش بيشتر نيست. بنابراين با تمركز ميتواند به وظايف سازماني خود بپردازد و تنها به كارش فكر كند. اين تمركز فكري موجب ميشود در ايفاي وظايف خود تسريع و دقيق به نتيجه برسد. از طرف ديگر بعد از ساعات اداري به دنبال شغل دوم نيست و علاوه بر حفظ شأن و جايگاه خود براي استفاده از حداكثر توان در روز اداري امكان استراحت پيدا ميكند و يا به مطالعه و آموزش ميپردازد.
تا سرمايهاي علمي براي وظيفه و شغل خود به دست آورد و يا در اوقات فراغت به كارهاي اداري معوقه بپردازد. در نتيجه دستگاه قضايي از عامل انساني حداكثر استفاده را ميبرد كه نتيجه آن ارتقاي كيفي و كمي فعاليتهاي تشكيلات قضايي خواهد بود. در كنار اقدامات رفاهي براي كارمندان، كنترل و نظارت بر كار آنان را نبايد از نظر دور داشت. تشويق و تنبيه اگر به صورت صحيح و مستند صورت پذيرد عامل محرك براي كاركنان فعال و عامل بازدارنده براي كاركنان غير فعال خواهد بود كه بطور غير مستقيم تأثير خود را در بالا بردن ميزان كار و فعاليت عمومي دادگستري از لحاظ كمي و كيفي باقي ميگذارد.
(36 ص 95)
مشکل سوم: مشکلات شخصی و دلسردی کارکنان اداری
مشكلات شخصي كاركنان اداري: بعضي از كارمندان در محيط كار با دلسردي انجام وظيفه مينمايند و در كارشان بيانگيزه ميباشند، كه با كمي دقت معلوم ميشود اين موارد ناشي از مشكلات دروني و شخصي است.
راهکار: تحقيق در مورد وضعيت معيشتي و فرهنگي و اجتماعي كارمندان و رسيدگي در بهتر شدن وضعيت آنان ايجاد برنامههاي روحيه بخش در محيط اداري و خارج از اداره.
(21 ص 61)
ايجاد نهاد ياري رساني در قوه در برابر اتفاقات و حوادثات ناگواري كه براي كاركنان تشكيلات قضايي رخ ميدهد (مانند رفع محروميتها، كمكهاي آموزشي و تحصيلي، كمك درماني، پرداخت وام، تهيه جهيزيه و وام ازدواج و…)
(36 ص 96)
مشکل چهارم : عدم انگيزه به دليل وجود تبعيض و تضاد در نيروهاي اداري
نابرابري بين كارمندان باعث ميشود كه عملكرد آنها تضييع شود.
راهکار : رعایت چارت سازمانی و قراردادن افراد در پستها با توجه به تخصص و تواناییها
رعايت چارت سازماني از طرف مسؤولان، قراردادن افراد در پستها با توجه به تخصص و تواناييهاي لازم آنان، شخصيت دادن به كارمندان، ايجاد امنيت شغلي براي كارمندان، شايستگيهاي علمي و اخلاقي و تجربه در نظر گرفته شود.
(30 ص 7)
مشکل پنجم: كافي نبودن آموزشهاي كادر دفتري:
الفـ گاهي اوقات قضات و رؤساي محاكم و رؤساي دادگستري ميخواهند كادر اداري بدون هيچگونه پرسشي كار خود را انجام دهند، دلايلي هم براي اين كار دارند، مثلاً اينكه آنها حقوق دريافت ميكنند و بايد كارشان را انجام دهند و يا اينكه قاضي وقت ندارد كه به پرسشهاي آنان پاسخ بگويد و… در نتيجه مأمورين اداري بر اثر عدم آگاهي از علت وجودي و اهميت مسأله كار مورد نظر را به انجام ميرسانند. اهميت كار و بيان اهميت آن بايد از بعد فوايد و مضاري كه براي سيستم قضايي و همچنين نتايجي كه براي كاركنان در بردارد. براي كاركنان به نحو مطلوب توضيح داده شود. تعيين جايگاه وظايف و عملكرد كاركنان و مأمورين اداري در بهبود وضعيت نظام دادگستري و طي مراحل دادرسي بسيار حائز اهميت است. ايجاد انگيزه و علاقه نسبت به كار از نتايج اين امر است در بسياري موارد قضات و روساي محاكم از اهميت كارها آگاهي (30 ص 7) دارند ولي مأمورين اداري از اين موضوع بياطلاع هستند، درنتيجه ممكن است آن را بياهميت بدانند و اقدام لازم را صورت ندهند. در چنين مواردي تنها با نظارت شديد ممكن است مأمورين اداري كارها را انجام دهند اما بديهي است كه اين وضعيت نميتواند هميشه ادامه داشته باشد. راهحل اساسي آن اين است كه دليل انجام دادن كار براي كاركنان و ضرورت آن روشن باشد و به منظور عملي نمودن اين هدف و آگاهی دادن مأموریت اداری به دلايل و ضرورت انجام دادن كار و پيشنهاد ميشود: 1ـ قضات بايد قبل از واگذاري كار، مأمورين اداري را از علت و ضرورت انجام دادن امري كه به خاطر آن به استخدام درآمدهاند، آگاه كنند منافع و مضاري كه براي سيستم دارد و نحوه ارتباط و تأثيرو تأثر با حق و حقوق مراجعين و واحدهاي ديگر سيستم و همچنين مأموريت سازمان، براي آنان به خوبي تشريح گردد.
2ـ قاضي اگر ميخواهد اقدامي در جهت حل مشكل براي بهبود كيفيت كار انجام دهد بايد مسئله را به تفصيل توضيح دهد و اهداف آن را كاملاًْ مشخص سازد. راهحلها را مشروحاً مورد بحث قرار دهد و مزايا و مضار مورد انتظار را روشن نمايد.
3ـ قضات بايستي پاداشهايي را كه بر اثر عملكرد خوب، نصيب كاركنان ميگردد (از قبيل حيثيت، دانش افزايي موقعيت، آسايش، امنيت و پاداش مالي را) براي آنها توضيح دهد. همچنين تنبيههايي كه در نتيجه عملكرد نامناسب و ضعيف (مانند از بين رفتن حيثيت، عدم امنيتش شغلي و محروميتها و…) كه متوجه آنان ميشود، به روشني بيان كند تا مأمورين اداري از عواقب عملكرد خود آگاهي كامل يابند و براي تنبیه و احياناً خاتمه كار، اتمام حجتي شده باشد.
بـ در بعضي موارد مأمورين اداري تصور ميكنند چنانچه در مورد نحوه انجام دادن كار از قضات پرسش نمايند دليل ضعف آنان خواهد بود و يا اينكه مورد سرزنش قرار خواهند گرفت و يا به پاسخ مطلوب دست نخواهند يافت. از سوي ديگر تعدادی از قضات گمان ميكنند چون به كاركنان اداري در ازاء انجام دادن كار حقوق پرداخت ميشود نبايد توضيحات لازمه را به آنها ارائه داد. تصور ميكنند چنانچه به مأمورين اداري توضيحي دهند در واقع به جاي آنها فكر كرده و يا كار آنان را انجام دادهاند. برخي از قضات نيز تصور ميكنند تنگي وقت و مشغله زياد اجازه چنين كاري را نميدهد. نتيجه اين ميشود كه مأمورين اداري ندانند چگونه كار را انجام دهند. بنابراين به منظور آگاهي دادن به مأمورين اداري در رابطه با چگونگي انجام وظايف پيشنهاد ميشود:
1ـ رؤساي حوزههاي قضايي فردي را براي آموزش كاركنان جديدالاستخدام تعيين و او را براي كار آماده سازند.
2ـ براي آموزش، دستورالعمل و راهنما تنظيم و آن را استاندارد نمايند.
3ـ خود شخصاً شيوه عمل كاركنان و نحوه عملكرد مطلوب را به آنان آموزش داده و درباره مشكلات و موانع و راهحلهايي كه وجود دارد، راهنمايي ارائه نمايد.
4ـ آموزش را به صورت كتبي يا عملي طراحي كنيد تا از طريق اجراي آن مطمئن شود مأمورين اداري واقعاً نحوه انجام دادن كار را به خوبي فراگرفتهاند يا خير. اگر كسي از اطلاعات مناسب برخوردار نبود، مجدداًّ او را آموزش دهد. از كاركنان و مأمورين اداري بخواهد چگونگي انجام دادن كار را تعريف كنند يا آن را از قوه به فعل درآورند.
ج ـ گاهي مأمورين اداري به جزئيات وظايف خويش آگاهي لازم نداشته و حيطه مسؤوليت خويش را به خوبي نميشناسند. از اين كه كار درچه زماني شروع و در چه مدتي خاتمه يابد و يا اينكه نتيجه كار دقيقاً بايد چه چيزي باشد مطلع نميباشند در بسياري از موارد موضوع به طور كامل از سوي قضات به كاركنان اداري تفيهم نشده و آنچه در ذهن قاضي وجود دارد تماماًّ به وي انتقال نيافته است در نتيجه مجبور به حدس زدن و برداشتهاي متفاوت ميشود و در نهايت موجبات ناهمگوني را فراهم ميسازد. به عنوان مثال در پرونده كيفري قاضي دستور دعوت متهم پرونده را جهت دادرسي به دفتر صادر ميكند. در این حالت ممکن است کارمند اداري او را احضار كند يا از طريق وثيقه گذار جلب نمايد و يا رأساً جلب صادر نمايد. علت اين امر آن است كه دستور به طور كامل به وي تفهيم نشده است و با به طور مثال وقتي رئيس دادگاه به كارمند ميگويد «سروقت بيا» از اين كلمه و عبارت به انحاء مختلف تعبیر ميشود: در رأس ساعت مقرر كارت زدن، استقرار در اتاق محل كار، مشغول كارشدن و…! بنابراين براي مطلع ساختن مأمورين اداري از اینکه انجام یافتن چه کاری از آنها مورد انتظار است پيشنهاد ميشود:
1ـ قضات بايد براي افزايش كارآيي، مشكلاتي را كه بر اثر عدم اطلاع مأمورين اداري از انجام وظايف محوله به وجود ميآيد تعيين نموده و شرح رفتار مورد انتظار را به كادر اداري اعلام داشته و مقاصد خود را دقيقاً روشن سازند.
2ـ چنانچه قاضي ميخواهد بداند كه آيا كارمند از وظايف خود مطلع ميباشد، فقط به پرسيدن اكتفا نكند، بلكه از او بخواهد آنچه از ايشان مقصود است، بيان كند.
3ـ در تنظيم شرح وظايف مأمور اداري اقتصار بكار نبرد بلكه به طور مبسوط عمل نمايد.
4ـ قاضي براي مأمور اداري در انجام امور محوله برنامه زمانبندي شده تنظيم نمايد و مشخص سازد كه كادر دفتري چه گامهايي را بايد بردارند.
دـ گاهي مأمورين اداري گمان ميبرند راه كار مورد نظر قاضي مؤثر نيست و نتيجه نخواهد داد و بر همين اساس كار را بر مبناي سليقه خود انجام ميدهند. اين مورد معمولاًْ در موقعي جلوه
ميكند كه فرد شغل جديدي را آغاز كند يا به جاي روش قديمي شيوه جديدي در كار ارائه شود. پيروي از دستورات قاضي محكمه براي حسن انجام امور كاملاًْ ضروري است. به عنوان مثال وقتي قاضي اجراي حكم به كارمند دستور ميدهد عمليات اجرايي تعقيب شده و تصوير حكم نيز به زندان ارسال گردد، كارمند مفاد حكم را به زندان اعلام وليكن از ارسال تصوير حكم به زندان به دليل اين كه هزينه داشته، خودداري ميورزد و بعد زندان در اجراي مفادنامه ارسالي، دچار شك و شبهه شده و خواستار تصوير حكم گرديده و كسب دستور مينمايد! همين مكاتبات بعدي اطاله دادرسي را فراهم ميسازد. بنابراين براي اينكه مأمور اداري فكر نكند راه كار قاضي صحيح نيست پيشنهاد ميشود:
1ـ قاضي هنگامي كه كاري را به كارمند ارجاع ميدهد از او بخواهد تا نظر خود را در مورد آن مسأله بيان كند. در صورتي كه با آن مخالف است قبل از شروع كار نسبت به تغيير نظر كارمند اقدام نمايد.
2ـ از آنجا كه مسؤوليت كار با قاضي است بايد توضيح متقاعد كنندهاي براي كارمند داشته باشد و روش خود را در راستاي قانون ارائه و كارمند را متقاعد كند.
3ـ چنانچه موفق نشد كارمند را متقاعد كند كه راه كار او مؤثر و قانوني است از كارمند بخواهد كه كار را طبق نظر او و با مسؤوليت او انجام دهد تا مسؤوليتي متوجه كارمند باشد.
(30)
هر چند كه امروزه شاهد برداشته شدن قدمهاي بلندي در قوهقضاييه راجع به دادن آموزش لازم به كادر قضايي و دفتري هستيم عليرغم آن كادر فعلي پيشبيني شده براي محاكم اكثراً آموزشهاي لازم را در مشاغل تحت تصدي خود نديده و اجراي ناصحيح دستورات قضايي به نوبه خود در تجديد جلسات دادگاه مؤثر است. براي مثال به موجب قانون، مديران دفاتر دادگاهها بايستي موارد صدور قرار رد دادخواست را بدانند يا نحوه اجراي برخي از قرارها را كه اجراي آن به مدير دفتر محاكم واگذار ميشود بايستي مطلع باشند يا منشيهاي محاكم بايد نحوه تعيين اوقات به پروندههاي ارجاعي به محاكم را از حيث تعيين وقتهاي معمولي و نزديك و فوقالعاده و احتياطي را بدانند و مواردي از اين قبيل كه بياطلاعي هر كدام از مديران و منشيها خود به نوعي در تجديد جلسات دادگاه مؤثر بوده و تأخير در رسيدگي را به دنبال دارد.
(ش64 ص5)
عدم آگاهی کادر دفتری نسبت به وظایف خود و انجام کارهای دفتری موجب تداخل در کار همدیگر نیز میشود.
(37 ص71)
يكي از مشكلاتي كه قوهقضاييه با آن مواجه است استخدامهاي مقطعي و قراردادي از منابعي است كه اطلاعات حقوقي و دانش روز را ندارند. چگونه كارمند دفتري كه اصطلاحات حقوقي را
نميداند، ميتواند كار دفتري را به خوبي انجام دهد؟
(26 ص 10)
راهکار 1: آشنايي و آگاهي دادن كارمندان اداري در خصوص رعايت مقررات و انجام وظايف و تكاليف قانوني.
(9ص 37)
راهکار 2 : سعی در دائمی نمودن آموزش کادر اداری
در خصوص آموزش كادر اداري بايد سعي و تلاش نمود و اين آموزشها بايد دائمي باشد.
(21 ص 56)
راهکار 3 : آموزش كارمندان جديدالاستخدام قبل از شروع بكار و استخدام آنها
ايجاد انگيزه خدمت در كارمند اداري از طريق ارايه حداقل امكان مادي و معنوي و كار فرهنگي مستمر و مصونيت دادن به آنها.
(ش57 ص 5)
راهکار 4 : آموزشهای غیرحضوری و مستمر
(ش63 ص 6)
راهکار 5 : اعلام وظایف قانونی کارمندان دفتری و وظایف مکمل پیشبینی شده در دستورالعمل شماره 3 بصورت تابلو جهت آگاهی و عمل به آنها
(ش62 ص 19)
راهکار 6: تشکیل کارگاههای آموزشی مناسب کارمندان
(منبع 37 – 1)
راهکار 7 : همکاری مراکز علمی و دانشگاهها از طریق اجرای برنامههای مدون آموزشی به تربیت و تعلیم نیروی انسانی کارآمد
(ش 64 ص2)
راهکار 8 : حتیالمقدور ثبات پست و جلوگیری از جابجاییهای سریع
(ش 59 ص5)
راهکار 9 : نظاممند نمودن جابجایی کارمندان، محدود نمودن صدور ابلاغ داخلی علاوه بر ابلاغ اصلی برای آنان به منظور کارآیی آموزشهای شغلی آنان
(36 ص29)
گفتار سومـ علل ساختاري و سازماني در مورد كاركنان اداري در حوزه نظام قضايي كشور:
مشکل اول: كمبود كاركنان اداري (كمبود نيروي انساني):
كمبود نيروي اداري و استفاده از نيروهاي خدماتي غير كاردان، كه آثار منفي خود را در اجراي به موقع و صحيح دستورات قضايي و رعايت مقررات آيين دادرسي بجاي گذاشته و باعث تطويل دادرسي ميشوند.
استفاده از اين قبيل نيروها توسط مسؤولين قضايي و حوزههاي قضايي به جهت عدم آموزش اينگونه نيروها قبل از بكارگيري آنها مطلوب نیست.
(33 – 10)
نيروي انساني در قوهقضاييه به دو بخش كلي كارمند و قاضي قابل تقسيم است در اين قوه كارها با عوامل انساني صورت ميگيرد و از ماشين كمترين بهره گرفته ميشود. بنابراين نقش نيروي انساني در اين قوه يك نقش اساسي و بسيار مهم است. اما متأسفانه استعداد پرسنلي قوهقضاييه بسيار كمتر از اندازه لازم است. حجم زياد پروندههای متشكله، تعداد متناسب عوامل انساني را ميطلبد، تحميل بيش از حد پرونده بر يك شعبه دادگاه كه متشكل از يك قاضي و حداكثر سه كادر دفتري است نتيجهاي جز تراكم پروندهها و افزايش موجودي ندارد و موجب تحليل رفتن توان جسمي، روحي و عصبي كاركنان ميشود.
(ش 65)
نیروی انسانی اعم از قاضی و کادر اداری بحد کافی در حوزههای قضایی وجود ندارد و تعداد زیادی از پستهای مصوب خالی میباشد و در نتیجه به جهت تراکم کاری و فقدان نیروی انسانی کافی موجبات اطاله دادرسی فراهم شود.
راهکار 1: نیازهای دادگستری استانها از لحاظ نیروی انسانی باید توسط هیأتی بررسی و نسبت به تأمین نیروی انسانی اعم از قاضی و کارمند بر طبق چارت تشکیلاتی اقدام شود.
(ش 68 ص 30)
راهکار: تأمین نیروی انسانی و بکارگیری نیروهای جوان و با انگیزه
از آنجا که یکی از عوامل مؤثر در بسط و توسعه عدالت در سراسر کشور در کنار توسعه تشکیلات قضایی تأمینی کادر قضایی و اداری مورد نیاز شعب میباشد لذا سیستم قضایی کشور به رغم محدودیتها و تنگناهای موجود، میبایست اقدامات مؤثری را در راستای جذب و تأمین نیروی انسانی بالاخص کارکنان اداری به عمل آورد.
(ش 59)
مشکل دوم: کمبود کادر اداری به ویژه در واحدهای ارشاد و معاضدت قضایی و به تبع آن مشکلات عدم طرح صحیح دعوی توسط ارباب رجوع
راهکار1: استخدام و تکمیل کادر اداری به منظور تکمیل چارت سازمانی واحدهای ارشاد و معاضدت
استخدام و تکمیل کادر اداری و اختصاص نیروهای کارآمد به منظور تکمیل چارت سازمانی واحدهای ارشاد و معاضدت قضایی یا محول نمودن امور مربوط به بخش خصوصی متشکل از حقوقدانان و وکلای مجرب با کارشناسی امور در رفع مشکل یاد شده مؤثر است.
(9 ص 37)
راهكار2: تكميل كادر شعب دادگاهها و دفاتر از لحاظ نيروي انساني.
(4 ص 74)
مشکل سوم: مدرك تحصيلي كارمندان در رشتههاي غير مرتبط:
كارمنداني كه داراي مدرك تحصيلي در رشتههاي غير مرتبط هستند نيز داراي مشكل هستند زيرا آنان احساس ميكنند تحصيلاتشان در عمل براي آنها كارائي ندارد از اين رو احساس سرخوردگي و عدم رغبت و بيانگيزگي در كار ميكنند. و اين قبيل كارمندان در دادگستري ميدان را براي بروز و ظهور استعدادها و توانائيهاي علمي خود نمييابند و از آنها نبايد انتظار علاقهمندي به كار و ارائه روشهاي نوين و ابتكار در عمل را داشت.
با توجه به اينكه علوم اداري و انجام مكاتبات دقيق و شناخت سازمانها و درك موقعيت مستلزم وجود اطلاعات دقيق و كافي در اين موارد ميباشد و اين قضيه با استفاده از وجود افرادي كه داراي تحصيلات غير مرتبط با امور اداري و قضايي هستند حل نميشود همچنين با آموزشهاي كوتاه مدت نميتوان اين موضوع را حل كرد زيرا آموزشهاي ضمن خدمت تنها براي توجيه «موردي» برخي اقدامات كارايي دارد از قبيل آشنايي با كامپيوتر يا چگونگي آمارگيري پروندهها، اما از اين طريق نميتوان يك كارمند ورزيده و آشنا با تمام مسايل اداري تربيت كرد.
راهکار:
(4 ص 75)
مشکل چهارم: عدم تدوين شرح وظايف دقيق هر يك از كارمندان:
از جمله نكات مهم كه كمتر مورد توجه بوده اين است كه شرح وظايف دقيق هر يك از كارمندان دادگستري به صورت قانون تدوين و نهادينه نشده است و اگر همچنين چيزي وجود دارد به طور دقيق مراعات نميشود از اين رو تقسيم كار در شعبه به طور سليقهاي صورت ميگيرد و ما شاهد مشكلاتي به خاطر اين موضوع هسيتم زيرا هر شعبه قضايي در حكم يك اداره كوچك و مستقل ميباشد و بايستي در مكاتبات خود با ساير مراجع اداري و قضايي كليه نكات فني در امر نگارش و انشاء و عطف و ربط نامههاي اداري را رعايت نمايد.
محول نمودن اين وظيفة حساس به افراد كم تجربه و يا فاقد اطلاعات كافي نتيجهاي جز يكسري اقدامات معيوب و مبهم به دنبال نخواهد داشت و كار قاضي نيز به منظور اصلاح مكاتبات و رفع اشتباهات امور دفتري افزايش مييابد و در نهايت امر ضعف كارمندان در انجام امور اداري و دفتري و دخالت مستمر قاضي در آن امور منجر به كندي كار و معطل شدن پروندهها خواهد شد.
راهکار: تدوین دقیق شرح وظایف هر یک از کارمندان
(16 ص 36)
مشکل پنجم : عدم نظارت مداوم و مستمر بر عملكرد كاركنان اداري:
دستور دادگاه اغلب متوجه دفتر دادگاه است و كاركنان دفتري دادگاه اعم از مدير دفتر، منشي و ثبات و بايگان موظف هستند حسب مورد با سرعت و دقت آن را اجرا كنند. توقف و تأخير در اين مرحله نيز ميتواند از عوامل اطاله دادرسي به حساب آيد. متصديان دفتري به بهانه شلوغي تراكم كار و عدم فرصت كافي اجراي دستور دادگاه را به تأخير مياندازد به عنوان مثال دستور تعيين وقت رسيدگي توسط دادگاه صادر ميشود ولي پرونده بلااقدام مدت طولاني در دفتر دادگاه ميماند. در زمان تعيين وقت رسيدگي متصدي دفتر با احتساب زمان مورد نياز براي ابلاغ وقت رسيدگي را تعيين نموده و اوراق احضاريه يا اخطاريه را براي طرفين پرونده تنظيم نموده اما باز در تحويل اين اوراق به واحد ابلاغ تعلل ميشود و نهايتاً پس از تحويل به واحد ابلاغ و انجام ابلاغ اوراق مورد نظر اعاده ميشود اما متصدي مربوط فرصت كافي براي الصاق و الحاق اين اوراق را به پرونده پيدا نميكند و در زمان جلسه دادگاه قاضي گمان عدم اعاده اوراق ابلاغ مجبور به تجديد جلسه دادگاه ميشود. دستور دادگاه به استعلام از مراجع با 15 روز تأخير ارسال ميشود و در نتيجه پاسخ به موقع تا زمان جلسه دادگاه واصل نشده و موجب تجديد جلسه دادگاه ميگردد. بنابراين با توجه به مثالهاي مذكور اقدامات غير سريع و سهلانگاري دفتر باعث اطاله دادرسي ميگردد. امثال چنين رفتاري بسيار ديده ميشود كه بايد با دقت بسيار و نظارت كافي با آن مقابله كرد و عليالاصول بايد به خاطر داشت در مواردي كه براي اجراي دستور دادگاه قانون فرصتي را براي دفتر پيشبيني ننموده دفتر بايد به فوريت اقدام نمايد و حسب روال و عرف اداري منظور از فوريت حداكثر ظرف 24 ساعت از زمان وصول دستور به دفتر ميباشد.
(16 ص 34)
بعد از دستور دادگاه داير به تعيين وقت رسيدگي و امضاي طرفين قانون آيين دادرسي تعيين نكرده است كه اعضاي دفتر دادگاه تا چه مدت فرصت براي اجراي دستور دارند. بنابراين در عمل عدم نظارت رئيس دادگاه بر عملكرد كادر دفتري موجب ميشود در بعضي از دفاتر دستور قضايي بدون دليل و عذر موجه روزها، هفتهها و حتي ماهها بعد اجرا گردد و عملاًْ به خاطر اين تعلل و بيتوجهي كه اغلب با توجيه تراكم كار و سنگيني آن صورت ميگيرد جريان دادرسي با تأخير و كندي ادامه يابد.
(20 ص 11)
راخکار: نظارت مستمر و مداوم بر عملکرد کارکنان اداری
يكي ديگر از راههاي كنترل شكلگيري پروندههاي ناقص ادامه روند آمار گيري تفصيلي از فراواني اشتباهات كادر دفتري و انجام بازرسيهاي مستمر و هدفمند و تهيه گزارش از تلاشهاي آنان براي تقليل اشتباهات است. آمار كور و رايج كه در تعداد وارده و مختومه خلاصه ميشود فايده مهمي در برندارد. دادگاه تجديد نظر تهران اين نوع بازرسي و تذكر به دفاتر را از مدتها پيش آغاز و در پايان هر ماه ليستي از نواقص را كه بايد تا بازرسي بعدي رفع شود كتباً به مدير دفتر شعبه تحويل ميدهد و رفع نواقص را تا بازرسي بعدي درخواست مينمايد كه اين اقدام نتايج مثبتي را در بر داشته است.
(27 ص 23)
مشکل ششم : نامناسب بودن ساختار تعيين وقت رسيدگي:
عوامل ريشهاي نامناسب بودن ساختار تعيين وقت براي رسيدگي عبارتند از:
1ـ عدم نظارت قاضي براي تعيين اوقات رسيدگي. 2ـ عدم توجه متصديان تعيين وقت به زمان متناسب و مناسب براي رسيدگي به پرونده. 3ـ حجم و تراكم زياد پرونده.
(14 ص 4)
راهكار: اصلاح قوانين و مقررات در جهت كاهش عناوين موارد فوقالعاده در رسيدگي به پروندهها
(شماره43ـ ص 1)
مشکل هفتم: مشكلات سستي و فرسودگي بافت اداري:
«شروع رسيدگي در دادگاه مستلزم تقديم دادخواست است. دادخواست به دفتر دادگاه صالح و در نقاطي كه دادگاه داراي شعب متعدد است به دفتر شعبه اول تسليم ميگردد».
«مدير دفتر دادگاه پس از وصول دادخواست بايد فوري آن را ثبت كرده، رسيدي مشتمل برنام خواهان، خوانده، تاريخ تسليم (روز- ماه- سال) با ذكر شماره ثبت به تقديم كننده دادخواست بدهد و در برگ دادخواست تاريخ تسليم را قيد كند». سيستم ثبت دادخواست در محاكم ما به صورت «ثبت در دفتر دادخواستها» ميباشد يعني هنوز از سيستم دفتري و قديمي استفاده ميشود.
(30 ص 17)
يكي از كمبودهاي ما زيرساختهاي تشکیلات اداري است كه به صورت سنتي لنگانلنگان با اطاله دادرسي همراه است. در شهر بزرگي چون تهران ايجاد شبكه الكترونيكي يك ضرورت محسوب ميشود. وقتي ساختار اداري به روز نيست نميتوان خدمات روزانه از آن انتظار داشت. يك پرونده به روش سنتي از بدو تشكيل تا زمان صدور رأي فرآيندهاي گوناگون را سپري ميكند كه اگر در هر فرآيند پرونده به چالش كشيده شود و دچار نقص شود قطعاًَ نتيجهاي جز اطاله در امر دادرسي در پي نخواهد داشت و زمان زيادي را به خود اختصاص ميدهد.
راهکار: استفاده از شبکه اطلاع رسانی رایانهای
( شماره 43 ص 1)
البته هم اكنون از رايانه نيز استفاده ميشود كه اين امر بايد گسترش پيدا كند. يعني يك شبكه واحد رايانهاي در محاكم وجود داشته باشد كه يك سابقه روشن از رجوع هر شخص به دادگستري، در هر دعوايي را نشان دهد. اين شبكه اطلاع رساني رايانهاي مشخص ميكند كه هر شخص چه نوع دعوايي در كدام دادگاه اقامه كرده است كه عندالاقتضا و در صورت طرح دعاوي مشابه در حوزه قضايي ديگر، به علت اعتبار امر مختومه، از اين عمل جلوگيري به عمل آيد تا از صرف هزينههاي زياد و تصديع اوقات دادگاه خودداري شود.
(23 ص 17)
گفتار چهارم: ساير كارمندان
مشکل اول: محول كردن دو مسؤوليت در امور اداري به كاركنان:
راهکار: خودداري از محول كردن دو مسؤوليت در امور اداري مانند بايگان و ثبات به يك كارمند به جهت جلوگيري از تأخير در پاسخ دادن به ارباب رجوع.
(36 ص 102)
مشکل دوم: عدم مواظبت و انضباط لازم در بايگاني پروندهها:
م 10- نامنظم بودن اوراق قضايي، در صورتي كه اوراق قضايي در پرونده به صورت منظم و با ترتيب خاص بايگاني نشود ساعتها وقت ميخواهد تا قاضي به دنبال آن اوراق باشد.
راهکار: دقت در تنظيم اوراق و مرتب نمودن آنها.
(32 ص 43)
مشكل سوم: عدم وجود نظم و ترتيب در بايگاني پروندهها.
راهكار 1 : استفاده از رايانه در بايگاني كردن پروندهها و دادن نظم ترتيب به آنها.
(32 ص 88)
راهکار 2 : به کارگیری افرار مجرب در امر بایگانی پروندهها
بكار گيري افراد مجرب در امر بايگاني و بايگانها مكلف ميشوند چنانچه پروندهاي از حد معمول به بايگاني برگشت داده نشود مراتب كتباً به رييس دادگستري اعلام تا از قاضي مربوطه مطالبه شود.
(شماره 4 ص 5)
مشکل 3 : اصلاح سیستم بایگانی دستگاه قضایی
اصلاح سيستم بايگاني دستگاه قضايي؛ تا مردم براي پيدا كردن پروندههايشان دچار مشكل نشوند.
(21 ص 59)
راهکار 4 : بايگاني پروندهها در جايگاه خود.
(16 ص 36)
راهکار 5 : قرار دادن فهرست برای هر پرونده به منظور دسترسی آسان
قرار دادن فهرست براي هر پرونده تا هر برگي را كه محل حاجت باشد بتوان به آساني پيدا نمود.
(ش62 ص 23)
راهکار 6 : کنترل وضعیت بایگانی
وضعیت بایگانی کنترل نموده و مراقبت شود از سپردن پرونده و سوابق مراجعین جداً خودداری شود.
(ش62 ص 55)
راهکار 7 : تفکیک بایگانی از لحاظ پروندههای جریانی از مختوم
وضعیت بایگانی از لحاظ تفکیک پروندههای جریانی از مختومه و سالهای تشکیل و شمارهگذاری و منگنه اوراق از هر جهت مرتب و منظم باشد و اوراق و سوابق مربوط به هر پرونده در اسرع وقت از پروندههای مربوط ضبط شود.
(ش57 ص5)
راهکار 8 : بازشماری مجدد پروندهها
(ش62 ص 26)
راهکار 9 : اصلاح و ساختار بایگانی جهت دسترسی آسان به پروندهها
نسبت به حفظ اوراق و اسناد دقت کافی به عمل آید و وضعیت بایگانی بنحوی باشد که دسترسی به پروندهها بفوریت انجام گیرد و از سپردن اوراق و یا پروندهها به اشخاص فاقد صلاحیت جداً خودداری نمایند.
(30 ص3)
مشکل چهارم: منضبط نبودن بايگانيهای راكد و عدم دسترسي سريع به پروندههاي استنادي (32 ص 92)
راهکار 1 : فعال كردن سيستم بايگاني راكد
ضرورت لزوم بازبيني پروندههاي ارسالي به بايگانيهاي راكد دادسراها و دادگستريها به وسيله قضاتي كه از دقت فراوان برخوردار هستند چرا كه بسيار فراوانند پروندههايي كه به بايگاني راكد ارسال ميشوند به لحاظ مسايلي از قبيل عدم ابلاغ، رفع ممنوعالخروج بودن فرد و يا عدم فك قرار وثيقه متهم پرونده و يا عدم اعلام سابقه محكوميت كيفري محكوم عليه به مراجع ذيصلاح و يا عدم ابلاغ رفع توقيف از وسيله نقلیه تحت تعقيب و يا وصول نامه آزادي متهم از زندان و… از مواردي است كه باعث مراجعات فراوان مردم به تشكيلات قضايي ميباشد. و اگر بازبيني پروندهها با دقت بيشتري مورد توجه قرار گيرد بالطبع حضور مجدد ارباب رجوع كمتر خواهد بود و يا در رسيدگي به تعداد بسيار زيادي از پروندههاي مطروحه در مراجع قضايي، بنا به دلايل و موارد مختلفي از طرف شاكي يا خواهان، پروندههاي موجود در بايگاني راكد، يا جزء مستندات پرونده در حال رسيدگي قرار ميگيرند و يا قاضي مرجوعاليه جهت اطلاع از اوضاع و احوال پرونده مطرح رسيدگي و حصول قناعت وجداني نياز به مطالعه و يا ملاحظه پرونده استنادي مورد نظر در بايگاني راكد را پيدا ميكند، ولي به لحاظ عدم دسترسي به موقع به پرونده موجبات اطاله دادرسي به صورت ناخواسته فراهم ميگردد كه با ملاحظه فعاليت دادگاههاي عمومي و انقلاب و به همريختن سيستم دادسرا در چند سال قبل مشاهده ميگردد وضعيت بايگانيهاي راكد فعلي در مراجع قضايي بسيار نابسامان گرديده به نحوي كه كنترل و بر روي نظم و قاعده قرار دادن پروندههاي بايگاني راكد (كه هنوز تعداد زيادي ا زآنها از محل بستهبندي خود خارج نشدهاند) از دست مسؤولين حوزههاي قضايي بنا به دلايل متفاوتي از جمله:
الفـ فقدان نيروي متخصص و كارآمد دلسوز. بـ نداشتن سازو كار و فضاي مناسب جهت انتظام بخشيدن و نگهداري پروندههاي مذكور. جـ عدم رغبت كارمندان جهت ادامه خدمت در بايگاني راكد به لحاظ عدم توجه كافي مسؤولين در اين زمينه و نداشتن مزايايي كه براي ساير كارمندان قسمتهاي مختلف در نظر گرفته ميشود. خارج گرديده است.
راهكار2 : اهتمام در اصلاح ساختار بایگانی راکد
اهتمام در اصلاح ساختار بايگاني راكد براي سهولت تحويل پروندههاي استنادي به شعب محاكم بايگاني به صورت رايانهاي شود و با نظم دادن به بايگاني از مفقود شدن پروندهها جلوگيري به عمل آيد و در صورت عدم مواظبت و مفقود شدن پرونده با متخلف برخورد قانوني شود.
(30 ردیف 35 ص3)
لذا ميطلبد جهت جلوگيري از اطاله دادرسي در مراجع قضايي نسبت به سروسامان دادن بايگانيهاي راكد و انتظام بخشيدن به وضعيت آنها اقدام عاجل صورت گيرد تا يكي از موارد اطاله دادرسي حتي به صورت جزيي، منتفي گردد.
(30 ص4)
مشکل پنجم : مفقود شدن پروندهها در بایگانیهای راکد (32 ص 92) و (16 ص 57)
راهکار 1 : اصلاح ساختار بایگانی راکد
راهکار 2 : نظم دادن به بایگانیها
مشکل ششم : مفقود شدن برگهایی از پروندهها
راهکار 1 : ارسال پرونده از طریق پیک یا پست سفارشی
راهکار 2 : تحویل و تحول پروندهها و اسناد از بایگان قدیم به بایگان جدید
راهکار 3 : لاک و مهر نمودن سندها و ضمایم مهم پروندهها و اعطای رسید
راهکار 4 : بستهبندی مناسب پروندهها برای جلوگیری از مفقود شدن اوراق
(30 ص 4)
مشکل ششم: عدم تايپ سريع و صحيح دادنامهها:
حكمي كه از دادگاه بدوي صادر ميشود بايد ابتدا تايپ و سپس براي اصحاب دعوا ابلاغ گردد، لذا اگر امكان تايپ حكم در همان روز باشد كار به سرعت انجام ميشود ولي در مواردي پيش ميآيد كه تايپ و ابلاغ رأي طولانيتر از حد معمول ميگردد.
(30 ص4)
گاهي نوشتن و تايپ دوباره يك رأي سه ماه كار را به عقب مياندازد.
راهکار : نظارت بر تایپ سریع و صحیح دادنامه
(33 ص102)
راهکار 2 : استفاده از رایانه در تایپ دادنامهها جهت تسریع در کار
تايپ به وسيله ماشين تحرير با توجه به مكانيكي بودن آن كند است و غلطگيري اين احكام وقتگير است براي بهتر و سريعتر شدن اين مرحله استفاده از رايانه و تايپ رايانهاي احكام ضرورت دارد.
(26 ص11)
راهکار 3 : آموزش لازم به تمام مسؤولين اپراتور بلحاظ آشنايي با امورالفاظ حقوقي داده شود.
راهکار 4 : طراحي و ارائه فرم مربوط به رأي
(ش54 ص 3)
راهکار 5 : افزایش نیروهای آشنا به تایپ و رایانه
-
1. بخش نامه شماره 7037/ح/33947ـ 3/8/1337.
چون بعضي از دادگاهها و دادسراها در موقع تعيين اوقات دادرسي و تجديد وقت دقت لازم را معمول نداشته و گاهي بدون مراجع به تقويم رسمي اقدام به تعيين وقت مينمايند كه تصادفاً وقت مقرره مصادف با روز تعطيل رسمي ميگردد، و به اين علت انجام دادرسي و رسيدگي غير مقدور شده و موجب تأخير رسيدگي به دعاوي و اتلاف وقت ميگردد. بنابراين ياد آور ميشود كه مراتب لازم معمول داريد كه تعيين اوقات رسيدگي قبلاً به تقويم رسمي مراجعه شود. ↑











پاسخ